تبليغاتX
بهترین لینک باکس

بهترین لینک باکس

هلو

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 7:27  توسط مجید  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 20:43  توسط مجید  | 

تلفن موبايلم زنگ ميزنه،گوشی رو از ته جيبم در ميارم
ميگه : سلام ، خوبی ؟
صدای ترافيک توی خيابون نميگذاره درست بشنوم . به کوچه خلوتی وارد ميشم.
ميگه : سلام منم !
ميگم : { با تعجب} توئی ؟ چيکارم داری ؟
ميگه : دلم برات تنگ شده !
ميگم : مگه تو هم " دل " داری ؟

موبايلم رو خاموش ميکنم و به راهم ادامه ميدم... اما يک مشت خاطرات کمرنگ هنوز توی ذهنم بالا و پائين ميرن

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 2:29  توسط مجید  | 

فیلتر شکن

فیلتر شکن

امروز چند تا فیلتر شکن جدید گزاشتم

http://refinance.org/%20

http://www.guxi.info/%20

http://www.ovot.info

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 10:38  توسط مجید  | 

مدیران و برنامه ریزی راهبردی

تصمیمات استراتژیک مدیران ، تأثیر عمیقی بر فنا یا بقای سازمان دارند. وظیفه اصلی مدیران ارشد سازمان ها ، برآوردن نیازهای آتی زیرمجموعه بر اساس تصمیم سازی و تصمیم گیری استراتژی بهینه است. مدیران کلان ، تصمیمات راهبردی و محتوای آن را در سازمان ها تعیین می کند. راهبرد ،در واقع یک سفر فکری از شناخته ها به ناشناخته هاست.

راهبردها ، جنبه ها و جلوه های متفاوتی دارند که با آگاهی از این وجوه ، می توان راهبرد مدیران موفق را تشخیص داده و از آنها درس گرفت و با توجه به شرایط ، راهبردی مناسب برای مواضع خود یافت . میتزبرگ- اندیشند مدیریت – معتقد است که طراحی راهبردی به سه صورت انجام می گیرد:

·        ریسک جویانه

·        تطابقی

·        مدون و بر اساس برنامه

برخی محققان مدیریت نیز طراحی راهبردی انفعالی را قبل از طراحی راهبردی ریسک جویانه می پردازند که در زیر به توضیح مختصری از هر یک از چهار صورت یاد شده می پردازیم.

 

طراحی راهبردی انفعالی

شعار مدیرانی که این گونه می اندیشند ، چنین است: « هر چه پیش آید خوش آید » گاهی مدیران دولتی ( در رده های اجرایی و میانی ) ، از این گونه طراحی راهبردی و در حقیقت از استراتژی  « باری به هر جهت » استفاده می کنند. از شاخص های این گونه سازمان ها ، ریخت وپاش های زیاد ، موازی کاری ، بوروکراسی وسیع ، تورم نیروی انسانی و فعالیت های غیر منطقی و غیر عملی است.

 

طراحی راهبرد به شیوه تطابقی

در این روش ،مراد از تطابق دادن سازمان با شرایطی است که در هر زمان بر آن تحمیل می شود. در این روش ،مدیر از روی ناچاری و باری به هر جهت کار نمی کند، بلکه همراه با تغییرات محیط ، قدم به قدم جلو میرود. مدیرانی که از این نوع طراحی راهبردی بهره می برند ، معمولاَ کار خود را با سرمایه زیادی آغاز نمی کنند و مدام به نیازهای مراجعان و مشتریان توجه دارند. مدیران تطابقی ، آهسته و فقط در مواقع ضروری قدم بر می دارند. یک مدیر ریسک طلب ممکن است بی پروا در برابر رقبا قد علم کند ، در حالی که در روش تطابقی ، مدیر در برابر اقدامات رقبا به دفاع محتاطانه می پردازد.

 

طراحی راهبرد به شیوه طرح ریزی و مدون

در این روش ، مدیر ، یک چارچوب دقیق برای تصمیم گیری ترسیم و مسیر اقدامات را حتی المقدور و به وضوح و صراحت بیان می کند. این گونه مدیران ، محیط و سازمان خود را مرتباَ و به طور دقیق تجزیه و تحلیل کرده و برنامه ای مدون تهیه می کنند که به موجب آن آگاهانه با رخداد ها مقابله می کنند.

وجه تمایز چهار شیوه یاد شده ، نقطه اتکا و محور هر یک از روش هاست که در روش ریسک کردن ، جدیت بر ریسک کردن ، در روش تطابقی ، بر تطابق با محیط و در روش مدون بر بررسی محیط قرار دارد ، ولی در روش انفعالی (یا همان الله بختکی ) محور مشخصی وجود ندارد.

البته اینگونه نیست که همیشه تنها یکی از این چهار روش وجود داشته باشد ؛ وضعیت پنجم و ششم یا وضعیت های ترکیبی هم وجود خواهد داشت.

ممکن است در هر زمان یکی از راهبردها ، قابلیت پذیرش یا اجرا داشته باشد. در کشور ما ، روش های انفعالی ، ریسک جویانه و تطابقی رایج تر است و در هر حال انتخاب و طراحی راهبرد ها ، به شرایط زمانی و مکانی بستگی دارد

اشتباهات مديران منابع انساني

نويسنده: مهرداد جهانديده كاظم‌پور

چكيده

اين مقاله به مهمترين اشتباهات مديران منابع انساني و كاركنان در رابطه با مديريت عملكرد مي‌پردازد و د ر رابطه با پرهيز از اين اشتباهات رايج الگويي ارائه مي‌كند. اين مقاله سعي دارد، تا بازگو نمايد كه چگونه فرآيند مديريت عملكرد با رويكردي نوين و كاربردي، سازمان را در جهت تشخيص مشكلات عملكردي و در نتيجه از ميان برداشتن موانع در قالب الگويي هفت عامله، حمايت مي‌كند.

ده اشتباه رايج ارزشيابي، اشتباهات رايج دپارتمان‌هاي منابع انساني در خصوص فرايند و اجراي ارزشيابي، ماهيت، بهبود، مشكلات و الگوي ارزشيابي عملكرد مباحث اين مقاله را تشكيل مي‌دهند.

كليدواژه(ها) : ارزشيابي؛ مديريت عملكرد؛ ارزيابي عملكرد

 

1- مقدمه

نمي‌توان سنجيد اما نسنجيده عمل كرد. بسياري از مديران امروزه به دلايل متعدد دچار روزمر‌گي (مودا) شده و در نتيجه فعاليت‌هاي فاقد ارزش افزوده انجام مي‌دهند كه تكرار انجام آنها منجر به باورهاي غلط مي‌شود. اين مقاله سعي دارد مهمترين اشتباهات مديران منابع انساني و كاركنان را در رابطه با مديريت عملكرد بيان نمايد و د ر رابطه با پرهيز از اين اشتباهات رايج الگويي ارائه كند.

همزمان با گرايش سازمان‌ها به سوي رقابت، تكنولوژي و مديريت و ترقي اقتصاد نوين، فشار در جهت ايجاد لبه برنده طرح‌هاي استراتژيك براي سازمان‌ها افزايش مي‌يابد. اين طرح‌ها جهت اجرا نياز به روش فوق العاده‌اي دارند تا سازمان‌ها را در صدر رقابت ابقا نموده و به طور پيوسته براي سازمان، صاحبان سهام و تمامي ذينفعان ذيربط، ايجاد ارزش نمايند.

خوشبختانه سازمان‌ها در اين دهه يا حتي در اين چند سال اخير دست از خيالبافي برداشته و امروزه به طرقي در حال ايجاد ارزش مي‌باشند. وليكن در جاده منتهي به ارزش افزوده، با موانعي برخورد مي‌نمايند كه تا همين اواخر كسي حتي فكرش را هم نمي‌كرد. سهم قابل توجهي از اين موانع از پارادايم‌هاي ذهني مزمن، باورهاي غلط و گاه اشتباهات مديران نشأت مي‌گيرد. ذكر اين نكته ضروري است كه حتي بهترين فرآيند مديريت عملكرد طراحي شده، تنها زماني اثربخش خواهد بود كه متناسب با سبك رهبري، سبك مديريت، باورهاي مديران و كاركنان و فرهنگ سازمان ذيربط باشد. اين مقاله سعي دارد، تا بازگو نمايد كه چگونه فرآيند مديريت عملكرد با رويكردي نوين و كاربردي، سازمان را در جهت تشخيص مشكلات عملكردي و در نتيجه از ميان برداشتن موانع در قالب الگويي هفت عامله، حمايت مي‌كند. اين مقاله شامل چهار بخش است. در بخش اول ده اشتباه رايج مديران كه موجب اشتباه در ارزشيابي عملكرد مي‌شود مطرح مي‌گردد. در بخش دوم طي بررسي‌هاي به عمل آمده در دپارتمان‌هاي منابع انساني، به رايج‌ترين اشتباهات مديران منابع انساني اشاره خواهد شد. سپس در بخش سوم پيرامون بهبود عملكرد مواردي مطرح خواهند شد و نهايتاً در بخش چهارم جمع‌بندي و نتيجه‌گيري خواهيم كرد.

2- ده اشتباه رايج ارزشيابي

1- صرف وقت بيشتر براي ارزشيابي عملكرد نسبت به طرح‌ريزي عملكرد و يا نسبت به ارتباط كاري موجود ارزشيابي عملكرد، نقطه پايان يك فرآيند پيوسته است . فرآيندي كه مبناي آن ارتباط مطلوب ميان مدير و كارمند است. بنابراين به جاي ارزشيابي در پايان سال، وقت بيشتري را بايد صرف پيشگيري از مشكلات عملكردي نمود. هنگامي كه مديران در طول سال رويه مثبتي را اتخاذ مي‌كنند، ارزشيابي ساده و آسان خواهد بود.

 

2- مقايسه كاركنان با يكديگر: چنانچه مي‌خواهيد موجب پديد آوردن احساسات منفي شويد، به روحيه كاركنان خود آسيب بزنيد و در آنها به گونه‌اي نامطلوب چنان حس رقابتي بوجود آوريد كه توان كار گروهي را از دست دهند، آنان را درجه بندي نموده يا با هم مقايسه نماييد. اين شگردي تضمين شده است. بدين ترتيب مدير نه تنها موجبات اصطكاك ميان كاركنان را پديد مي‌آورد، بلكه خود، هدف اصلي اين كينه توزي قرار مي‌گيرد.

 

3- فراموش كردن اين مطلب كه هدف از ارزشيابي، پيشرفت است، نه سرزنش كردن: ما بدين منظور دست به ارزشيابي مي‌زنيم كه به بهبود عملكرد كمك كنيم، نه آن كه مقصر بيابيم و سرزنش كنيم. مديراني كه اين امر را فراموش مي‌كنند اعتماد كاركنانشان و حتي سازگاري آنها را از دست مي‌دهند.

 

4- باور به اين كه فرم نرخ ارزيابي وسيله‌اي است عيني و بازتاب دهنده واقعيت به طور منصفانه: بسياري از مديران براي ارزشيابي كاركنان از فرم‌هاي نرخ ارزشيابي استفاده مي‌كنند، چرا كه نسبت به گونه‌هاي ديگر ارزشيابي سريعتر انجام مي‌گيرد. واقعيت اين است كه اگر از دو شخص بخواهيد يك كارمند را ارزشيابي كند، احتمال تطابق نتايج بسيار اندك است و اين نشان مي‌دهد اين شيوه ارزشيابي تا چه حد ذهني است. اين مطلب را بارها و بارها به خود گوشزد كنيد. نرخ‌ها ذهني هستند. فرم‌هاي نرخ ذهني است، عيني نيست.

 

5- استفاده صرف از ارزشيابي براي تعيين حقوق كاركنان: بسياري از مديران چنين مي‌كنند. آنان تنها هنگامي‌كه بخواهند افزايش حقوق كاركنان را تأييد يا رد كنند، دست به ارزشيابي مي‌زنند. اما بايد به خاطر داشت كه ارزشيابي عملكرد براي «بهبود عملكرد» است نه فقط براي حقوق (گو اين كه برخي مي‌پندارند، تنها براي حقوق است) هر شخصي؛ صرف نظر از اين كه مسأله پول (حقوق) در ميان باشد يا خير، نياز به بازخورد در زمينه شغلي خود دارد

مراحل اجرایی مدیریت جامع کیفیت

اجرای مدیریت جامع کیفیت باید تدریجی و طی مراحلی  انجام گیرد. از زمان زمان تصمیم به اجرای آن تا ادغام کامل با کار روزمره کارکنان سالها طول می کشد. هیچ راه میان بری برای کوتاه کردن این فاصله زمانی وجود ندارد. برای پیاده کردن مدیریت جامع کیفیت الگوهای اجرایی مختلفی به وجود آمده است اما بهترین الگوی اجرایی وجود ندارد. برای اجرای مدیریت جامع کیفیت در جمهوری اسلامی ایران یک الگوی شش مرحله ای ارائه می شود اما باید توجه کنیم که مرز بندی کاملاً مشخصی بین این مراحل وجود ندارد و در حین اجرا نیز سازمانهای مختلف ممکن است این مراحل را با سرعتهای متفاوت طی کنند. شروع صحیح اجرای مدیریت جامع کیفیت و صبر و شكيبايي شرط اول موفقیت می باشد.

مراحل اجرایی مدیریت جامع کیفیت

*مرحله آگاهی

در این مرحله توانائی های بالقوه موجود برای اجرا شناسایی می شود و درباره اجرای مدیریت جامع کیفیت تصمیم گیری به عمل می آید. در پایان این مرحله باید مدیریت ارشد درک روشن و کاملی از مدیریت جامع کیفیت و روشهای جامع کیفیت و روشهای دستیابی به آن پیدا کند;بدین منظور شرکت در دوره های آموزشی مطالعه مقالات و کتابهایی درباره مدیریت جامع کیفیت ضروری می باشد. تشکیل یک تیم کاری متشکل از مدیران ارشد برای ارزیابی سازمانی و تهیه پیشنهادی برای تصمیم گیری درباره اجرای مدیریت جامع کیفیت لازم است.

زمانی که مدیران ارشد تعهد خود را به اجرای مدیریت جامع کیفیت نشان دادند باید به سوالات کارکنان درباره ضرورت تغییر پاسخ دهند. باید باب بحث و گفتگو در سازمان باز شود و مدیریت ارشد با ارائه دلایل انتخاب مدیریت جامع کیفیت ارشد با ارائه دلایل انتخاب مدیریت جامع کیفیت و نتایج مورد انتظار از اجرای آن، زمینه پذیرش آن را در کارکنان به وجود آورد.بنابراین مرحله آگاهی مرحله ایجاد آمادگی برای تغیر می باشد. این مرحله معمولاً بیش از یک سال طول می کشد.

*مرحله کسب دانش و مهارتها

در این مرحله پایه های مدیریت جامع کیفیت ریخته می شود;بدین معنی که ابزار و روشهای ارتقای مستمر کیفیت آموزش داده می شود;برای ایجاد جو فرهنگی مناسب جهت پرداختن به ارتقای کیفیت برنامه ریزی می شود;اولین علائم کار تیمی ظاهر می شود و بلاخره سازمان به سنجش و پایش کیفیت اقدام می کند.
کارهایی که در این مرحله باید انجام گیرد عبارتند از:

ایجاد صلاحیتهای لازم در مدیریت از طریق آموزش ابزار و فنون ارتقای مستمر کیفیت و دانش ارتقا

ایجاد صلاحیتهای لازم در کارکنان از طریق آشنایی با فلسفه و اصول مدیریت جامع کیفیت ویژکیهای فرایندها و اهمیت کار تیمی برای ارتقای آنها

ارزیابی فرهنگ سازمانی به منظور تغییر در فرهنگ سازگار با ارتقای مستمر کیفیت;بدین منظور باید برنامه ای تدوین و اجرا گردد که در سایه آن جو اعتماد و ارتباط روشن بین مدیران و کارکنان ایجاد شود.

مشخص کردن مشتریها و تعیین نیازها و انتظارات آنان.هر واحد باید فرایندهای کلیدی و مشتریهای آنها را تعیین کند سپس از طریق گفتگوی مستقیم یا کسب پس خوراندهای منظم و نیازها و انتظارات مشتریها تعیین کند.

انتخاب یک روش ارتقای کیفیت;روش FOCUS-PDCA پیشنهاد می شود.

تشکیل تیمهای ارتقای کیفیت و آموزش آنان

ارتقای تعدادی فرایند کلیدی جهت کسب تجربه

*مرحله برنامه ریزی بلند مدت مدیریت جامع کیفیت یک فلسفه مدیریتی جامع بلند مدت و پویا می باشد.برای استفاده از منافع کامل آن باید برنامه ریزی بلند مدت به عمل آید،در این مرحله کارهای زیر انجام می گیرد:

یک ارزیابی درونی کیفیت برای تشخیص نقاط قوت و ضعف

تعیین رسالت و دورنمای سازمان

تعیین اهداف بلند مدت و استراتژی های دستیابی به آنها

تدوین شیوه ارزشیابی برنامه

باید برای تحقق این مرحله از مراحل اجرایی فرهنگ سازمانی با ارزشهای اساسی مدیریت جامع کیفیت سازگار باشد.وجود جو اعتماد ،تفکر قدرت بخشیدن به کارکنان و مشارکت آنان در ارتقای فرایندها،اعتماد به کار تیمی و بهبود عملکرد فرایندها و بطور کلی باور فلسفه مدیریت جامع کیفیت و منافع دراز مدت آن از شرایط اساسی برای برنامه ریزی استراتژیک تلقی می شوند;بنابراین مرحله دوم یعنی مرحله کسب دانش و مهارت تا زمانی ادامه می یابد که جمیع شرایط برای ورود به این مرحله فراهم گردد. 

*مرحله برنامه ریزی تفصیلی در این مرحله همه بخشها و واحدهای سازمانی بر اساس برنامه بلند مدت،برنامه های یک ساله تدوین می کنند.در این مرحله بخشها و واحدها باید کارهای زیر را انجام دهند.

فرایندهای اساسی خود را تعیین کنند.

مشتریهای فرایندها را مشخص کنند.

نیازها و انتظارات مشتریها را تعیین کنند.

فرایندهایی را برای ارتقا انتخاب کنند.

اهداف اختصاصی ارتقا را تنظیم کنند.

تیمهای ارتقای فرایندها را تشکیل دهند.

نشانگرهای ارتقای کیفیت را تعیین کنند.

 *مرحله اجرا در این مرحله بخشها و واحدها برنامه های سالانه خود را اجرا می کنند.در این مرحله باید کارهای زیر انجام شود:

تیمهای ارتقا فرایندهای خود را ارتقا دهند.

یک سیستم ارتباطی منظم و قوی برای انتقال تجربیات ایجاد شود.

یادگیری در عمل ترغیب شود.

موانع و مشکلات ارتقای فرایندها از میان برداشته شود.

یک سیستم تقدیر و تشویق کار آمد به وجود آید.

پیشرفتها پایش شوند.

دستاوردها حفظ شوند.

 *مرحله ارزشیابی باید سالانه از برنامه های ارتقای کیفیت ارزشیابی به عمل آید تاعلل موفقیتها و احیاناً شکستها مشخص گردد.اگر چه مدیران و کارکنان اغلب از نتایج مثبت اجرای برنامه ها بیشتر خوشحال می شوند ولی تجربیات مثبت و منفی هر دو آموزنده می باشند.هر تجربه منفی شاید فرصت بیشتری را برای کسب تجربه و یادگیری فراهم کند.

 

پایانعناصر ساختاری مدیریت جامع کیفیت

اهم عناصر ساختاری عبارتند از:

تعهد مدیریت ارشد:

برای رهبری و حمایت از تلاشهای مدیریت جامع کیفیت، فرهنگ سازی و نهادینه کردن آن در سازمان ضروری است.

ساختار حمایتی :

ایجاد یک ساختار مدیریتی جداگانه برای تعیین الويت ها و پایش اجرای مدیریت جامع کیفیت ضروری است. معمولاً شورای کیفیت یا کمیته ارتقای کیفیت به عنوان یک ساختار حمایتی و تسهیل کننده با مشارکت تیم مدیریت ارشد ایجاد می شود.

تیمهای ارتقا:

اگر فلسفه مدیریت جامع کیفیت به درستی درک شود باید در اجرای آن تیمهای فرا بخشي با عضویت صاحبان فرایندها از واحدها و بخشهای مختلف سازمانی تشكيل شوند و سنجش، پایش، کنترل و ارتقای عملکرد فرايند هاي اصلی و کلیدی را به عهده بگیرند.

روش و ابزار ارتقا:

باید برای ارتقای فرایندها یک روش علمی توأم با ابزار ساده و کاربردی وجود داشته باشد و همه مدیران و کارکنان نیز در رابطه با استفاده از روش و ابزار مورد نظر آموزش ببینند.وجود روش و ابزار استاندارد و استفاده از آنها زبان مشترک ایجاد می کند.

روشها و ابزار آماری:

استفاده از روشها و ابزار آماری از جمله کنترل آماری فرایند،برای سنجش،پایش،کنترل و ارتقای عملکرد فرایندها ضروری است به عبارت دیگر ارتقای عملکرد فرایندها باید مبتنی بر حقایق باشد.

مهارتهای انسانی:

چون مدیریت جامع کیفیت یک رویکرد مدیریتی مبتنی بر کارکنان است بنابراین باید مهارتهای لازم برای برقراری ارتباط انگیزش حل تضادها و ... وجود داشته باشد.

روشی برای انتقال صدای مشتریها به داخل سازمان:

برای آن که نیازها و انتظارات مشتریها به ویژگیهای کیفی خدمت تشکیل شود ازquality function deployment استفاده می شود.

مهندسی مجدد فرایند:

گاهی لازم است برای پاسخگویی به نیازها و انتظارات مشتریها فرایندها از نو طراحی شوند;این اقدام را مهندسی مجدد فرایند می نامند.

نظام ارتباطی موثر و کارآمد:

برای اجرای مدیریت جامع کیفیت وجود یک نظام ارتباطی موثر و کارآمد ضروری است.نظام ارتباطی باید حول محور پاسخگویی به نیازها و انتظارات مشتریها (داخلی و خارجی)شکل گیرد. تاروپود همه تلاشهای ارتقای کیفیت و رشته اتصال مغزها و دلهای کارکنان و مدیران نظام ارتباطی است:به همین دلیل در سازمانهایی که مدیریت جامع کیفیت پیاده می شود به کارآمدی نظام ارتباطی اهمیت فوق العاده ای داده می شود.

نظام تقدیر و تشویق:

وجود نظام تقدیر و تشویق موثر و حساس نیز یکی از ساختارهای مورد نیاز برای اجرای مدیریت جامع کیفیت می باشد.اگر چه خود فلسفه فرایندگرا ماهیتاً انگیزش درونی کارکنان را تقویت می کند ولی مدیریت نیز برای نشان دادن علاقه و همایت خود باید مناسب ترین روشها را برای تقدیر و تشویق از تیم های ارتقا انتخاب نماید.هر بار تقدیر یا تشویق مناسب،روح جدیدی در کالبد کارکنان می دهد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 10:27  توسط مجید  | 

خرده سيستم روانشناسي اجتماعي

اگر شخصي ، سازماني و ملتي مجموعه اي جدا ازهم جلوه كنند بايد گفت سيستم ازارتباطات احتمالي دروني خود دور شده است و تضاعف آن به سوي فرسودگي و كهولت "آنتروپي مثبت " سير مي كند. براي بررسي علل بروز اين وقايع بايد از روانشناسي اجتماعي كمك گرفت . روانشناسي اجتماعي فرايند بررسي هويت اجتماعي است كه الگوهاي رفتاري را در ارتباطات اجتماعي تبيين مي كند. فرايند ارتباطات و الگوهاي رفتاري تحت تاثير عوامل جدول  "2" قرار دارد.

پذيرش عمومي : كنش فوري سيستم نشانگر توافق آني عناصر دروني و بروني است كه به تدريج پذيرش عمومي را به وجود مي آورد. از اين رو، نمايش صحنه هاي جذاب در فيلم سينمايي مي تواند نمونه اي از پذيرش عمومي ايجاد كند. پوشش موردپسند جديد وابتكاري افراد با باوري همراه است كه افكار عمومي آن را به تدريج كسب مي كند، لذانوعي ديگر از پذيرش عمومي است . بنابراين ، اگر مصرف كننده اي الگوي رفتاري خود راچندبار تكرار كند رفتار مزبور مشروع و پسنديده مي شود. اكثر اقدامات جاري سيستم هانشانگر تفاهم عمومي پيش از پذيرش الگوهاي رفتاري است .

 

 

جدول  2  - مولفه هاي تاثيرگذار بر فرايند ارتباطات و الگوهاي رفتاري 

سازو كارها

مولفه ها

* تكرار رفتارها و كثرت واكنشها

 

پذيرش عمومي

* انطباق انتظارات با واقعيتها

* سازگاري معيارها با خواسته ها

* نمايش جلوه هاي باطني شخص

 

هويت

* تبيين خصيصه هاي دروني فرد

* تصوير پردازي از خود در تعامل با ديگران

* تقش راهنما داشتن معيارها در پرورش احساسات

 

هنجارها-احساسات

* الگوي رفتارپردازي محركها - واكنشها

* عمل انگيزشي - ادراكي تصميم سازي

* سازگاري انتظارات با ارزشها

 

انتظارات -ارزشها

* جلوه گري ارزشها در پرورش انتظارات

* پرورش ساز واكنشها و پاسخها

* نشانگرقدرت ، شجاعت ودرايت تصميم سازي افراد

 

فاصله تصميم گيري

* نمايش توزيع نابرابر قدرتهاي تصميم گيري

* نمايش دهنده سرعت و تامل تصميم گير

* پوشش قلمرويي به تعامل نيروهاي دروني فرد

 

ضمير- منش انساني

* صافي ادراك و تحليل

* مولفه هاي هويت ساز فرد

 

 

هويت : اين عامل از مهمترين مولفه هاي روانشناسي اجتماعي است زيرا جوهره جلوه و تصور هر سيستم را نشان مي دهد. هر سيستم تصوري از خود دارد كه بر آن اساس دراذهان عمومي ظاهر مي شود. هويت از منظر شخصي و تلقي ديگران در چارچوب تصورات تبيين مي شود. اين عامل رويكرد سيستم رفتاري در نگرش به خود و ديگران است .

هويت زماني پايدار و باثبات مي شود كه با خودشناسي ، و تصويرپردازي ازخودتكامل يابد. از اين رو سيستمي رفتاري پيش از اتخاذ تصميمي و مبادرت به عملي ابتدا هويت خود را مطابق تصوراتي مي بيند كه در آن زمان پنداشته است ، آنگاه درزمانهاي مختلف به ارزيابي و بازنگري مي پردازد.

در جوامع انساني دو گروه اصلاح گر رفتارها، آموزگاران و نيروهاي انتظامي هستند.ادراك ما از سيستم رفتاري احتمالا نمي تواند همان ادراكي باشد كه ديگران آن را براي خود به وجود مي آورند. كثرت در ادراك افراد از واقعيات جوامع انساني است . تلقيهاي شخص از شجاعت ، سخاوت و زيبايي ممكن است جنبه عمومي نداشته باشد، بر اين اساس است كه بايد به تصويرسازي معرفي فرآورده ها پرداخت تا بتوان ادراك مشترك دراذهان بينندگان به وجود آورد.

 

تصورات را مي توان صافي تفكر انسانها، عطرهاي مست كننده و حسادتهاي انگيزشي معرفي كرد كه با سيستمهاي رفتاري ديگري قابل شناسايي نيستند. وظيفه اصلي روابط عمومي سازمانها تصويرسازي سيستمهاي خدماتي و فرآورده ها، حجم مبادلات تجاري ، كيفيت توليد و موارد استعمال آنها است .

هنجارها - احساسات : بخشي از طبيعت هر سيستم را رسوم و الگوهاي همپاياني شكل مي دهد كه در چارچوب معيارها و ضوابط سيستم برين تحقق مي يابد. مثلا عبارت كار صادقانه در برابر پرداخت صادقانه روزانه نمونه اي از هنجارهاي كاري است . انتقال ساعات و مركز خريد مردم در طول روز به ساعاتي در طول شب و به مراكز خريد دربازارهاي محلي حاكي از امكان تغيير هنجارهاي تغيير ساعت و محل خريد مردم است .از ديگر هنجارهاي جديد، استفاده از خدمات خريد شبكه پستي و اينترنتي است . ازاين رو، شبكه هاي نوين ارتباطات اجتماعي راههاي مناسبي براي آگهي و تبليغات تجاري به روي بازاريابان مي گشايد.

احساسات را مي توان الگوهايي تبييني براي بيان پاسخها "كنشها" در ازاي انگيزه هاي خاص "محرك " تعبير كرد، مثلا كودكي كه بستني روي پيراهن خود مي چكاند انتظار دارداطرافيان به كار او ترحم كنند و از اين كار متعجب شوند.

كارشناسان بازاريابي بايد پيوسته در جستجوي يافتن نشانه هاي تغيير در هنجارها واحساسات خريداران بازار هدف باشند تا بتوانند فرصتهاي جديد را شناسايي و طبقه بندي كنند

فاصله تصميم گيري : حدي است كه افراد براي اتخاذ راهكاري مي پذيرند. از آنجا كه قدرت و درايت تصميم گيري افراد متفاوت است جلوه اي از توزيع ناهمسان تصميمات به وجود مي آيد، اين جلوه نشانگر فاصله تصميم گيري است كه سرعت ، دقت ودورانديشي تصميم گيران را در برابر محركها به مثابه پاسخها نمايش مي دهد. هر اندازه واكنش فرد براي خريد فرآورده اي سريعتر باشد فاصله تصميم گيري كمتر است درحالي كه هرقدرت تامل و كنكاش بيشتري براي خريد فرآورده اي مبذول شود فاصله تصميم گيري بيشتر مي گردد.

 

 

 

انتظارات - ارزشها: اگر سيستمهاي رفتاري صرفا به رفتارهاي خاصي تمايل پيدا كنندو از معيارهاي مشروع و قانوني تبعيت كرده و اساسا هنجارها و احساسات جنبه عقلاني و ادراكي داشته باشند واكنشهاي مثبت ايجاد مي شود. گرايشها و تمايلات افراد در اين وضعيت به ارزشهاي هدف بيشتر جلب مي شوند. در غير اين صورت ، با بروز واكنشهاي منفي زمينه هاي طرد عامل شدت مي يابد.

 

ضمير - منش انساني : عامل مهم تاثيرگذار بر تصميمات سيستمهاي رفتاري ، ضمير ومنش انسان است . اين عامل شبيه ميدان نيرو است كه سيستم رفتاري افراد و سازمانها رااحاطه كرده است . درواقع ، ميدان نيرو مانند صافي كليه ارتباطاتي عمل مي كند كه به سيستم رفتاري وارد و از آن خارج مي شوند. اين ميدان كه ضمير و منش انسان است دائمابه ارزيابي نقاط قوت و ضعف پيامها مي پردازد. بيشتر سيستمها درتلاشند تا انرژي خود رادر سطح حداقلي نگهداري كنند. بقا و تكامل ، اهداف پايدار تمامي سيستمهاي رفتاري است كه نشانه اهميت و ارزش ضمير و منش انساني است . اين حالات براي هر نوع سيستم رفتاري شخص ، سازمان و مردم مصداق دارد ليكن نبايد ازنظر دور داشت كه هدف و پيامد هر نوع تصميم گيري و حركتي در آن راستا، رشد و عزت نفس انسان است ."هاوكنس و لوتانزه  7991".

 

نتيجه گيري

نحوه بررسي رفتار مصرف كننده تاثير بسزايي بر نوع نگرش و تحليل برنامه ريزان سازمانها و طراحان فرآورده هاي صنعتي دارد. تجربه دودهه سياستهاي توسعه صادرات در كشور نشان مي دهد صاحبان صنايع هنوز به نقش بازاريابان در برقراري تعامل سازمان با بازار به خوبي واقف نشده اند. به هرحال ، رويكرد نگرش رفتاري مقاله جلوه اي ازاهميت بهره گيري از روشهاي علمي را براي شناخت هنجارها، انتظارات ، ارزشها واحساسات گوشزد مي كند; علاوه بر اين ، روش نويني پيش روي بازاريابان براي تحقيقات بازاريابي مي گشايد تا با تامل بيشتري به آرمانها و خواسته هاي مصرف كنندگان بپردازند.

شناخت و طبقه بندي ابعاد و خصيصه هاي مصرف كنندگان سرآغاز هرگونه بهره گيري از منابع و فرصتهاي بازار و توانمندشدن براي تامين تقاضاهاست . بازاريابان با تحليلهاي رفتاري ، فعاليتهاي اكتسابي و غيراكتسابي مصرف كنندگان مي توانند وارد حوزه قلمروتصميمها و برنامه هاي هزينه اي مصرف كنندگان شوند و از اين طريق است كه به رسالت خود كه استقرار پل تعامل محيط بروني سازمان با محيط دروني آن بويژه براي طراحان فرآورده هاست تحقق بخشند.

هر بازاري نه تنها بايد براساس ويژگيهاي آن طبقه بندي شود بلكه بايد در چارچوب رفتارهاي مصرف كنندگان آن تجديد طبقه بندي گردد تا متناسب با سازه ها و سازوكارهاي حاصل ، برنامه ريزي توليد و فروش صورت گيرد.

 

 

منابع:

پيترز، توماس جي و رابرت اچ واترمن ، به سوي بهترينها، ترجمه و تلخيص مهدي قراچه داغي ، نشر هماگاه  ، 1374.

پيرس و رابينسون ، برنامه ريزي و مديريت استراتژيك ، ترجمه سهراب خليلي شوريني ،يادواره كتاب  ، 1377.

چت مايرز، آموزش تفكر انتقادي ، ترجمه خدايار ابيلي ، سمت  ، 1374.

حميدي زاده ، محمدرضا، تصميم گيري هوشمند و خلاق ، نشر ترمه  ، 1379.

حميدي زاده ، محمدرضا، پوياييهاي سيستم ، دانشگاه شهيد بهشتي  ، 1379.

* HODGETLS R.M.& F.LUTHAMS INTERNATIONAL MANAGEMENT, MCGRAW-HILL,CO.,SINGAPORE, 1997.

* ROTHSCHILD, M.L, MARKETING COMMUNICATION, D.C.HEATH CO.TORONTO, CANADA 1987.

* RYAN, WILLIAM T.,PRINCIPLES OF MARKETING, LEARNING SYSTEMS CO.ILLINOIS,

چین : پدیده اقتصادی قرن بیست و یکم

و تأملی بر مراودت تجاری ایران و چین

 

20 سال پیش ، یعنی در ابتدای راه سیاست های باز،کمتر کارشناسی توسعه اقتصادی پیشرفت و توسعه کنونی چین را پیش بینی می کرد. در حال حاضر ، سرعت و کیفیت توسعه چین برای بسیاری از پژوهشگران و صاحب نظران اقتصادی و سیاسی مایه تعجب و حتی نگرانی است ؛ تعجب به لحاظ شرایط و سابقه پیچیده ساختارهای سیاسی، اقتصادی و ایدئولوژیک این کشورو نگرانی به دلیل برهم خوردن بسیاری از روندهای اقتصادی چین به هم پیوسته و آثار کوتاه مدت آن بر بازارهای انرژی ، سرمایه و تجارت هویداست.

افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی به طور قابل توجهی به سرعت رشد اقتصادی چین وابسته شده و از سوی دیگر، پویایی اقتصاد جهان ، از آسیا و قدرت اقتصادی کشورهایی چون چین ، ژاپن و هند تأثیر می پذیرد. به این ترتیب ، چین پس از ژاپن که یکی از آسیا و قدرت اقتصادی کشورهایی چون چین ،ژاپن و هند تأثیرمی پذیرد. به این ترتیب ، چین پس از ژاپن که یکی از پدیده های اقتصادی قرن بیستم به شمار می رفت. به تدریج مبدل به پدیده اقتصادی قرن بیست ویکم می شود.

توسعه اقتصادی چین ، محصول یک فرایند هدفمند و برنامه ریزی شده است. این فرایند ، مبتنی بر پایه قدرت اقتصادی و قدرت علمی و فناوری است.

کارشناسان مسائل چین ، پیوند هدفمند توسعه اقتصادی و توسعه علمی را دلیل به وضعیت کنونی چین مهم ارزیابی می کنند.از سال 1979 ، با اجرای سیاست های باز،ساختار علمی ، تحقیقاتی و فنی چین دچار تحول شد. رهبران چین دوراندیشانه ، بنیاد توسعه اقتصادی این کشور را با پیشرفت علوم ، فناوری و تحقیق و توسعه پیوند زدند.

اولین اقدام چینی ها در این زمینه ، ایجاد مناطق ویژه توسعه علوم و فناوری و فعال کردن دانشگاه ها در این مناطق بود. در این راستا ، دولت برنامه های علمی مختلفی را برای توسعه علوم و فناوری و پیشبرد تحقیق و توسعه در پیش گرفت که از آن جمله برنامه صاعقه ، تحقیق و توسعه در فناوری پیشرفته (های تک) ، برنامه مشعل و .. بود. این برنامه ها در طول سالهای گذشته چین به فناوری های پیشرفته از طریق ایجاد انگیزه برای نوآوری ها ، کارآفرینی حمایت های دولت ، حمایت از پژوهشگران و نهادهای پژوهشی ، نقش حیاتی و تعیین کننده داشته است.

از سال 1995 تلاش عمده چینی ها بر محور توسعه و تحقیق در حوزه فناوری پیشرفته متمرکز شده است. همچنین چینی ها برای نهادینه شدن فرایند تحقیق و توسعه در این کشور نهادهایی همچون صندوق ملی علوم طبیعی ، مراکز ملی تحقیقات مهندسی و آزمایشگاه های کلیدی ایجاد کرده اند و حمایت های گسترده مالی و معنوی از دانشگاه ها و پژوهشگران و دانشمندان به عمل آورده اند.

در این راستا ، تدوین و اصلاح قوانینی همچون قانون ثبت حقوق مولفان و مخترعان حقوق ما کیست را در اولویت قرار داده اند. نتیجه این اقدامات، دستیابی چین به مدارج عالی علوم و فناوری است که به بهبود و رقابتی شدن اقتصاد این کشور انجامیده است. در حال حاضر، چین بالاترین میزان سهم تحقیق و توسعه را در میان کشورهای در حال توسعه دارد. بخش اعظم هزینه های تحقیق و توسعه (80%) به توسعه علوم و فناوری اختصاص دارد. علاوه بر این ، چین به لحاظ نگارش و چاپ مقالات علمی ، رتبه نوزدهم را در جهان دارد. تحول مهم چین در راستای پویایی توسعه و تکامل علوم و فناوری و پیوند سازماندهی شده با شرکتها و بنگاه های بزرگ بین المللی در حوزه تحقیق و توسعه (های تک) است که با عضویت چین در سازمان تجارت جهانی تشدید شده است.

بخش قابل توجهی از شرکتهای فعال و بزرگ حوزه رایانه و ارتباطات ، سرمایه گذاری های کلانی در چین انجام  داده اند ، به گونه ای که تنها در بخش ارتباطات ، بیش از 250 مرکز ، برنامه یا آزمایشگاه در فاصله سالهای 1990 تا 2004 ایجاد و اجرا شده است. در این ارتباط ، شرکتهای چینی با هدف بالا بردن توان رقابتی خود ، سرمایه گذاری گسترده ای را به صورت یک جانبه یا مشارکت با شرکت های خارجی آغز کرده اند ، به گونه ای که امروز توان رقابتی روند های تحقیق و توسعه در چین ، با استانداردهای جهانی و در مقایسه با شرکتهای فعال بویژه در حوزه ارتباطات برابر می کند.

 

و اما ایران وچین...

واردات محصولات چینی در چند سال اخیر و قیمت پایین این محصولات برای مصرف کنندگان آنقدر قابل ملاحظه است که به یکی از مباحث مهم مسئولان و کارشناسان اقتصادی تبدیل شده است.

مبادلات ما با چینی ها در حال حاضر آنقدر هست که چین می تواند به عنوان یکی از شرکای مهم تجاری ما در سطح جهان تبدیل شود. این از آن سو مهم است که ما می توانیم در صورت اندیشه درست و اقتصادی رابطه ای دو جانبه ، سالم و به نفع طرفین داشته باشیم تا بر خلاف گفته برخی از کارشناسان که معتقدند واردات کالاهای چینی صنایع ما را با بحران مواجه می کند ، تا بتوانیم با ورود فناوری ساخت محصولات ارزان قیمت با کیفیت بالا ، زیربنای تولیداتمان را آنقدر قوی کنیم تا در میدان رقابت منبع واردات کالاهای رقیب چشم ندوزیم.

روابط اقتصادی ایران و چین

رابطه اقتصادی ایران با چین به سالیان قبل باز می گردد؛ اما پس از انقلاب از 15 سال قبل وارد مرحله خاصی در زمینه تجارت . مبادلات بازرگانی با چین شده است. روابط اقتصادی طرفین نشأت گرفته از تمایل وتوافق مسئولان دو کشور است که اراده آنها در توسعه کار معطوف است.

رقم مبادلات ایران و چین از 200 میلیون دلار در سال 1990 به حدود 10 میلیارد دلار در سال گذشته میلادی رسیده است که این نشانگر تمایل طرفین به افزایش حجم مبادلات و روابط مستحکم اقتصادی است و در سال 84 به طوری تقریبی از مرز 10 میلیارد دلار گذشته که این از نظر حجم مبادلات بسیار بالا و به عبارتی معجزه آساست.

خوشبختانه چین یکی از نادر کشورهایی است که سهم مادر تراز تجاری با آن مثبت است. ایران بین 60 تا 62 درصد از این حجم مبادلات ما با دنیا بسیار ارزنده است. چین با این حجم مبادله کمکم به بزرگترین شریک تجاری ایران در سطح بین المللی تبدیل می شود. به طوری که امیدواری زیادی هست که تا پایان برنامه پنج ساله چهارم از مرز 12 میلیارد دلار هم عبور کند. در سال 2005 در 11 ماه مبادله حجم معاملات از 9 میلیارد و 300 میلیون دلار گذشت و سهم ما در این میان بیش از 68% بود.

قسمت اعظم فروش ما به چینی ها انرژی است یعنی نفت و محصولات پتروشیمی علاوه بر این ، محصولات سنتی ، سنگ های ساختمانی ، انواع محصولات معدنی غیر از مصالح ساختمانی و... تنوع آن زیاد است . این 10 میلیارد دلار آنقدر زیاد است که نمی توان روی اقلام خاصی انگشت گذاشت و می توان گفت همه چیز هست. اما از ایم میان 250 کالای صادراتی سهم انرژی بیش تر از بقیه است . و اما واردات ... حجم قابل ملاحظه ای از واردات پس از ماشین آلات ، محصولات مصرفی خانگی ، کالاهای مصرفی نظیر نساجی و کفش است. همچنین در طرحهای عمرانی مانند طرح راه آهن زیر زمینی ، طرح اسکله ، اتوبان شمال و ...

 

تولید ارزان ، فروش ارزان

کشور چین به صنایعش کمک فراوانی می کند و همین کمک ها باعث می شود تولیدات بسیار ارزانتر به دست مصرف کننده برسد . کشوری که توانسته ظرف 15 سال میزان صادراتش را از 2 یا 3 میلیارد دلار به 500 میلیارد دلار برساند چه کار کرده؟

فقط ارزان تولید کرده و ارزان فروخته و این به دلیل کمک های بی شائبه ای است که دولت چین به تولید کننده هایش می کند. بهره بسیار ارزانی که برای صادر کنندگان محصولات تولیدی و صنعتی وجود دارد. در آنجا بهره بین 4 تا 6 %  است. در حالی که در ایران نرخ بهره دو رقمی بین 12 تا 16 درصد است ، زمین برای ایجاد کارخانه در چین مجانی است در حالی که برای ایجاد کارخانه در ایران قیمت زمین بسیار گران است.

در چین تولید کننده ظرف یک ماه 80 %  پروژه را از طریق دوست تأمین می کنند و از دولت وام مناسبی می گیرد. این حمایت باعث شده است علاوه بر اروپا ، آمریکا ، آسیا و حتی آفریقا هم از ارزان فروختن چین رنج ببرند. پس تنها راهکار چینی ها برای موفقیت ارزان تمام شدن و ارزان فروختن است.

به همین خاطر مسئولان وزارت صنایع باید هیأتی تحقیقاتی به چین روانه کنند الگوبرداری مناسبی از روند رشد اقتصادی در چین به دست آورند، به این وسیله می توانیم قسمتی از راه را برویم. بهترین الگو برای ما خاور است ، چین ، تایوان، مالزی ، و حتی کره جنوبی؛ اما چین در رأس آنها است. این کشورها با حمایت دولتشان به تولید ارزان دست یافته اند؛ اما متأسفانه در ایران تولید کننده برای یک آب و برق و گاز باید چند ماه دوندگی کند. تا آن هم آیا بشود آیا نشود. اما در همین خاور دور که تا چند دهه پیش پشت سر ما قرار داشتند ، ظرف یک هفته امتیاز آب و برق و گاز آماده است.

در قرن 21 در چشم انداز 20 ساله کشورمان این ضعف ها صنعت کشور را آزار خواهد داد و فریاد کارگاه های کوچک بر آمده است. باید آنها را کمک کرد چگونه می توانیم در کارگاههای بزرگ کفش ما 100 کارگر مشغول به کار ند که می توانند 50 هزار کفش تولید کنند؛ اما یک کارگاه چینی با 5هزار کارگر 5میلیون کفش تولید می کند ما چگونه می توانیم با آنها رقابت کنیم . پس باید بیاموزیم و حداقل در پیش بینی برنامه های آینده مان از آنها الگو برداری کنیم. دنیا هم حیران همین است.

چین الان سومین اقتصاد در دنیا را دارد. پس از ژاپن و امریکا و چین در دنیا مطرح است. اما همین چین امروز ادعا می کنند ظرف 10 سال آینده بزرگ ترین اقتصاد دنیا را خواهد داشت البته طبق برنامه ریزی های دولتمردان چین ، تا 3 سال آینده حجم مبادلات این کشوراز 1500 میلیارد دلار هم فراتر خواهد رفت که اگر این رقم برسد در دنیا بزرگترین خواهد شد.

 

کیفیت کالاهای چینی

از حدود 200 قلم کالایی که از چین به صورت قانونی وارد کشور می شود ، بعضی از شرایط استاندارد را ندارند. در سال 1383 امریکایی ها بیش از 250 میلیارد دلار محصول چینی خریدند که قیمت این محصولات 30 تا 40 % قیمت تمام شده محصولات مشابه داخل امریکا بود. جز امریکا کشورهایی اروپایی هم به بازار مصرف کالاهای چینی تبدیل شدند.

چین هم کالای با کیفیت بالا و هم با کیفیت پایین اما دارای استاندارد تولید می کند. بستگی به خریدار دارد که کدام را بخواهد. مثلاَ در امریکا هر دو نوع کالا وارد می شود ، هم با کیفیت بالا هم با کیفیت پایین. کالاهای غیر استانداردی که از امریکا به چین مسترد می شود ، از طریق قاچاق به امریکای لاتین می رود.

در کل 15 تا 20 درصد کالاهای وارداتی به ایران کیفیت پایین دارد؛ اما با توجه به سهم 10 میلیارد دلاری مبادلات حدود 500 میلیون دلار کالای کم کیفیت است که در مقابل این رقم نمی توان زیاد سختگیری کرد . چرا که در صورت سختگیری روابط استراتژیک و بین المللی تجاری ما با چین زیر سؤال میرود. پس باید به خیلی از مسائل دقت کنیم. مثلاَ در چین بهره 6% است و مزد کارگر یک دلار ، اما کارگر در ایران 8 ساعت کار می کند با دستمزد 5/4 دلار . ما قبول داریم که قشر کارگر شریف و مظلوم ، اما چینی ها بیشتر به کارگر فشار می آورند یعنی مزایا را برای آنها مهیا کرده اند، کار هم می خواهند. برای بازدهی بیشتر ، واحدهای مسکونی در کنار کارگاه ساخته شده و در اختیار کارگران قرار گرفته است. بنابراین زودتر به کارگاه می رسند ، کار زودتر آغاز مشود ، علاوه بر آن هزینه راه هم ندارند. بنابراین بهتر از کارگاه ایرانی تا محل کارش که 2 ساعت در راه بوده کار می کند

تولید کننده داخلی و رویارویی با کالاهای ارزان چینی

صدمه اصلی این است که کالاهای چینی هم متوسط است و هم ارزان و مهمتر آن که از طریق قاچاق وارد می شود. یعنی گمرگ نمی پردازند. بنابراین با ارزان فروشی این محصولات تولید کنندگان ما صدمه می بینند. وقتی قیمت یک پیراهن چینی در ایران یک دلار است در صورتی که همین پیراهن برای تولید کنند گان ما کمتر از دو دلار تمام نمی شود ، پس تولید کننده داخلی باید محصول خود را 50 % ارزان تر بفروشد تا قادر به رقابت باشد. اما چگونه می توان جلوی آن را گرفت؟ البته خریداران هم بی توجه هستند و فقط به ارزانی توجه می کنند؛چرا که برخی از این محصولات یک بار مصرف است ؛ ولی چون ارزان  است می خرند. با کالاهای چینی می توان رقابت کرد؛ اما این راه نیازمند ابزارهایی است که دولت باید آنها را ایجاد کند. تنها راهکار ایجاد چنین زمینه ای ، ارزان تمام شدن واحدهای تولیدی و کمک به این واحدهاست که دررأس آن ارائه تسهیلات تولیدی تا 80 درصد قرار دارد، البته با وامهای طولانی مدت متأسفانه ما در حال حاضر در این زمینه مشکل داریم. سیستم بانکی که تنها چنین تسهیلاتی با بهره بسیار کم مانند چینی ها ارائه نمی کند ، بلکه مدت آن نیز یک ساله است و اگر تولید کننده قادر به پرداخت نباشد مابین 6 تا 12 درصد جریمه می شود که این جریمه نه شرعی و نه قانونی و نه وجدانی.

 

مبادلات چین با سایر کشورها

تراز اول تجاری چین با امریکا است در سال 2004 ترازش 250 میلیارد دلار بوده و در سال 2005 به 400 میلیارد دلار رسیده است. پس از آن اروپا است مجموع مبادلات چین با 25 کشور اروپایی معادل 300 میلیارد دلار است. پس از آنها هم ژاپن، استرالیا کشورهای خاورمیانه . کره قرار دارند. در واقع کشوری نیست که با چین رابطه نداشته باشد. تایوان ، هنگ کنگ ، امریکا و اروچای غربی که بازار مشترکند، ژاپن ، استرالیا و امریکای لاتین 10 شریک بزرگ تجاری چین هستند و در واقع در تمام کشورهای بزرگ دنیا یک شهر چینی داریم و آنها به گونه ای عمل کردند که در میان 50 تا 200 واحد اقتصادی در مکانی به نام شهر چینی جمع شوند و در ایران چینی ها در بخش معدن چند واحد ایجاد کرده اند.

 

مزیت های نسبی ایران در مراوده با چین

ما در 4 بخش مزیت نسبی داریم اولاَ محصولات پتر.شیمی که مزیت نسبی بالایی دارند . در ایران از نظر نفت و گاز غنی هستیم و در جهان رتبه های بسیار بالایی داریم. می توانیم در کشورهای دیگر شرکتهای پتروشیمی ایجاد کنیم. دوم مواد غذایی است بخصوص کنسرو. با ایجاد کشت و صنعت های بزرگ می توانیم حرفی برای گفتن داشته باشیم . مزیت بعدی ما در شیلات و محصولات دریایی است. ما از 2 سفره خدادادی خلیج فارس و دریای خزر برخورداریم و می توانیم از این مزیت ها استفاده کنیم. مزیت بعدی ما در بخش معدن است. ما کشوری غنی از معادن هستیم از حدود نیم قرن پیش تا کنون بسیار تلاش ها شده است امت فقط 3 درصد از معادل کل کشور کشف و به بهره برداری رسیده است . ما از بهره برداری 5/97 % مابقی معادل در حال حاضر بی بهره ایم و در این امر مزیت نسبی داریم.

 

میانبر محصولات چینی قاچاق

متأسفانه کالاهای غیر استاندارد که گمرک باز می گرداند به کشور چین باز نمی گردد. بلکه این اجناس به امیرنشین های حوزه خلیج فارس منتقل می شود و از آنجا به صورت غیر قانونی و غیر مجاز وارد کشور می شود و در اختیار مصرف کننده قرار می گیرد. نساجی و کفش بیشترین سهم را در کالاهایی یرقانونی دارند. البه بخشی از کالاهای الکتریکی هم در این زمره اندو متأسفانه با توجه به مرزهای وسیعی که داریم ، جلوگیری از ورود این محصولات بسیار مشکل است. بیشتر قاچاق از سوی بخش خصوصی که در امارات حضور دارند یا در بنادر آزاد هستند، صورت می گیرد. اینها همان افرادی هستند که یا از ایران مهاجرت کردند یا در کشورهایی مانند دبی ، پاکستان ، عمان و یا در شیخ نشین های حوزه خلیج فارس اقامت دارند و با ارتباطی که در داخل کشور برقرار می کنند اقدام به قاچاق کالاهای غیر استاندارد چینی به ایران می کنند.

 

WTO و صادرات

چین الان عضو WTO است و ما هم باید به جرگه این کشورها بپیوندیم وگرنه فاجعه است و اما اگر وارد شویم ، نمی توانیم برای محصولات متوسط چین تعرفه بگذاریم. باید سعی کنیم اصلاَ وارد نکنیم و این که دروازه هایمان را ببندیم چون ما با چین پیش می رویم ، در چشم انداز 20 ساله ما چین خودش را محق 100 میلیارد دلار مبادله با ما می داند و ما هم باید درک کنیم.

اگر دنیا با ما بی مهری می کند . ما از این خرده ریزها صرف نظر کنیم، چین را به عنوان یک دوست اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی حفظ کنیم. نکته بعدی البته مربوط به چین نیست در رابطه با تجارت خارجی است، دولت باید تولید را برای صادرات دررأس اهدافش قرار دهد. در حال حاضر صادرات کشورمان از مازاد نیازهایمان است. فرض کنید زعفران تولید می کنیم. میزانی که نصرف داخلی است برمی داریم و مازاد آن را صادر می کنیم. یعنی ما زعفران برای صادرات تولید نمی کنیم که البته این در اهداف 20 ساله صحیح نیست، بلکه باید تولید برای صادرات هدف باشد. باید دولت کمیسیون ویژه ای را دروزارتخانه ای ذی نفع به منظور بررسی تولید برای صادرات تشکیل دهد که بیندیشد و یک برنامه تحقیقاتی ایجاد کنند تا بتوانیم در دنیای که وارد دهک دوم قرن 21 می شود آماده دیدار با رقبای خود در دنیا باشیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 10:26  توسط مجید  | 

خروج از مديريت قارچی

كسب و كارهاي امروزي بايد سريعاً مسير خود را تغيير دهند. ارتباطات واطلاعات،ابزارهاي ضروري نوآوري، خدمت دهي خوب به مشتريان، پايداري بالا و تغييرهستند و بايستي آزادانه جريان داشته باشند.در يك تحقيق سازماني، در پاسخ به اين پرسش كه به منظور ارتقاي محيط كار خود، دوست داريد شاهد چه كاري از سوي مديران و يا سرپرستان خود باشيد؟  69  درصد از پاسخگويان چنين اظهار داشته اند: ارتباطات بهتر.به شيوه هاي متعدد ارتباطات فكر كنيد (تلفن همراه، اينترنت، ايميل، پيجر و...)، قدرت ما براي ارتباط بهبود يافته است اما برخلاف آنچه كه درست به نظر مي رسد كيفيت ارتباطات تنزل كرده است. به عبارت ديگر، كميت ابزارهاي ارتباطي افزايش و كيفيت ارتباط كاهش يافته است.در سال  1995، شركت بوئينگ، زماني كه اتحاديه ماشين كاران، اعتصاب  69  روزه خود را عليه اين شركت آغاز كرد، درگير دومين و طولاني ترين اعتصاب عليه خود شد. اين شركت ميليونها دلار را از دست داد و دردسرهاي خدمت به مشتريان بزرگ  (36  خط هوايي) را تجربه كرد.بخشي از اين مشكل مربوط به اين بود كه زماني كه شركت بوئينگ مشغول موعظه كارگروهي و بهره وري بود برخي از كارها را براي هزينه كمتر به پيمانكاران فرعي واگذار كرد. اين قطع ارتباط بين آنچه مديران مي گفتند و انجام مي دادند به بروز تنش بين اتحاديه و شركت منجر شد. رئيس و شركت بوئينگ تقصير را بر گردن فقدان فهم عواطف و احساسات كارگران و شكست در ارتباط شركت با نيروي كار انداخت. او خاطرنشان كرد كه بخشي از مشكل به دليل عدم توانايي بوئينگ در ارتباط متقابل موثر پيرامون ما چه كرديم و چرا كرديم ايجاد شد.در سال  1998  شركت (UNITED PRODUCT SERVICE)UP  نيز درگير سرنوشت مشابهي گرديد. با اعتصاب كاركنان، اين شركت بيش از  700  ميليون درآمد خود را از دست داد و اعتبار و اعتمادش نيز در بين كاركنان وفادار شركت بر باد رفت. در اين رابطه مدير منـــابع انساني شركت آتلانتا گفت: هيچ كس برنده نشد. او خاطرنشان ساخت كه مي شد جلو اين اعتصاب را گرفت اگر UPS  ارتباط بهتري را قبل و يا درحين مذاكرات برقرار مي كرد. UPS  دو درس مهم از اين اعتصاب آموخت: اول اينكه كاركنان درك كاملي از مزاياي كاري خود قبل از اعتصاب نداشتند، اگر آنها در اين مورد اطلاع درستي داشتند شايد برخي ازابهاماتي كه وجود داشت از بين مي رفت. به طوري كه در توافق نهايي بين اتحاديه و مديريت افزايش مزاياي كاركنان به طور برجسته اي نسبت به قبل از قرارداد افزايش نيافت.دوم اينكه، UPS  ضرورت ارتباط درضمن فرايند مذاكرات را كم اهميت تخمين زده بود. به منظور اجتناب از ابهام كاركنان كه در جريان مذاكرات به سرعت چرخش كرد، UPS  افسار اطلاعات را بيش از حد محكم كرد كه يك اشتباه عمده آن را گشود. كاركنان مي خواستند بدانند چه چيزي در جريان است و بسياري از آنها احساس كردند توسط مديريت لورفته و كارشان را از دست مي دهند، فقدان اطلاعات موجي از واپس زني، خشم، رنجش و كاهش درآمد را براي شركت ايجاد كرد.سرانجام UPS  آموخت كه هرگز نبايد فرض كرد كه كاركنـــان شما آنچه را كه شما فكر مي كنيد مي دانند، مي دانند.

سازمانهاي با دسترسي بالا و پايين

دو نوع اصلي از سازمانها وجود دارند. سازمانهايي با دسترسي بالا و سازمانهاي با دسترسي پايين. ارتباط خوب، نشانه تمام عيار سازماني با پايداري بالاست كه در قلب آن، ارتباط حدوداً در همه جا وجود دارد. در سازمانهاي با دسترسي پايين، جريان ارتباط محفوظ و محدود است.

درحقيقت، كاركنان خود را در تاريكي مي يابند مثل قارچ، در حاشيــه باريكي از شرح وظايف محدود و درجه بندي مي شوند و در چارت سازماني قرار مي گيرند. جاي تعجب نيست كه در اين سازمانها، بسياري از آنها به طور سلسله مراتبي با مشكلات بزرگتري در واكنش با تغيير، نوسانات نيازهاي مشتريان و روان بودن محيطهاي كاري مدرن مواجه مي شوند. برعكس، در سازمانهايي با دسترسي بالا اطلاعات تا بالاترين حد امكان اوج مي گيرد و همه را شريك مي كند. افراد اطلاعات بيشتري دارند و بنابراين، مي توانند سريعاً به نيازهاي مشتريان و محيط پاسخ دهند. سازمانهاي با دسترسي بالا خود را به ارتباطات شفاف و باز متعهد مي دانند.

 

نشانه هاي سازمانهاي با دسترسي پايين

اين سازمانها داراي فرهنگ مبتني بر مقررات هستند. مديريت بيشتر بر قدرت تحميل قوانين و مقررات تاكيد دارد تا حذف قوانين و مقررات غيرضروري؛

در اين سازمانها تصميم گيري متمركز است و فرايند تصميم گيري از بالا به پايين است؛

اين سازمانها داراي سيستم هاي پاداشي هستند كــــــه تغيير و نوآوري را به حداقل مي رساند چرا كه فقط مديران بالاي اين سازمانها مسئول تغيير و تاييد هر نوع قانون و مقررات هستند. سرعت تصميم گيري نيز كند است زيرا مسئوليت و قدرت تصميم گيري از آنهايي سلب شده كه بيشترين نياز را براي آن دارند؛در ايـــن سازمانها در مقابل تغيير، مقاومت مي شود. چنين سازمانهايي خود را در مقابل تغيير محافظت مي كنند و فقط يك حادثه، يك تهديد يا يك بحران عمومي براي شروع تغيير كافي است؛

در اين سازمانها در بدترين شكل، از لايه هاي بالا به پايين اينكه چه نقشهايي بايستي داده شود، با چه كساني بايد صحبت شود و چه كساني بايد درگير شوند، ديكته مي شود و بالاخره اينكه در اين سازمانها درجه تحصيلي مهمتر از نتايج و دستاوردهاست.

 

مقاله حاضر از سايت www.chartcourse.com/ articlemushroom.hotmail  تهيه و ترجمه شده است.

استخراج : عادله محجوب

رويكرد سيستمي براي تحليل رفتارمصرف كننده

چكيده

توليدكنندگان براي تامين تقاضاها، حفظ و گسترش سهم بازار بايد از لايه هاي ادراكي ،تعقلي و رفتاري خريداران بالقوه آگاهي داشته تا متناسب با سازه ها و سازوكارهاي تصميم گيريشان به توليد فرآورده ها، توزيع و ترويج آنها بپردازند. مبتكران و طراحان فرآورده ها صرفا با شناخت شناسي الگوهاي رفتاري مصرف كنندگان مي توانند بر زواياي انتظارات و رضامندي افراد آگاه شوند و بهره گيري از آنها را با مدلسازي هموارتر كنند.

در اين مقاله يكي از ابزارهاي نوين تحليل رفتاري كه بر نگرش سيستمي وسازوكارهاي رويكرد سيستمي مبتني است براي مدلسازي تحليل رفتاري مصرف كننده ارائه مي شود.

مقدمه

يكي از راههاي شناخت بهتر مصرف كننده استفاده از رويكرد سيستمي براي تبيين رفتار افراد و سازمانهاست . مصرف كننده سيستمي پيچيده از انگيزه ها، گرايشها، رفتارها وعملكرد با گسترده اي از پاسخها و واكنشهاست . مصرف كننده تحت تاثير پيوند و ارتباط باسيستم هاي بزرگتر اجتماعي ، اقتصادي ، فرهنگي و سياسي است . در اين مقاله ، تفكر ورويكرد سيستمي براي بررسي و تحليل رفتار مصرف كنندگان حقيقي و حقوقي فعاليتهاي تجاري مورد استفاده قرار مي گيرد.

رويكرد سيستمي شيوه اي براي مطالعه هدفهاي مصرفي خريداران است و تجزيه وتحليل اجزاي به هم وابسته سيستم هاي رفتاري ، خرده سيستم ها و سازمانها را با محيطبيروني دربر مي گيرد. در اين رويكرد و نگرش مصرف كننده و ديگر پديده ها به منزله يك كل غيرقابل تقسيم درنظر گرفته مي شوند. لذا كل براساس اجزاي تشكيل دهنده آن تشريح مي شود. از اين رو، تفكر سيستمي به جاي انديشيدن صرف به اجزا، انديشيدن به هدفهاي مصرف كنندگان را در اولويت قرار مي دهد. در طرز فكر سيستمي انديشيدن به سيستمهاي رفتاري مصرف كنندگان و اجزاي تشكيل دهنده آنها مدنظر است كه در راه نيل به هدف كسب مطلوبيت از خريد كالاها و خدمات گام برمي دارد.

 

نگرش سيستمي

نگرش سيستمي رفتار مصرف كننده مبتني بر مفروضات زير است :

مصرف كننده مجموعه اي از اجزاي رفتاري وابسته و به هم پيوسته است ;

هدف گرايي ، تمايلات ، گرايشها و رفتارهاي مصرف كننده را شكل مي دهد;

ادراك ، منش و ضمير انسان ، پل ارتباطي وي با محيط و واقعيات است ;

مصرف كننده تقاضاهاي خود را اولويت بندي مي كند;

مصرف كننده رابطه باز با محيط دارد و هدفهاي خود را در چارچوب آرمانها و هنجارهاتغيير مي دهد;

مصرف كننده از تضاعف "SYNERGY"گرايشي و رفتاري در چارچوب فعاليتهاي اكتسابي ، غيراكتسابي ، هويت ، احساسات ، انتظارات ، ارزشها و هنجار بهره مند است ;

شناخت مصرف كننده از طريق مشاهده فرايندهاي دروني تصميم گيري او ميسرمي شود;

رفتارهاي مصرف كننده خود تنظيم ، تعادل گرا و جنبه تكاملي دارد;

رفتارهاي مصرف كننده نظام مند است ;

مشاهدات مصرف كننده در واقع جلوه هايي از ادراك او از واقعيات است ;

الگوهاي رفتاري مصرف كننده در فرايندي پيوسته و مستمر شكل مي گيرد و عملكرداو را به وجود مي آورد;

مصرف كننده در تصميم گيري از شبيه سازي استفاده مي كند.

از بارزترين ابزار روان شناسي براي مطالعه رفتار مصرف كننده ، بررسي قواي ادراكي ،بينشي ، تحليلي و رفتاري او از منظر محرك - پاسخ "كنش - واكنش " است . مصرف كننده را بايد در چارچوبي ادراكي از واكنشها تحليل كرد. هويت مصرف كننده براساس قدرت تفكر و نحوه بروز رفتارهاي عقلاني - هيجاني نمايان مي شود. در نگرش سيستمي هررفتار را بايد در عرصه شخصيت و طبقه اجتماعي و فرهنگي مصرف كننده بررسي كرد.

در رويكرد روان شناسي براي شناخت سطح كل رفتارها و عملكردها، گروهها رامي توان به رسمي ، غيررسمي ، با ساختار و بدون ساختار تفكيك كرد و گرايشها، تمايلات و انگيزه ها را مورد مطالعه قرار داد. شخص مي تواند مجموعه اي از پيوندهاي گروهي باجلوه هاي تازه ارائه دهد. اين جلوه ها بازتاب گرايشهاي مركزي افراد در رسته شغلي است و سيستم رفتاري ويژه اي به وجود مي آورد.

سيستمهاي رفتاري حوزه و عرصه سيستم رفتاري "OBS = ORGANIZEED BEHAVIOR SYSTEM"شخص ، سازمان و نهادهاي اجتماعي و اقتصادي است . سيستم رفتاري اين قلمروها،جوامع كوچك و بزرگي نظير گروههاي صنعتي ، اتاقهاي بازرگاني ، مجتمع هاي صنعتي وتوليدي است كه در سطح داخلي ، صنعت ملي و بين المللي مطرح است ; از اين رو، صنف و صنعت مطرح مي شود كه حاوي رشته فعاليتهاي همگن است و از رفتار و تمايلات مركزي مشابه پيروي مي كنند مانند صنعت شيشه ، لاستيك ، خانه سازي و... هر صنعت وگروه صنعتي هويت يگانه و شخصيت ويژه دارد. بنابراين ، از تجمع صنايع شبكه صنعت ملي و جامعه بازرگاني ملي شكل مي گيرد. حال ، سازمانها و صنايع سيستم هاي رفتاري پيچيده اي تلقي مي شوند كه مصرف كننده را احاطه كرده اند. دادوستد اين سيستم هاي رفتاري بخش عمده توليد ناخالص ملي"GNP"را به وجود مي آورد.

نظامها و نهادهاي فرهنگي ، سياسي و اجتماعي نيز در پوشش سيستم هاي رفتاري طبقه بندي مي شوند. اقتضائات مجموعه اي از عناصر وابسته و مرتبط هستند كه خرده سيستم هاي اقتضايي را تا سطح مناطق و اقتضائات ملي شكل مي دهد. تعامل جامع اين سطوح در فرهنگ سيستم رفتاري ملي برقرار مي شود. لذا اين فرهنگ ، فرهنگ قوي وغالب جامعه با خرده سيستم هاي رفتاري است كه كنش و واكنشها را تبيين مي كند "پيرس و رابينسون  ، 1377".

 

نظريه سيستم رفتاري مصرف كننده

تفكر سيستمي ، رويكردي براي مطالعه و تبيين قواي ادراكي ، رفتاري و عملكرد فرد،سازمان و نهادهاي اجتماعي و اقتصادي است . مولفه هاي شكل  "1"، هريك نوعي سيستم رفتاري است . هدف اين سيستم رفتاري گردآوري داده ها از هريك از مولفه ها،طبقه بندي و تحليل آنها است تا با تجريد، تركيب و تعميم ، شناخت به وجود آيد. از اين رو، ساختار و سازوكار الگوي "محرك - پاسخ " تبيين و پيش بيني مي شود. در صورت دستيابي به اين اهداف ، در بستر درك و شناخت رفتار مصرف كننده قرار گرفته ايم ومي توان به بررسي دقيق رفتارها پرداخت . سيستم رفتاري از سه خرده سيستم روان شناسي ، فيزيولوژي و روان شناسي اجتماعي شكل يافته است  .

1  - خرده سيستم روان شناسي

اين خرده سيستم نمادها و شاخصهاي انگيزشي و تجربيات رفتاري را در خود جاي مي دهد. از سازوكارهاي آن ، تابع حافظه است كه مي تواند داده هاي وضعيت دروني سيستم را توليد كند. اين تابع دو مولفه دارد:

مولفه فراخوان "EVOKED": اين مولفه بر رفتارهاي لحظه اي تاثير مي گذارد وارتباط بالايي باانگيزه دارد. مصرف كنندگان بعضا در مواجهه با فرآورده هاي تازه رفتارغيرطبيعي و تعجب انگيزي بروز مي دهند. بنابراين ، با تكرار و ثبات انگيزه ها، خصيصه يادگيري شكل مي گيرد، در اين وضعيت است كه مولفه فراخوان فعال مي شود.

مولفه فراساز "EVOKING": اين مولفه در تعارض رفتاري با مولفه فراخوان است لذا سازوكاري متفاوت با آن بروز مي دهد. مولفه فراساز حاوي كنشهاي لحظه اي و سريع به انگيزه هاست . اين مولفه طي زمان به آرامي تغيير مي كند. يادگيري زماني تقويت و پايدارمي شود كه انگيزه جنبه تكراري بگيرد. اين سازوكار به تبيين ماهيت مولفه فراسازمي پردازد. هنگام رويارويي شخص با رويدادي جديد، مولفه فراساز فعال مي شود وممكن است كنشهاي شديد و يا حتي خفيف از خودبروز دهد، اما با چند تعامل پاسخهاي اوليه شرطي شده و مولفه فراساز و يادگيري پايدار مي شود.

 

ادامه دارد.....

 

منابع:

پيترز، توماس جي و رابرت اچ واترمن ، به سوي بهترينها، ترجمه و تلخيص مهدي قراچه داغي ، نشر هماگاه  ، 1374.

پيرس و رابينسون ، برنامه ريزي و مديريت استراتژيك ، ترجمه سهراب خليلي شوريني ،يادواره كتاب  ، 1377.

چت مايرز، آموزش تفكر انتقادي ، ترجمه خدايار ابيلي ، سمت  ، 1374.

حميدي زاده ، محمدرضا، تصميم گيري هوشمند و خلاق ، نشر ترمه  ، 1379.

حميدي زاده ، محمدرضا، پوياييهاي سيستم ، دانشگاه شهيد بهشتي  ، 1379.

* HODGETLS R.M.& F.LUTHAMS INTERNATIONAL MANAGEMENT, MCGRAW-HILL,CO.,SINGAPORE, 1997.

* ROTHSCHILD, M.L, MARKETING COMMUNICATION, D.C.HEATH CO.TORONTO, CANADA 1987.

* RYAN, WILLIAM T.,PRINCIPLES OF MARKETING, LEARNING SYSTEMS CO.ILLINOIS, 1991.

محمدرضا حميدي زاده : عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي

2  - خرده سيستم فيزيولوژي

اين خرده سيستم به ساختار فيزيكي انسان ، ساختارهاي سازماني و نهادهاي سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي اشاره مي كند. در اين خرده سيستم براساس دواصل "تفكيك و تمايز"، و "انسجام و تركيب " تقسيم كار ميان سلولها و واحدهاي سازماني براي شكل دادن جامعه انساني و بافت سازماني صورت مي گيرد. در اين سيستم رفتاري دونوع فعاليت وجود دارد:

فعاليتهاي غيراكتسابي : اين نوع از فعاليتها در سيستم هاي انساني نشانگر اين است كه انسان براي كسب امور بدون تلاش براي انجام آنها، به صورت طبيعي به اجراي آنهامي پردازد، مانند تنفس ، حفظ دماي بدن انسان ، فعاليت مستمر قلب و جريان خون ومانند اينها، در واقع ، در اين سطح از فعاليتها تحرك رفتاري علي و خودداني وجود دارد.توسعه شبكه و امكانات سيستم هاي اطلاعاتي ويژه كه نظير چشم ، گوش و ... عمل مي كنند سبب درك گسترده اطلاعات مي شود، بنابراين انتظار مي رود شبكه عصبي جديدي كه نهايتا از سوي مغز انسان هدايت خواهد شد تشكيل شود. در اين سيستم ،بيشتر واكنشها از درون سيستم هدايت مي شود و اين واكنشها را علم روان شناسي "غريزه هاي نوين " تعبير مي كند. به هرحال ، انسان داراي نظام منسجم دريافت اطلاعات ازدرون است كه با تصويرسازي از داده هاي بروني تكميل مي شود و مي تواند باتوجه به ويژگيهاي غريزي خود آنها را تجزيه و تحليل كند. البته نمي توان انتظار داشت كه سازمان و سيستم رفتاري سازماندهي شده گروهي بتوانند في النفسه فعاليتهايي را به صورت غيرارادي انجام دهند، اما نكته درخور توجه اينكه آنها مي توانند نوع ، شدت و ضعف روابط انساني ، آشفتگي و آرامش را به وجود آورند. هدف اين نوع فعاليتها درواقع نظم بخشيدن به ساختار فيزيكي موجود است . بنابراين ، موارد مسلم ساختارهاي سازماني وسازوكارهاي دروني آن را در سطح حداقل معيارهاي بازدهي مي توان در اين گروه ازفعاليتها قرار داد. "حميدي زاده  ، 1379; ريان  ، 1991"

فعاليتهاي اكتسابي : اين فعاليتها برحسب شرايط، انتظارات و امكانات شكل مي گيرد وبه اجرا درمي آيد.

سازوكارهاي دروني فعاليتهاي اكتسابي را مي توان به سادگي با بررسي سيستم هاي رفتاري انسان و گروه مشخص با يكديگر مقايسه كرد. "ريان  ، 1991".

از آنجا كه انسان واجد قدرت خودآگاهي است كه چيزي فراتر از خودداني است لذا ازخصيصه هاي شخصي و نهادهاي تشكيلاتي دانسته ها و خودآگاهي است ; از اين رو،استعداد بالايي براي پذيرش و انطباق پذيري با تغييرات محيطي دارند. اين خصوصيات نمادين است و با پديده هاي زبان ارتباط دارد. در اين سطح سيستم ها براي برقراري ارتباطبا يكديگر از توانايي توليد، جذب و تفسير نمادها برخوردارند. در اين مفهوم ، سازمان اجتماعي به ايجاد سيستم هايي مي پردازد كه واحد آن صرفا ارگانيسم انسان نيست بلكه انديشه ، خرد و نقش او بخشي است كه عامل اصلي ايجاد سيستم به شمار مي رود.مجموعه اي از اين نقشها، بنيانهاي شبكه ارتباطي نيرومند را در عرصه تعامل سازمانهاي اجتماعي به وجود مي آورد. در اين سازمانها، ارتباط متقابل شخص ، رفتار و نقش اواهميت فراوان دارد. سيستم هاي رفتاري بايد سازگاري با تغيير تكنولوژي ، الگوهاي توليد،مصرف و زيست محيطي و سياستهاي اقتصادي و بازرگاني پيدا كند، اما توانايي سازگاري خود را از دست مي دهد و مشكلات رفتاري به وجود مي آيد. سازه هاي دروني فعاليتهاي توافقي را سه مولفه تحليل برداري و تعادل حياتي و ميدان نيرو شكل مي دهد.

تحليل برداري : اين مولفه رفتارها و كنشهاي سيستم رفتاري را براي بروز تنش وپاسخهاي رفتاري در برمي گيرد. تحليل برداري ابزار اندازه گيري نيروي عوامل علي ومحركهاي سيستم است . براي ثبت سطوح تنش از شاخصهاي اندازه گيري بازده فرد،بهداشت و اعتراضات استفاده مي شود.

در انسان شبكه هاي عصبي نسبت به بازتاب فعاليتهاي دروني و بروني متابوليسم بدن از خود كنش نشان مي دهد. اين وضعيت در سازمانها و گروهها، سيستم ارتباطات وشبكه بازخوردي است كه كانالهاي ارتباط تحليل برداري به شمار مي رود. بردارهاي سيستم اطلاعات بازاريابي بر تحليل وظايف ، نقشها و عمليات مبتني است . كنش رفتاري مصرف كنندگان به الگوهاي بسته بندي ، تبليغات ، محصولات جديد، قيمت پايين تر درواقع عوامل علي و داده هاي شبكه عصبي بازاريابي تلقي مي شوند. داده پردازي تحليل برداري بازاريابي بخش استراتژيك سيستم هاي اطلاعاتي مديريت است ، لذا اين سيستم ها تحت تاثير شبكه ارتباطات سازمان است و خرده سيستم هاي بازاريابي بر آن اثرمي گذارند.

تعادل حياتي : اين مولفه در روان شناسي فردي ، اجتماعي و فيزيولوژي ، كاربرد فراوان دارد. در فيزيولوژي ، تعادل حياتي به گرايش شخص براي استقرار پايدار ثبات محيطدروني اشاره مي كند. نگهداري درجه حرارت بدن انسان در سطح  37  درجه از اين نوع تعادل است . روان شناسي اين سازوكار را در تبيين گرايشهاي شخصي براي ايجاد شرايطنسبتا باثبات روحي - رواني مورد استفاده قرار مي دهد. لذا مولفه اي است كه دررويارويي با محركها، انگيزه ها و ديگر عوامل دروني جوهره انسان به كار مي رود.روان شناسي اجتماعي با بسط تعادل حياتي از آن در تبيين گرايش گروهها و نهادهاي اجتماعي براي دستيابي به حالت نسبتا باثبات و پايدار اجتماعي استفاده مي كند "مايرز،1374".

 

جدول  1  - ابعاد تعادل حياتي

ساز و كارها

عرصه ها

* حفظ ثبات محيط دروني سيستم

 

فيزيولوژي

* برقراري تعادل ميان نيروهاي درونداد و برون داد سيستم

* تمايلات فردي براي پايايي شرايط ثبات روحي - رواني

 

 

روانشناسي فردي

* هموار سازي بسترهاي دروني شخص براي رويايي با محركها، انگيزه ها و مانند اينها

* شناخت شناسي مولفه هاي پوياساز جوهره انسان

* تبيين چارچوب گرايش گروههاو نهادها براي برقراري تعادل پايا

 

روانشناسي اجتماعي

* شناخت شناسي مولفه هاي محرك زاي اجتماعي

* حفظ ثبات درون طبقه اي و پايداري از مرزهاي طبقات اجتماعي

 

 

جامعه شناس

* شاخت شناسي تمايلات دروني نهادهاي اجتماعي

* بررسي سازه هاي جوامع در پاسخگويي به محركها

 

تعادل حياتي در عرصه مطالعات جامعه شناسي تمايل و رفتار طبقات اجتماعي رابراي بقاي طبقه خود نشان مي دهد. بنابراين ، اگر بتوان در انسان و سيستمهاي رفتاري نمادهايي از تمايلات دروني پيدا كرد، جلوه اي از سطح تعادل حياتي نمايان مي شود.به هرحال ، اين مولفه عامل هماهنگي سطوح رفتاري و تمايلي واحد تحت مطالعه در حدقابل قبول است . فعاليتهاي دستيابي به تعادل حياتي را مي توان مواردي نظير آزمونهاي دانشجويان در هر نيمسال تحصيلي ، مذاكرات جمعي صنعتي ، يا احداث سالن غذاخوري در سازمان دانست ، درحالي كه زخم معده ، ضعف اعصاب و اغتشاشات اجتماعي رامي توان در مولفه تنشي فعاليتها دانست كه به اندازه كافي تحت كنترل نيستند.

ميدان نيرو: از اين مولفه براي تشخيص وضعيت رفتاري مشتري استفاده مي شود، زيرابراي هر رفتاري دو نوع نيروي كششي وجود دارد: سوق دهنده و بازدارنده . هر عامل انگيزشي كه مصرف كننده را به خريد ترغيب كند نيروي سوق دهنده است ، درحالي كه هرعاملي كه مصرف كننده را از خريدن باز دارد يا موجب كاستن از سرعت خريد شود نيروي بازدارنده است . اگر مجموع نيروهاي رفتاري سوق دهنده و بازدارنده مساوي شوندمصرف كننده در تعادل رفتاري قرار مي گيرد.

 

ادامه دارد.....

 

منابع:

پيترز، توماس جي و رابرت اچ واترمن ، به سوي بهترينها، ترجمه و تلخيص مهدي قراچه داغي ، نشر هماگاه  ، 1374.

پيرس و رابينسون ، برنامه ريزي و مديريت استراتژيك ، ترجمه سهراب خليلي شوريني ،يادواره كتاب  ، 1377.

چت مايرز، آموزش تفكر انتقادي ، ترجمه خدايار ابيلي ، سمت  ، 1374.

حميدي زاده ، محمدرضا، تصميم گيري هوشمند و خلاق ، نشر ترمه  ، 1379.

حميدي زاده ، محمدرضا، پوياييهاي سيستم ، دانشگاه شهيد بهشتي  ، 1379.

* HODGETLS R.M.& F.LUTHAMS INTERNATIONAL MANAGEMENT, MCGRAW-HILL,CO.,SINGAPORE, 1997.

* ROTHSCHILD, M.L, MARKETING COMMUNICATION, D.C.HEATH CO.TORONTO, CANADA 1987.

* RYAN, WILLIAM T.,PRINCIPLES OF MARKETING, LEARNING SYSTEMS CO.ILLINOIS,

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 10:24  توسط مجید  | 

جايگاه زبان در توسعه محتوايي   

فرنود حسني

يکي از جديدترين دغدغه ها و چالش هايي که در مباحث جامعه اطلاعاتي و کشورهاي در حال توسعه با آن مواجه هستيم بحث زبان به عنوان ابزار ارتباط و تعامل فرهنگ ها و انديشه هاست.

نمونه بارز آن که در کشور خود نيز با آن مواجه و درگير هستيم فرآيند رو به رشد توسعه محتواي وب بر پايه زبان انگليسي است به گونه اي که در حال حاضر قريب به 90 درصد محتواي وب در حال حاضر به زبان انگليسي است و اين زبان به عنوان مرجع رسمي در تبادل اطلاعات علمي و خبري محسوب مي شود. بنابراين جريان توسعه محتوا در وب براي کشور هاي غير انگليسي زبان هميشه يک چالش افتراقي را به وجود آورده است که پرداختن به زبان انگليسي آن ها را از زبان و فرهنگ خود دور مي کند و مشکلات بسياري براي امکان بهره بردار عمومي از فناوري هاي مختلف را به وجود مي آورد و در سوي ديگر استفاده از زبان محلي و بومي آنها را از غافله و جريان روز اطلاعات دنيا عقب نگه مي دارد و در يک فرآيند زماني تاثير نامناسبي را بر روي سطح فکر و دانش جامعه خواهد گذاشت.

در نگاهي کلي آنچه در شرايط حاضر نسبت به توسعه محتوا در کشور با آن مواجه هستيم برآيند همين دو رويکرد است که متاسفانه هنوز در جاده و مسير روشني قرار نگرفته است چچه در بخش دولتي که سايت هاي متعددي با هزينه هاي گزاف برپا کرده اند و فعاليت مي کنند و چه در سايت هاي خصوصي که به دليل گرفتاري ها و مشکلات اقتصادي فراوان نتوانسته اند چنان که بايد و شايد نقش موثر و مفيدي در جريان توليد و نشر محتواي مبتني بر وب بر عهده گيرند.

در اين شرايط جاي سوال است که علي رغم وجود سازمان هاي متعددي که داعيه تسلط و حاکميت بر حوزه فناوري اطلاعات کشور را دارند چرا هيچ نهادي نتوانسته طرح و رويکردي کلي و عمومي را براي توسعه همگام محتوا در دنياي وب راهم نمايد تا هم با توسعه وب فارسي گامي براي ارتقا دانش کاربردي فناوري اطلاعات در ميان عموم فراهم آوريم و هم با استفاده از اطلاعات و محتواي مناسب به زبان هاي زنده دنيا به خصوص انگليسي مهمترين ابزار کاربردي را براي تعامل اقتصادي، علمي و فرهنگي را فراهم آوريم.

ضعف ما در حوزه محتوا با توجه به اين مقوله بسيار شديدتر از گذشته خواهد بود و جا دارد براي برنامه ريزي بهتر در‌ آينده اين مسائل را مورد توجه قرار دهيم

 

دانشگاه هاي مجازي رقيب جدي دانشگاه آزاد   

فرنود حسني

در هفته های گذشته بحث شهريه هاي دانشگاه آزاد بحثهاي زيادي را در پي داشت و افراد مختلف نظرها و ديدگاه هاي خود را مطرح کردند. در اين راستا شايسته است موضوع را از منظري ديگر بررسي کنيم. اينکه اساس نظام آموزشي ما دچار مشکلات فراواني است به هيچ وجه مورد شک و ترديد نيست و درصد بالايي از فارغ التحصيلان دانشگاهي ما چه در دانشگاه آزاد و چه در دانشگاه هاي تحت اختيار دولت از دانش و از همه مهمتر بينش مناسبي نسبت به رشته تحصيلي خود برخوردار نيستند به استثنا افرادي که بر پايه علاقه و سعي خود در صدد فراگيري علوم جديد و کاربردي يعني چيزي جر آنچه در دانشگاه هاي ما تدريس مي شود هستند.

وجود جمعيت جوان بسيار زياد در کشور شرايط را به گونه اي رقم زده است که نياز به تحصيل و تقاضاي تحصيل در مقاطع عالي بازار و شرايط بسيار خوبي پيدا کرده است که دولت و بخش خصوصي که قدرتمندترين آن همين دانشگاه آزاد است در اين حوزه تلاش هاي بسياري نيز انجام داده اند.

مسئله مهم در شرايط آموزش هاي عالي کشور اين است که خدمات ارائه شده در قياس با شهريه هايي که از دانشجويان مطالبه مي شود بسيار اندک و ضعيف است.

بازار داغ آموزش هاي عالي شرايط را به گونه اي رقم زد که دانشگاه هاي دولتي نمي توانستند از درآمد موجود در اين بازار چشم پوشي کنند و در ابتدا سعي کردند با افزايش ظرفيت دوره هاي شبانه درآمدزايي کنند که اين کار اعتراض هاي زيادي را از سوي داتشجويان روزانه به همراه داشت و در نتيجه دانشگاه هاي دولتي که نمي توانستند از دوره هاي روزانه درآمدي کسب کنند در صدد توسعه آموزش هاي مجازي و برخط افتادند و در نتيجه شاهد بوديم که در سال هاي گذشته علم و صنعت، اميرکبير و خواجه نصير به عنوان دانشگاه هاي پيشرو در اين زمينه اقدام به راه اندازي شعبات مجازي و جذب دانشجو در مقاطع ليسانس و فوق ليسانس با شهريه هايي بالغ بر 5 تا 8 ميليون تومان کردند البته اين مسئله  با شعارهايي که مبني بر کاهش هزينه ها با توسعه آموزش برخط به وجود آمده بود کاملا متضاد بود گو اينکه بعد از يکي دو سال نتيجه گرفته شد که آموزشي هاي اينچنيني از سطح کيفي مناسبي هم برخوردار نيستند. در اين شرايط جاي سوال است که وقتي دولت به عنوان متولي توسعه دانشگاههاي سراسري سعي در کاهش شهريه هاي دانشگاه هاي آزاد دارد چرا بر شهريه هاي ميليوني و غير منطقي دانشگاه هاي مجازي دولتي اعمال فشار و نظارت نمي کند که مثلا چرا يک دوره کارشناسي ارشد 2 ساله که بدون نياز به کلاس فيزيکي برگزار مي شود بايد هشت ميليون تومان هزينه داشته باشد اگر قيمت پايه تحصيل عالي همين است پس دولت نبايد فشاري بر دانشگاه آزاد وارد کند و اگر دانشگاه هاي دولتي هم شهريه ها را زياد کرده اند پس بايد بر کار آنها هم نظارت درستي کرد.

پژوهش کاربردي رويايIT ايراني   

فرنود حسني

در هفته پژوهش قرار داريم، هفته اي که معمولا پر است از نشست ها و همايش هاي پژوهشي و تقدير و تشويق ها، بحث پژوهش و مطالعات به عنوان زيرساخت اساسي توسعه هر دانش و فناوريي ضرورتي انکار ناپذير است. در حوزه فناوري اطلاعات نيز به دليل ماهيت ذاتي آن که سرشار از پويايي و تحول است مدام با نيازها و ضرورت هاي جديدي مواجه مي شويم و اين شرايط ضرورت پرداختن به کارهاي پژوهشي را دو چندان مي کند.

مسئله اساسي در مورد وضعيت پژوهش در فناوري اطلاعات ايران ضعف و فقدان رويکردها و برنامه هاي روشني براي اين مبحث مي باشد. از آنجا که فناوري اطلاعات دانش نوپا و جواني براي کشور ما محسوب مي شود لذا بدنه دانشگاهي آن نيز که هسته اصلي پژوهش هاي اين حوزه است هنوز ضعيف و کم بضاعت است بنابراين نمي تواند آنگونه که بايد و شايد ارتباط مناسبي با بخش صنعت و بازار به وجود آورد.

به خاطر اين وضعيت نه چندان مطلوب مي بينيم که بيشتر تلاش هاي علمي در حوزه فناوري اطلاعات بيشتر جنبه رفع تکليف و تقليد و تکرار دارد و سازمان ها و به تبع افراد نيز نگرش جدي و کاربردي به تحقيقات در اين حوزه ندارند.

حوزه فناوري اطلاعات در دنياي امروز بالاترين گردش مالي را در صنايع و فناوري هاي جهان به خود اختصاص داده است که درصد بسيار زيادي از اين درآمد ها صرف توسعه و تحقيقاتي مي شود که شرکت هاي بزرگ روي تکنيک هاي مختلف انجام مي دهند و در اين راه سرمايه گذاري هاي خود را معطوف بخش دانشگاهي مي نمايند اما در کشور ما به دليل فراهم نبودن درک درستي از فناوري اطلاعات بيشتر بودجه هاي ناچيز تحقيقاتي صرف موارد غير ضروري و غير کاربردي مي شود که امکان هر گونه اثر گذاري بر فرآيند هاي سازمان ها و جامعه را نخواهد داشت.

از سوي ديگر نگرش احساسي مديران در تصميم گيري ها و گزينش فناوري باعث مي شود که مسئله مطالعات پژوهشي کاملا بي اثر و غير ضروري جلوه کند. همچنين به دليل گران بودن هزينه هاي تحقيقاتي در اين صنعت بسياري از افراد متخصص و علاقه مند امکان پژوهش و تحقيق را در اين زمينه به دست نمي آورند و در اين شرايط بسياري از بودجه هاي پژوهشي سازمان ها در شرکت هاي همان سازمان ها صرف مي شود و نگاه تخصصي و دانشگاهي به راحتي حذف مي شود و پروژه هاي پژوهشي به دست دوستان و آشناياني انجام مي شود که گاه تخصص لازم را هم ندارند.

به دليل قطع ارتباط ببن دانشگاه و بازار فناوري اطلاعات است که مي بينيم دانشجويان ما در مقاطع ارشد و دکترا به هيچ وجه از ديدگاه و تجربه لازم براي کار برخوردار نيستند و قريب به اتفاق پايان نامه هاي آنها به جاي استفاده در سازمان ها در قفسه کتابخانه ها خاک مي خورد.

اميداواريم در بحث تحقيقات و مطالعات حوزه فناوري اطلاعات شاهد ديدگاه ها و روش هاي تازه اي باشيم که به جاي تکيه بر مطالعات غير ضروري بر جنبه هاي کاربردي اين دانش تاکيد ورزد.

از اينترنت بهداشتي تا بهداشت اينترنتي   

فرنود حسني

 

از چند سال پيش که اينترنت به عنوان يک رسانه اثرگذار و مردم پسند جاي خود را در ميان مردم باز کرد حساسيت ها و مخالفت هاي بسياري با آن آغاز شد البته اين مخالفت ها با توجه به سير ظهور و فعاليت رسانه ها در گذشته چندان دور از انتظار نبود و به همين دليل اينترنت نيز مانند رسانه هايي همچون ويدئو و ماهواره از سوي دولت با استقبال خوبي مواجه نشد و مردم نيز به همين دليل فرهنگ کاربري زيرزميني اين رسانه را پيش گرفتند در اين ظرايط و به دليل تعطيلي گسترده روزنامه ها در سال هاي 2001 به بعد شاهد رشد بسيار زياد وبلاگ نويسي و از آن مهمتر مستعار نويسي در اينترنت بوديم.موج وبلاگ نويسي و توسعه وب سايت هاي فارسي زبان در سال هاي 2001 تا 2003 به قدري فزآينده و اثرگذار بود که دولت ديگر نمي توانست در برابر فشار رو به توسعه جهاني در زمينه گسترش ارتباطات اينترنتي مخالفت و مقابله اي بکند و صرفا تلاش هاي جسته و گريخته اي براي مسدود سازي سايت هاي محدودي مي کرد اين قصه عمر چنداني پيدا نکرد و سرانجام دولت براي يکپارچه سازي و ساده سازي کار خود اقدام به تهيه يک نرم افزار فيلترينگ بسيار قوي کرد و توانست ظرف مدت کوتاهي بسياري از سايت ها، وبلاگ ها و عبارت هاي مورد جستجوي ايرانيان را مسدود سازد و اينجا بود که اينترنت ايراني کاملا بهداشتي شد و عملا هيچ راهي براي منحرف شدن جامعه مجازي ايران وجود نداشت. از آن پس بود که دوران رشد سايت هاي فيلترشکن و نرم افزار هاي عبور از فيلتر آغاز شد و به روايت گوگل ترند ايرانيان سعي کردند دوباره کاربري زيرزميني از اينترنت را آغاز کنند و تلاش نمايند که به سايت هاي ممنوعه وارد شوند در واقع فيلترينگ مانعي در جهت رشد متوزان و جامعه مجازي بر اساس آزادي بيان و تعامل فکري و انديشه اي شد جامعه اي که هر کس ضمن اينکه امکان ابراز نظر و عقيده خود را دارد بايد با ديدي باز پذيراي انتقاد و نظرات مخالف هم باشد در رويکردي ديگر با آغاز اجلاس جهاني جامعه اطلاعاتي ديدگاه ها و نگرش هاي تازه اي در باره جامعه مجازي و اينترنت پديد آمد و در مجموع اين حساسيت ها و شرايط نگرش دولت را تغيير داد و باعث شد که از سال 2003 تا 2005 تلاش هاي گسترده اي را براي ايجاد يک نهضت جهاني با هدف تغيير در مديريت راهبري اينترنت در دنيا انجام دهد جلسات داغ و مباحثات فشرده ايران و چند کشور ديگر براي خارج ساختن جريان مديريت جهاني اينترنت از دست آمريکا به جايي نرسيد از سوي ديگر مسدود سازي سايت هاي ايراني در سرور هاي آمريکايي مزيدي بر علت شد تا دولت تلاش کند تا  بحث مديريت راهبري اينترنت را در مرزهاي داخلي دنبال کند و ثمره اين تفکر پروژه اينترنت ملي بود که در واقع در راستاي همان نگرش اينترنت بهداشتي توسعه يافته بود و بر اساس آن سازمان ها و ارگان هاي دولتي موظف مي شدند با اتصال به يک شبکه ملي دسترسي عمومي را از يک دروازه مشخص با نظارت وزارت فناوري اطلاعات فراهم کنند.

پروژه اي که سوال ها و چالش هاي بسياري را به دنبال داشت در ادامه اين تحولات که همگي بر سياست هاي کنترلي و نظارتي تاکيد داشتند و متاسفانه هيچ نشاني از  برنامه هاي ترويجي در جهت بهره برداري مناسب و مفيد به حال جامعه در آن جايي نداست به تازگي شاهد کليد خوردن جريان تازه اي از برنامه هاي کنترلي و مديريتي اينترنت ايراني از سوي دولت بوديم که به تعبيري مي توان آن را اقدامات و تلاش هايي براي توسعه بهداشت اينترنتي نام نهاد در اين راستا  هيات وزيران آيين نامه ساماندهي فعاليت پايگاه هاي اطلاع رساني اينترنتي کشور را با هدف حمايت از پايگاه هاي قانوني، دسترسي آزاد و سالم مردم به اطلاعات، توسعه خدمات دسترسي به اينترنت در کشور و رعايت حقوق اجتماعي و ارزشهاي تصويب کرد که بر اساس اين آيين نامه که در چهار فصل و 11 ماده به تصويب رسيد سايت هاي اينترنتي موظف هستند با رعايت قوانين کشور و مقرارت مصوب شوراي عالي فرهنگي مشخصات و هويت مدير مسئول خود را در وزارت ارشاد ثبت کنند. اين آيين نامه که اساس آن تاکيد بر شناسايي تمامي مديران سايت هاي فارسي فعال در داخل کشور دارد شرايطي را به وجود مي آورد که هيچ سايتي بدون کسب مجوز فعاليت از وزارت ارشاد ديگر نمي تواند فعاليت کند و در واقع با اين روش بهداشت عمومي در اينترنت ايراني برقرار مي شود گواينکه پيشتر در پروژه اينترنت بهداشتي(فيلترينگ هوشمند و بسيار قوي) عملا سره از ناسره جدا شده بود و توسعه چنين طرحي براي بهداشتي کردن اينترنت در حالي که پيش بيني مي شود شرايط و مشکلات فراواني براي صدور مجوز فعاليت سايت ها به وجود مي آيد، جز کند کردن و محدود کردن سرعت رشد وب فارسي نتيجه اي در بر نخواهد داشت و اين سدي در برابر جامعه مجازي ايران در جهت قرارگرفتن در جريان توسعه جهاني اينترنت و رقابت هاي تجاري ،اقتصادي ، علمي و خبري است

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 10:19  توسط مجید  | 

کارت هاي بانکي ودغدغه‌هاي امنيتی   

نويسنده : فرنود حسنی
بدون شک‌مهم‌ترين خبر حوزه بانکداري الکترونيکي در هفته گذشته اختصاص به هک شدن سيستم رايانه اى يك بانك بزرگ دولتى توسط چند جوان داشت که در این عمليات اقدام به برداشت غير قانونى ۶۰ ميليون تومان از حساب چند تاجر کرده بودند

آنچه در شرح اين خبر رفته، حاکي از آن است که هکرهاي ايراني با تهيه چند کارت بانکي اقدام به کپي اطلاعات حساب هاي فعال تاجران ثروتمند بر روي کارت‌ها می کردند و فراتر از محدوديت هاي سيستم هاي پرداخت، بارها و بارها اقدام به برداشت غير قانوني از اين حساب ها مي‌کردند. جالب اينکه در چند هفته پيش يکي از اخبار داغ و جنجالي حوزه فناوري اطلاعات اختصاص به کپي سيم کارت هاي تلفن همراه داشت و پس از بارها تکذيب از سوي مسوولان، سرانجام به تاييد رسيد و بعد از اندک مدتي شائبه امکان کپي کارت هاي بانکي را در اذهان کارشناسان انداخت که به صورت غير رسمي تکذيب شد اما خبر حمله اينترنتي به يک بانک دولتي ترديدها را تبديل به واقعيت کرد.

صرف نظر از ۶۳ ميليون ريال جزاى نقدى در نظر گرفته شده برای مجرمان که به خاطر گذشت شاکي اعمال شده و درنوع خود جالب توجه است، اين اتفاق زنگ خطري است که شايد به خاطر شتاب زدگي هکرها در مواجه با حساب هاي ميلياردي برملا شده است و چه بسا هکر هاي با حوصله تري باشند که با برداشت هاي انبوه نامحسوس خود از مدت ها قبل اقدام به اين عمل مي کنند.

مطمئنا این اتفاق سوال های مختلفی را نسبت به امنیت وضعبت موجود بانکداری الکترونیکی به وجود می آورد .جایی که سيستم بانکي توسط چند جوان و از طريق کارت خود بانک ها به راحتي هک مي شود بدون اينکه مردم حتي حق داشته باشند نام بانک مذکور را بدانند، آيا اگر بانک هک شده يک بانک خصوصي بود باز هم همين سکوت خبري بر قضيه حاکم مي شد؟ آيا اين اطمينان براي کساني که به ارقام خرد حساب هاي خود توجه نمي کنند وجود دارد که حساب‌هاي‌شان دست نخورده باقي مانده است؟

امروز در حدود 17 ميليون کارت بانکي در ايران توزيع شده است که به طور متوسط و به دليل مشکلات متعددي که در ارايه خدمات يکپارچه بانکي و بين بانکي وجود دارد، عمده دارندگان کارت ها مجبورند حداقل دوتا سه کارت با خود داشته باشند و اين مساله باعث کاهش شديد ضريب امنيت فيزيکي و مجازي مي شود. اميدواريم اين مساله به اينجا ختم نشود و مسوولان بانکي کشور با حساسيت و دقت بيشتري موضوع را مورد بررسي و مطالعه قرار دهند و همچنين از ارايه آموزش هاي عمومي در اين زمينه ها غفلت نورزند

 

وبلاگ ها صورت مساله را پاک کردند!   

فرنود حسني

 

در راستاي طرح عجولانه و غير کارشناسي ساماندهي سايت ها و وبلاگ هاي ايراني، به تازگي يک تبصره جديد مبني بر عدم نياز وبلاگ ها به انجام فرآيند ثبت نام در سايت ساماندهي منتشر شد.

بعد از موج انتقادها و اعتراض ها به ماهيت و روش ثبت سايت ها و همزمان با هک شدن سايت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي که قرار است متولي ساماندهي و حافظ اطلاعات شخصي هزاران نفر از شهروندان باشد، اين تبصره نخستين عقب نشيني ستاد ساماندهي براي حذف الزام وبلاگ نويسان به ثبت اطلاعات در سايت ساماندهي بود.

که البته بي تاثير از عدم مطالعه و شناخت صحيح برنامه ريزان اين طرح از غير عملي بودن و غير ضروري بودن اين کار نبود.

در اين شرايط اگر خوب نگاه کنيم خواهيم ديد که وب سايت ها به دليل ماهيت خود از جنبه هاي ثبتي، بسيار بهتر و دقيق تر قابل نظارت و رديابي هستند چرا که راه اندازي هر وب سايت نيازمند تهيه دامنه و فضايي است که معمولا از طريق شرکت هاي داخلي صورت مي گيرد و بنابراين ستاد ساماندهي يا هر ارگان ديگري در صورت نياز مي تواند به راحتي به اطلاعات مديران سايت ها دسترسي يابد.

با اين اوصاف اين سوال مطرح است که وقتي از ثبت نام وبلاگ ها به عنوان رسانه هايي عمومي که امکان مستعار نويسي در آنها بسيار ساده است و رديابي آن نيز بسيار دشوار صرفه نظر مي شود پس چه ضرورتي دارد که سايت ها را ثبت نام کنيم. در حالي که اساسا بخش عظيمي از حيات دنياي وب فارسي به دليل وجود همين وبلاگ هاست که با تعداد زياد خود جعيت زيادي را به حرکت و گشت و گذار در وب وا مي دارند.

به هر حال اينبار هم همچون ساير دفعات برنده اين ميدان وبلاگ ها بودند و به واسطه قدرت و ارتباطات پيوسته و گسترده خود توانستند ماهيت مساله ثبت نام را زير سوال ببرند و نشان دهند که رسانه در جامعه اطلاعاتي داراي ابعاد و مفاهيم تازه اي است که نياز به نگاه و دانش جديد دارد و نمي توان رسانه هايي مانند سايت ها و وبلاگ ها را با يک نشريه مکتوب مانند روزنامه مقايسه کرد

 

 موج بعدي چيست؟   

فرنود حسني

با آغاز به کار سايت www.samandehi.com  فعاليت ستاد ساماندهي سايت هاي اينترنتي رسميت يافت و بر اساس دستور العمل هاي جالب سايت ساماندهي همه مديران سايت ها و وبلاگ نويس هاي ايراني مجبورند براي برپا بودن و فيلتر نشدن خود در اين سايت ثبت نام کنند.

بعد از موج گسترده فيلترينگ در ايران که از سال 82 آغاز شد شرايط به وجود آمده جديدترين نسخه پيچي دولت براي محدوديت سايت هاي اينترنتي در ايران به شمار مي رود نکته جالب اينکه اين فرآيند از سوي ارگاني مديريت مي شود که تا کنون هيچ سابقه اي در حوزه فناوري اطلاعات کشور نداشته است و بنابراين اين نگراني به وجود مي آيد که چه تضميني براي حفاظت از اطلاعات هزاران سايت و وبلاگ وجود دارد چرا که ثبت نام کنندگان مجبور هستند همه اطلاعات فني مربوط به زبان برنامه نويسي و بانک هاي اطلاعاتي و اطلاعات شخصي خود را روي اين سايت بگذارند.

گذشته از اين مسائل بايد از مسئولان امر پرسيد اگر قرار است که حلقه فيلترينگ با اين طرح محدود تر و به عبارت بهتر شفاف تر شود پس هزينه هاي 8 ميلياردي دولت براي فيلترينگ چه ضرورتي دارد چرا که به نوعي امکان فعاليت  سايت ها را به جرياني گزينشي تبديل مي کند.

و از آن مهمتر اينکه چه تضميني وجود دارد که پس از اين مرحله که اطلاعات سايت ها و وبلاگ ها دريافت شد دولت در اقدام بعدي خود نسبت به سايت هاي ثبت نام شده شروع به اقدامات گزينشي و اعمال سليقه نکند!

دو از ذهن نخواهد بود که اين کار زمينه لازم را براي اعمال سليقه هاي بخش دولتي در سايت هاي مختلف به وجود مي آورد و قطعا در جريان توسعه وب ايراني خلل ايجاد خواهد کرد.

بايد يادآور شد بعد از 17 سال که از خلق پديده جهاني وب مي گذرد ما هنوز در بحث هاي کلي و کاملا غير کاربردي دست و پا مي زنيم، ضربه اي که چنين ايده ها و اقداماتي بر نهال نحيف و رو به رشد وب در ايران خواهد زد تا سال ها باعث عقب ماندگي و ضعف ما در پيشرفت مباحث کاربردي وب خواهد شد.

کاش مسند نشينان ستاد هاي مختلف فيلترينگ و ساماندهي فرصتي را هم براي دريافت نظرات و ديدگاه هاي کارشناسان فراهم مي ساختند تا با نظري جامع اقدام به اين کار نمايند. کاش مديران نظام و دولت از اثرگذاري و قدرت بالاي اقتصادي و کارآفريني وب و فناوري اطلاعات آگاه بودند و مي دانستند که به واسطه ترويج کاربري فناوري هاي نوين چه اثر بزرگ و مهمي بر جريان اقتصاد و آموزش و آگاهي عمومي خواهد داشت

بانکداري الکترونيکي گره کور ترافيک را بازمي کند!   

نويسنده : فرنود حسنی
بحث تغيير نيافتن ساعت رسمي کشور و تغيير ساعت کار بانک ها، مدارس و ادارات در سال جاري موضوع اصلي جلسه ها و نشست هاي مجلس و دولت بوده است

پس از تصميم گيري دولت مبني بر عدم تغيير ساعت رسمي کشور در هر شش ماه، حدود چهار ماه پيش بود که دولت با هدف حل مشکل ترافيکي در تهران و شهرهاي بزرگ ساعت کار بانک ها را به 9 صبح منتقل کرد. پي آمد اين اقدام دولت مشکلات و نارضايتي هاي فراواني بودکه براي مردم و کارمندان بانک ها در دريافت و ارائه خدمات بانکي بروز کرده بود اما دولت باتاکيد بر تصميم خود پس از سه ماه آزمايش اين طرح نتوانست چنان که بايد و شايد بر مشکل ترافيک فائق آيد و از سوي ديگر ضررهاي اقتصادي پنهاني نيز شامل حالش شد که در اين مجال نيت پرداختن به آن نيست. نکته جالب اينکه مجلس بر اين موضوع دست گذاشت و با ارائه طرحي خواستار بازگشت ساعت کار بانک ها شد که البته اين طرح از سوي شوراي نگهبان رد شد و بنابراين مجلس را مصمم کرد که اين بار به جاي تغيير مصوبه دولت خود راساً طرحي تهيه و ارائه دهد و در همين راستا بحث تغيير ساعات کار مدارس و ادارات ارائه شد.

البته که همه اين طرح ها از سر دلسوزي و با هدف بهسازي وضعيت ترافيک ارائه شده ، اما نکته اينجاست که تغيير ساعت کار به هيچ وجه نمي تواند شرط کافي براي حل اين معضل باشد، چرا که به هر حال مردم ناگزير از حضور در خيابان و رسيدگي به امور شخصي خود هستند.

 لذا بايد راه حل مساله را در استفاده از ابزارها و وسائلي براي حذف سفرهاي غير ضروري جستجو کرد. در اين شرايط به جاي دور باطل و تغيير مکرر ساعت هاي کار ادارات و نهادها، تنها گزينه اي که مي تواند زمينه حل مشکلات را فراهم کند توسعه بانکداري الکترونيکي با راهبردي ملي و يکپارچه است، راهبردهايي که مي تواند مبتني بر توسعه مدل هاي خدمات بانکداري اينترنتي، افزايش دستگاه هاي کارت خوان براي حذف نياز به حضور در شعب براي دريافت خدمات و يا استفاده از پول نقد باشد.

 سرمايه گذاري در بانکداري الکترونيکي نه تنها براي دولت هزينه زا نيست بلکه با کاهش مصرف بنزين و جلوگيري از فرسودگي اسکناس ها و... مي تواند منافع بسياري نيز به همراه داشته باشد.

 

توسعه بهداشت وبي   

فرنود حسني

توسعه کاربري اينترنت در ايران که البته متاثر از روند رو به رشد بين المللي آن است شرايطي را به وجود آورد که بر اساس آن گروه هاي مختلفي از جامعه به ويژه نسل جوان گرايش بسياري براي دسترسي به اطلاعات از اين طريق پيدا کردند چرا که اينترنت و وب با مختصات و ويژگي هاي خود به عنوان رسانه هايي مطرح بودند که ارتباط بدون واسطه همه افراد را با دنياي بيرون فراهم مي کردند.

موج گرايش ايراني ها به استفاده از وب در سه حوزه از تبلور بيشتري برخوردار بود. اولي مربوط به حضور و استفاده از چت روم ها بود، دومي اختصاص به وبلاگ نويسي داشت و سومي عضويت و فعاليت در سايت ها يا شهرهاي مجازي بود. اين سه حوزه زمينه و بستر بسيار خوب و روشني را براي توسعه ارتباطات و فرصت هاي مناسبي را براي طرح ديدگاه ها و انديشه هاي مختلف فراهم مي کردند به گونه اي که تک تک اين ابزارها حکم يک رسانه انفرادي با حوزه نشري جهاني را داشتند.

سياستي که دولت در سال هاي اخير براي کنترل اين روند در نظر گرفته متاسفانه آنگونه که بايد و شايد نقش و اثري فرهنگي و ترويجي را دنبال نکرده است. پس از جريان فيلترينگ که تا کنون ميلياردها ريال براي کشور هزينه به وجود آورده است طرح جديد دولت براي ساماندهي سايت ها و وبلاگ هاي اينترنتي سوال هاي بسياري را در اذهان فعالان اين حوزه به وجود آورده است که اساسا ماهيت و هدف ساماندهي چيست؟ آيا اين شيوه بر خلاف اسناد و مفادي نيست که در اجلاس جامعه اطلاعاتي بر روي آن توافق شده است؟

آنچنانکه در سايت ساماندهي دات کام ارگان الکترونيکي ستاد ساماندهي سايت هاي اينترنتي آمده است هر سايتي که در مدت تعيين شده ثبت و معرفي نشود مسدود خواهد شد. بنابر اين اعلاميه چنين استنباط مي شود که  پس به زودي بسياري از سايت ها و وبلاگ ها که در ايران فعاليت نمي کنند ولي به زبان فارسي توليد محتوا مي کنند يا در نگاهي کلي تر همه سايت هايي که در وب هستند و در سايت مذکور ثبت نشده اند به زودي مسدود خواهند شد.

به عنوان نمونه بسياري از وبلاگنويس ها که اساس وبلاگ را به عنوان ابزاري براي طرح ديدگاه هاي تخصصي يا حرف ها و مسائل شخصي مي کنند بايد تمامي اطلاعات خود را ثبت نمايند و اين مسئله قطعا با نارضايتي و عدم تمايل اين افراد همراه خواهد بود.

آيين نامه ساماندهي که اساس آن تاکيد بر شناسايي تمامي مديران سايت ها و وبلاگ هاي فارسي است شرايطي را به وجود مي آورد که هيچ سايتي بدون کسب مجوز فعاليت از وزارت ارشاد ديگر نمي تواند فعاليت کند و در واقع با اين روش بهداشت عمومي در اينترنت ايراني برقرار مي شود گواينکه پيشتر در پروژه اينترنت بهداشتي(فيلترينگ هوشمند و بسيار قوي)  سايت هاي مورد نظر دولت با دقت تمام مسدود شده بودند و توسعه چنين طرحي براي بهداشتي کردن اينترنت در حالي که پيش بيني مي شود شرايط و مشکلات فراواني براي صدور مجوز فعاليت سايت ها به وجود مي آيد، جز کند کردن و محدود کردن سرعت رشد وب فارسي نتيجه اي در بر نخواهد داشت و اين سدي در برابر جامعه مجازي ايران در جهت قرارگرفتن در جريان توسعه جهاني اينترنت و رقابت هاي تجاري ،اقتصادي، علمي و خبري است

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 10:18  توسط مجید  | 

مديريت محتوا و رويکردهاي تجاري   

فرنود حسني

يکي از مهمترين چالش هايي که وب فارسي با آن مواجه است و به نظر مي رسد در زمره مهمترين موانع توسعه کارآمد وب نيز باشد بحث محدوديت هاي کشور در حوزه مديريت محتواست اين در شرايطي است که از بعد مهندسي وب علي رغم پاره اي از مشکلاات کشور در سطح مطلوبي به سر مي برد و تقريبا با جديدتريم متدهاي ناورانه روز حرکت مي کند اما در حوره مديريت وب و به خصوص بحث مديريت محتوا به دليل فراهم نبودن نگرش حرفه اي ضعف هاي بسياري مشاهده مي کنيمو يکي از ابعادي که در زمينه مديريت محتوا از اهميت بسياري برخوردار است دست يابي به نگرشي تجاري براي توليد و هدايت محتواي فارسي و ايراني است. منظور اينکه به واسطه امکانان فني حاصل از فناوري هاي توسعه وب ضمن هدفمند ساختن جريان توليد محتوا، شرايط را براي کاربري هدفمند از محتوا نيز فراهم آوريم يعني ماهيت وب فارسي را از حالت ايستا و غير فعال فعلي خارج سازيم و روح پويايي و کاربردي بودن را در‌آن بدميم چه  اين محتوا به زبان فارسي باشد و چه با هر زبان ديگري در محيط وب ايراني منتشر شده باشد. اين کار دور از دسترس نخواهد بود در صورتي که با استفاده از تکنيک هاي برنامه نويسي وب سايتهاي هوشمندي طراحي شوند تا قابليت هاي مختلفي براي کاربردي کردن محتوا تعريف شود. يکي از مهمترين قابليت ها براي کاربردي ساختن محتوا در وب، امکان شخصي سازي کاربري محتوا است که به اين وسيله مي توان ارزش تخصصي اطلاعات را بالا برد و به کاربردان مختلف امکان داد محتواي مورد نظر خود را در قالب و کيفيت مورد نظر دريافت نمايند اما انچه در نهايت به عنوان بحث اساسي و زيرساختي در مديريت محتوا مطرح است لزوم توجه به مقوله داده کاوي و تکنيک هاي آن است که مي تواند شرايط را براي شکل دهي به مدل هاي کسب و کار وبي بر اساس تکنيک هاي مديريت محتو فراهم سازد.

متاسفانه آنچه امروزه در اکثر سايت هاي دولتي و خصوصي شاهد هستيم وجود حجم بسيار زيادي از اطلاعات است که صرفا براي پرکردن صفحه و تزيين آن تهيه شده اند و هيچ هدف و راهبرد مشخصي براي اشاعه آن وجود ندارد. بنابراين در اين شرايط مي بينيم درصد بالايي از پتانسيل کاربران وب فارسي به دليل عدم توفيق در يافتن اهداف وبي به هدر مي رود و هيچگاه به يک فرايند اقتصادي هدفمند تبديل نمي شود.

توجه به مقوله مديريت محتوا بدون نگرش هاي تجاري امري است که نمي تواند زمينه توسعه وب فارسي را فراهم آورد و قطعا وب سايت هاي فارسي در اين زمينه نيازمند تجديد نظر اساسي هستند تا رويکردهاي تجاري را به اهداف توسعه محتواي خود تزريق نمايند

 

اوليــن همايش نشر و تجارت الكترونيكي برگـــزار شد   

اولين همايش نشر و تجارت الكترونيكي با همكاري بانك سامان و شركت تجارت الكترونيكي‌ ‌هايبرد روز پنج‌شنبه گذشته در محل مجموعه فرهنگي ورزشي شهرداري برگزار شد.

فناوران- دراين همايش كه با هدف ايجاد آگاهي و آشنايي ناشران و فروشندگان كتاب و محصولات فرهنگي برپا شده بود، در حدود 100 انتشاراتي حضور داشته و از نزديك با راهكار‌هاي عملي و روش پياده‌سازي تجارت الكترونيكي در كار خود آشنا شدند.

فرنود حسني دبير اجرايي اين همايش با اشاره به شرايط گذشته و فرصت‌ها و امكانات موجود، استفاده و توجه به حداقل‌ها را ضروري برشمرد و استفاده از تجارت الكترونيكي را باعث ايجاد ارزش افزوده و منافع براي خريداران كتاب و ناشران دانست. سپس دكتر علي‌اكبر جلالي، عضو هيات علمي دانشگاه علم و صنعت به بررسي وضعيت موجود و چالش‌ها و تهديد‌هاي عدم گرايش ايران به تجارت الكترونيكي پرداخت. وي همچنين با تشريح تئوري موج چهارم براي حاضران، اعلام كرد كه سهم كنوني ايران از تجارت الكترونيكي جهاني بسيار ناچيز است و اگر فكر عاجلي براي استفاده از حداقل امكانات و موقعيت‌ها نشود، اقتصاد ايران در آينده با مشكلات جدي مواجه خواهد شد. مهندس نيك‌نژاد از مديران شركت پرداخت الكترونيك سامان نيز در اين همايش به اقدامات اين شركت و گروه مالي سامان براي توسعه عملي تجارت الكترونيكي پرداخت و از ناشران و فروشندگان كتاب و محصولات فرهنگي خواست تا باخيالي آسوده اقدام به فعاليت دراين زمينه كنند.

وي يكي از اقدامات نويد‌بخش براي افزايش اعتماد مردم به تجارت الكترونيكي را بيمه تراكنش‌هاي مالي الكترونيكي از سوي بيمه سامان عنوان كرد و آن را عاملي براي توسعه تجارت الكترونيكي دانست.

سخنران بعدي اين همايش مهندس تاجري، مديرعامل شركت تجارت الكترونيكي هايبرد بود. وي با معرفي محصولات و دستاوردهاي اين شركت در زمينه پورتال‌هاي سازماني، فروشگاه‌هاي اينترنتي و سيستم‌هاي مديريت محتوا، به تشريح لزوم گرايش به سمت كتاب‌هاي الكترونيكي براي فروش بهتر و آسان‌تر و كاهش هزينه‌ها و افزايش دسترسي عمومي پرداخت.

در ادامه همايش دكتر جبراييلي، مدير روابط عمومي مجتمع فني تهران، به معرفي فروشگاه كتاب اين مجتمع پرداخت و از تجربيات انتشارات ديباگران در بحث فروش الكترونيكي كتاب سخن گفت.

مهندس فروغی، مدير سايت goshishop عنوان بعدي اين همايش بود كه به عنوان يك نمونه عملي ديگر، تجربيات خود را در زمينه فروش الكترونيكي تلفن همراه به حاضران انتقال داد.

در ادامه مهندس توماج فريدوني لزوم توجه به مشاوره تجارت الكترونيكي و چالش‌هاي موجود در اين زمينه را مورد بررسي قرار داد.

همچنين مهندس عشرت عدالت، كارشناس ارشد بانكداري الكترونيكي اصول و زيرساخت‌هاي بانكداري الكترونيكي را با ذكر وضعيت موجود درايران بررسي كرد.

آخرين سخنران اين همايش دكتر شميسا، سردبير ماهنامه روانشناسي جامعه بود كه تجربيات خود را در زمينه سايت اينترنتي اين نشريه ذكر كرد.

در پايان فرنود حسني با جمع‌بندي دستاوردهاي اين همايش، اظهار اميدواري كرد كه ناشران با تشكيل كنسرسيومي زمينه فروش محصولات خود را فراهم كنند واز مواهب گوناگون تجارت الكترونيكي بهره‌مند شوند

 بحران نقدينگي و بانکداري الکترونيکي   

فرنود حسني

با توجه به اينکه کمتر از دو ماه به پايان سال فرصت  باقي مانده استT شاهد تحرک و شتاب بيشتري در جريان هاي مالي کشور هستيم. از يک سو حجم بسيار زياد پولي که دولت در پايان سال به عنوان پاداش و عيدي به مردم خواهد داد، تا حد زيادي باعث کاهش نقدينگي و منابع مالي دولت و بانک ها  خواهد شد و از سوي ديگر، دولت با طرح هاي مختلفي همچون فروش اوراق مشارکت، واگذاري تلفن همراه و يا قرعه کشي بانک ها سعي در جمع آوري اين نقدينگي دارد.

 بحث افزايش نقدينگي عمومي در پايان سال مشکلي است که همه ساله با آن مواجه هستيم، به گونه اي که در روزهاي پاياني سال سرويس دهي بانک ها را تا حد زيادي تحت تاثير قرار مي دهد. جو رواني تعطيلات چند روزه نوروز و نياز مردم به پول شرايطي را به وجود مي آورد که مردم همراه داشتن اسکناس را در اين ايام ضروري بشمارند.

 در چنين شرايطي قطعا به سوي وضعيتي بحراني حرکت خواهيم کرد، چرا که در طول سال چنان که بايد و شايد در فرهنگ سازي و تغيير کاربري سيستم هاي پرداخت مردم از خودپرداز به پايانه فروش موفق نبوده ايم و مردم هنوز ترجيح مي دهند براي خريد اسکناس حمل کنند؛ حال چه اين اسکناس را از شعبه دريافت کنند و چه از خودپرداز.

با توجه به زمان کم باقي مانده تا پایان سال، بايد برنامه ريزي لازم براي هماهنگي بيشتر ميان دولت و بانک ها براي فعال کردن گروه هاي کشيک شارژ خودپردازها و شعب فعال در ايام تعطيل انجام داد. نکته مهمي که مي تواند در کاهش اين بحران موثر باشد، وجود پتانسيل قريب به بيست ميليون کارت است که تشويق مردم به استفاده از کارت ها براي خريد شب عيد ضرورت استفاده از اسکناس را حذف خواهد کرد. از سوي ديگر بنابر اخبار رسيده سيستم انتقال الکترونيکي وجه تا پايان سال در بسياري از بانک ها راه اندازي مي شود و اين مساله هم مي تواند کمک موثري براي کاهش آثار بحران نقدينگي باشد

گفتگو با ایسنا   

وبلاگ‌ها به افراد كمك مي‌كنند تا هويت رسانه‌يي پيدا كنند
وبلاگ‌نويسي
جرياني پويا است و هيچ گاه به نقطه‌ي بهينه‌ي آن نمي‌رسيم

به اعتقاد يك وبلاگ‌نويس، تبادل افكار با هم فكران،‌ خوانندگان و مخاطبان در وبلاگ،‌ موجب شكل گيري يك هويت مجازي براي بلاگرها مي‌شود.

فرنود حسني،‌ در گفت‌و‌گو با خبرنگار سرويس نگاهي به وبلاگ‌هاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اظهار داشت: « هويت وبلاگ نويسان ناشي از فرهنگ بومي‌، ملي و يا خانوادگي آن‌هاست و اين كه چه كسي با چه جنسيتي، از چه قشر و با چه سطح اقتصادي، تحصيلي و يا علمي‌ وارد اين عرصه مي‌شود‌ و به طور قطع تمام اين مسايل نيز در شكل‌گيري هويت آينده‌ي وبلاگ‌نويس تاثير زيادي دارد. »

وي با اشاره به تفاوت محيط فيزيكي با محيط مجازي گفت: «شخصي كه براي اولين بار وارد محيط مجازي مي‌شود،‌ يك دنياي جديدي را با ابزارها و روش‌هاي جديد تجربه مي‌كند دنياي جديدي كه مي‌تواند در آن آزادانه انتقاد و بحث كند، در حالي كه ممكن است در آن حد نتواند در دنياي واقعي اين كار را انجام دهد»

وي افزود: «فرد نياز به رسانه دارد و وبلاگ‌ها به او كمك مي‌كنند كه يك هويت رسانه‌اي پيدا كند، وبلاگ‌ها ابزاري را براي گفت‌و‌گو، گفتمان،‌ و انتقال افكار فراهم مي‌كنند. در اين شرايط شخصيت و افكار فرد به واسطه‌ي اين ابزار و رسانه، در قالب متن و روش‌هاي ديگر به مخاطب منتقل مي‌شود و همين انتقال نيز متاثر از رفتارها، افكار، تحصيلات، سطح خانوادگي و اقتصادي افراد است. »

حسني گفت: «وبلاگ نويسي به تدريج نوع نگاه فرد را تغيير خواهد داد. نمي‌توان انتظار داشت فرد در همان ابتدايي كه وبلاگ نويسي مي‌كند، بتواند تحول و اثرگذاري زيادي در حوزه‌ي خودش داشته باشد،‌ ولي به مرور در اثر تبادل افكار با همفكران خود،‌ به يك هويت مجازي دست مي‌يابد به اين ترتيب تلاش مي‌كند،‌ با همان ديدگاه‌هاي خود در هر سطحي، در عين فرا گرفتن، چيزهايي را نيز ياد دهد. بنابر اين يك هويت ياد گيرنده و ياد دهنده هم براي شخص در مرحله‌ي اول تجربه وبلاگ نويسي، ايجاد مي‌شود. فرد سعي مي‌كند مرتب وبلاگ‌هاي ديگر را بخواند، از آن‌ها برداشت و گاهي از بسياري متون متاثر مي‌شود. »

اين وبلاگ‌نويس گفت: «بسياري از وبلاگ نويسان در ابتداي كار، سراغ اشعار، مطالب و سخنراني‌هاي بزرگان مي‌روند،‌ ولي اين كار تا زماني ادامه پيدا مي‌كند،‌ در شرايطي كه نسبت به مطالب منتشر شده و از افكار وبلاگ نويس، واكنش بهتري داده شود فرد يك گام به جلوتر مي‌رود و افكار خود را نيز نشر مي‌دهد. »

وي اظهار داشت: «مطالعه‌ي وبلاگ‌هاي ديگران و ديده شدن از سوي مخاطبان، تاثيراتي در عملكرد وبلاگ نويس مي‌گذارد كه او به صورت مداوم مطالعات و حرف‌هاي جديد‌تري را براي مخاطبان خود داشته باشد، به اين ترتيب،‌ رفتن به دنبال يادگيري و بعد از آن ياد دادن و انتقال مفاهيم ازطريق افكار و انديشه‌هاي بلاگر‌ها، موجب شكل گيري هويت آنان مي‌شود. »

وي افزود: «شخصيت فرد در حالت عادي، نمي‌تواند نقد را چندان تجربه كند، ولي زماني كه مطالب او در وبلاگ مورد نقد ديگران قرار مي‌گيرد، او با آرامش و راحتي بيشتري مي‌پذيرد و اين همان اثر بعدي بر هويت فردي و شخصيتي وبلاگ نويس و شكل گيري هويت مجازي اوست، وبلاگ نويسي هويت نقد پذيري را در فرد زنده مي‌كند و او در اين محيط، پاسخي را در برابر نقدهاي ديگران مي‌يابد، در حالي كه او در محيط فيزيكي ممكن است آن چنان نقدپذير نباشد. »

حسني گفت: «وبلاگ نويسي يك جريان پويا و در حال تغييري است كه به اين ترتيب هيچ گاه به نقطه‌ي اوپتيموم ( بهينه ) آن نمي‌رسيم. »

وي در عين حال افزود: «وبلاگ نويسي، فضاي گفتمان را بازتر كرده و به لايه‌هاي پايين جامعه برده است، بنابراين هر كسي توانسته از اين رسانه براي حرف زدن خود استفاده و فضاي نقدپذيري را در قالب كلمات و ادبيات روزمره و همچنين يك تريبون آزاد ايجاد كند و به اين ترتيب هويت مجازي افراد در برابر يا در كنار هم قرار مي‌گيرد. »

وي تاكيد كرد: «با ارتقاي وبلاگ‌هاي تخصصي، نقد‌ها و هويت‌هاي تخصصي شده نيز بهبود مي‌يابد و هويت‌هاي مجازي جنبه‌ي تخصصي به خود مي‌گيرند.»

حسني گفت: « وبلاگ‌ها بخشي از بافت جامعه اطلاعاتي هستند، لذا مطابق با اصول جامعه اطلاعاتي، بايد فضاي آزاد گفتمان و تفكر بر آنها حاكم باشد. به اين ترتيب هر تقسيم بندي محدود كننده‌اي، جايز نيست،‌ بلكه بايد ‌آزادانه زمينه‌اي را براي بلاگر‌ها فراهم كرد كه نگاه آن‌ها فراتر از ديد تخصصي خود رود و به واسطه‌ي ساير وبلاگ‌ها از موضوعات ديگر آگاهي پيدا كنند.»

سمینار نشر و تجارت الکترونیکی برگزار می شود.   

سمینار نشر و تجارت الکترونیکی روز پنج شنبه ۱۹ بهمن ماه با حضور 200 انتشاراتی بزرگ کشور در سالن اجتماعات فرهنگیان واقع در خیابان وبلا برگزار می شود. این سمینار با همکاری شرکت تجارت الکترونیک هایبرد و بانک سامان برگزار می شود. علاقه مندان برای کسب اطلاعات بیشتر و حضور در این کنفراتس با شماره 88 80 87 49 تماس حاصل فرمایند.

در این سمینار دکتر جلالی, مهندس عدالت, دکتر جبرائیلی, مهندس تاجری و دو نفر از مدیران ارشد بانک سامان به سخنرانی پیرامون موضوعات مختلف تجارت الکترونیکی خواهند پرداخت. دبیر اجرایی این سمینار فرنود حسنی خواهد بود

شماره 18 عصر فناوری اطلاعات   

توسعه مجازي؛ محور اصلي توسعه کشورها)ديدگاه:تفسير روي جلد(
فناوري اطلاعات در خدمت مديريت کيفيت
بررسي نرم‌افزارهاي CRM شرکت اوراکل
اصول طراحي برنامه جامع بازاريابي الکترونيکي
بيمه الکترونيکي
ارزيابي توان‌مندي بازرگاني پايگاه‌هاي اينترنتي تا گام نخست توسعه مجازي
نگاه اجمالي به روش‌‌هاي تحليل و معماري نرم‌افزار
تحليل، ارزيابي و ارايه چارچوبي براي انتخاب متدهاي سريع‌الانتقال توسعه نرم‌افزار
پورتال، اعتبار نهان
انقلاب فناوري آژاکس در نسل جديد نرم‌افزارهاي تحت وب
شبکه‌هاي عصبي
جايگاه مهندسي دانش در ايجاد سيستم‌هاي خبره
مروري بر روش‌هاي نهان‌نگاري
هوشمند انتخاب کنيد: 915 دربرابر 945
فناوري برتر سامسونگ

چندین مقاله دیگر ... 

شماره‌هاي تماس ماهنامه : 70- 88914469
سايت ماهنامهwww.infotechera.com

گروه مدیریت فناوری اطلاعات راه اندازی شد   

به اطلاع دوستان و  علاقه مندان به مباحث مدیریت و فناوری اطلاعات می رسانم به علت پیشنهاد های  متعدد گروه مدیریت فناوری اطلاعات راه اندازی شد. این گروه در سایت گروه های یاهو به نشانی http://tech.groups.yahoo.com/group/ITManagement فعالیت می کند. شما با عضویت در این گروه می توانید بر اساس علاقه مندی های خود اخبار و‌ مقالات مختلف حوزه فناوری اطلاعات را برای همکاران خود ارسال کنید. این کار می تواند باعث توسعه ارتباط فکری و کاری در این دانش نوپا شود.

برای فعالیت در این گروه ابتدا با ارسال ایمیل به ITManagement-subscribe@yahoogroups.com در گروه عضو شوید و سپس با تایید ایمیل ارسالی از سیستم عصویت خود را فعال کنید. یک راه ساده تر برای عضویت در گروه مراجعه به http://tech.groups.yahoo.com/group/ITManagement/join است. شما می توانید اطلاعات و اخبار خود را با استفاده از ایمیل ITManagement@yahoogroups.com به گروه ارسال کنید تا پس از بررسی منتشر شود

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 10:17  توسط مجید  | 

جايگاه منابع انساني در مدل توسعه دانايي محور   
 در سال 1990 بسياري از‌انديشمندان وکارشناسان مباحث توسعه، بر مدلي از توسعه انگشت گذاشتند كه در پياده‌سازي و اجراي آن حاکميت مردم به عنوان بازيگران واقعي به رسميت شناخته شود.

 درطي زمان و با‌ترکيب شدن و تاثير گرفتن از جريانات فکري و تحولات جهاني آن سال‌ها، توسعه پايدار به عنوان مدل نويني از توسعه مورد بررسي و چالش قرار گرفت.

ورود به هزاره سوم با پيشرفت‌ها و فناوري‌هاي مختلف در تمامي‌ابعاد علمي‌ و فني همراه بود و مردم‌اين دوره براي عصري که در آن زندگي مي‌کردند عنوان عصر اطلاعات را برگزيدند.

تنوع و گسترش ابزار و زير ساخت‌هاي تکنولوژيکي از يک سو و توسعه فوق العاده دانش و اطلاعات بشر از سوي ديگر و همچنين تاثير متقابل و فزاينده‌اين دو شاخص عمده عصر اطلاعات که از آن به عنوان فناوري‌هاي ارتباطي و اطلاعاتي ياد مي‌شود باعث شد تا سير توسعه تکنيک و دانش سريع‌تر از قبل شود.

با‌اين زمينه لازم بود که انسان به عنوان بازيگر اصلي اين عرصه هويت و نقش تازه‌اي براي خود بيابد.

 لذا با‌اين هدف و با توجه به تجربيات گذشته از مدل‌هاي مختلف توسعه و همچنين با بررسي نقش و جايگاه انسان در هريک از آنها، به تعريف جديدي از توسعه بر اساس محوريت انسان دست يافت و آن را توسعه دانايي محور نام نهاد.

انسان عصر اطلاعات براي پايه ريزي و ساخت جامعه اطلاعاتي نياز به طراحي و استاندارد سازي اصول و چارچوب‌هاي توسعه با توجه به اولويت‌ها، ظرفيت‌ها و امکانات جديد داشت.

بنابراين مبحث توسعه در قرن بيست و يکم نيز به عنوان يک عنصر محوري در برنامه‌هاي عمومي‌جوامع مختلف مورد توجه قرار گرفت.

اما آنچه که توسعه دانايي محور را به عنوان يک الگوي جديد و جامعه دانايي محور را به عنوان منعطف‌ترين جامعه از ساير مدل‌ها و جوامع جدا مي‌سازد توجه جدي‌اين مدل به مبحث توسعه منابع انساني به عنوان يک زير ساخت اساسي است.

‌اين مدل توسعه با ديدگاه فوق العاده پر اهميتي که براي آموزش قايل است جايگاه ويژه‌اي را براي خلاقيت، فرهنگ، مشارکت، تعليم و‌ تربيت عمومي، آموزش‌هاي عالي، دسترسي عمومي‌به امکانات و دانش، تامين نيازهاي اساسي و بنيادين انسان به عنوان اولويت و استاندارد در نظر گرفته است.

 بنا براين جامعه دانايي محور با توجه به نقش و اهميت بالايي که براي انسان قايل است و استانداردهايي که پيش روي او گذاشته است سعي مي‌کند نيازهاي انساني را از ميان‌اين استانداردها و اولويت‌ها پيدا کند و در رفع و بهبود آنها تلاش کند.

آموزش در جامعه دانايي محور به عنوان يک رکن اساسي بهترين بستر براي توسعه اطلاعاتي است و ‌اين توسعه اطلاعاتي دقيقا به خاطر اهميت دادن به نقش والاي تمامي انسان‌ها و به اصطلاح شهروندان جامعه دانايي محور است.

 از سوي ديگر، دستيابي به يک جامعه دانايي محور بدون توجه و پرداختن به موضوع‌ تربيت نيروهاي انساني متخصص در تمامي زمينه‌هاي مورد نياز جامعه براي قرار گرفتن در جريان توليد، طبقه‌بندي و انتقال اطلاعات، امري غير ممکن و محال جلوه مي‌کند.

بنابراين مي‌طلبد که در تعيين اولويت‌هاي آموزشي براي جامعه دانايي محور نقش و جايگاه ويژه‌اي براي مساله توسعه منابع انساني قايل شويم، زيرا انسان رکن به عنوان توسعه بايد محور اساسي برنامه‌ها و روش‌هاي توسعه باشد و‌اين امکان برايش فراهم شود تا در قالب جامعه دانايي محور قادر به پرورش خلاقيت‌ها و استعداد‌هاي خود باشد.

سه هیچ به نفع مردم!   
 

روز پنجشنبه گذشته دارندگان سیم كارت‌های تالیا وقتی برای شروع آخرین روز کاری هفته به محل کار خود رفتند یا تازه از خواب بر مي‌خاستند تا تعطیلات آخر هفته خود را آغاز کنند متوجه پیام کوتاهی با شماره‌اي نا آشنا شدند. بسیاری از آنها که انتظار یک پیام کوتاه تبلیغاتی را داشتند با بي‌حوصلگی پیام را گشودند و وقتی محتوای آن را خواندند نه تنها ناراحت نشدند بلکه بسیار خوشحال بودند چرا که محتوای پیام حاكي از آن بود که تالیا از‌اين پس به دارندگان سیم كارت‌های خود امکان مي‌دهد بدون نیاز به تهیه كارت‌های شارژ تا آخرین ریال اعتبار خریداری شده را مصرف کنند و دیگر نگران از دست رفتن هزینه خود نباشند چرا که اپراتور آنها كارت‌های خود را به صورت اعتبار دايمي‌عرضه مي‌کند.

اما‌ اين پیام کوتاه تنها عامل خوشحالی تالیا داران نبود چرا که لحظه‌اي بعد پیام کوتاه بعدی نیز از سوی سرور تالیا به دارندگان سیم‌كارت‌های‌ اين اپراتور ارسال شد و به آنها خبر داد که از‌اين پس تالیا هزینه‌های مکالمه تلفنی را به صورت ثانیه‌اي محاسبه خواهد کرد یعنی اگر مشترك تاليا يك دقیقه و 23 ثانیه صحبت کند تعرفه ‌اين مکالمه دیگر دو دقیقه محاسبه نمي‌شود بلکه 83 ثانیه محاسبه مي‌شود و ‌اين ارزش افزوده به مشترك امکان استفاده واقعی از اعتبار خریداری شده را  مي‌دهد.

عطف به یادداشت گذشته نگارنده در همین مضمون باید گفت‌؛ اين کار نشان از توجه و موشکافی دقیق و احاطه کامل تالیا بر بازار دارد چرا که عرضه سیم‌كارت‌های اعتباری آن هم با اعتبار دایمي‌و قیمت 29‌هزار تومان از سوی‌ايرانسل مي‌رفت که عرصه را بر تالیا تنگ کند و اخبار متعددی نیز از گرایش دارندگان سیم‌كارت‌های اعتباری تالیا به سیم‌كارت‌های اعتباری‌ايرانسل حکایت مي‌كرد.

در‌اين شرایط با توجه به خدمات ارزشمند مبتنی بر تفکر‌ايجاد ارزش افزوده که با دو هدف حفظ و توسعه بازار از سوی تالیا و‌ايرانسل اتخاذ شده، همه نگاه‌ها متوجه اپراتور بزرگ دولتی یا همان ارتباطات سیار است که چه اقدامي‌برای کاهش و یا‌ايجاد شرایط واقعی برای تعرفه‌ها خواهد کرد. به هر حال نگاه مدیران تالیا بسیار شایسته و قابل تقدیر است و مي‌تواند زمینه را برای توسعه خدمات کمي ‌و کیفی و تسهیل دسترسی مردم فراهم کند و تنور رقابت تلفن همراه‌ايران را داغ‌تر کند. در همین راستا عطف به یادداشت پیشین سه هیچ به نفع مردم

دو هيچ به نفع مردم!   

فرنود حسنی

 با راه‌افتادن اپراتور‌هاي تاليا و ايرانسل دوره جديدي در فرآيند ارتباطات تلفن همراه ايران رقم خورد. اپراتور دولتي به پشتوانه ده سال انحصار و درآمد ميلياردي حاصل از فروش با وديعه، توزيع و خدمات‌رساني سيم‌كارت‌هاي خود، توانسته بود بخش بزرگي از بازار را به دست بگيرد و اين موضوع شرايط را براي رقابت دو اپراتور ديگر بسيار دشوار مي‌كرد. از سوي ديگر وضعيت پوشش اپراتور‌هاي خصوصي دليلي ديگر بر پيش‌بيني ضعف آنها در برابر رقيب قدرتمند دولتي بوده اما با وجود تمامي اين شرايط، علم بازاريابي براي چنين وضعيتي يك راه‌حل بسيار ساده اما نيازمند به مطالعه و شناخت كافي از بازار دارد؛ و آن، استفاده از ارزش افزوده بر اساس شرايط بازار است.

ايرانسل به عنوان يك اپراتور نوپا و با شناخت از تجربه ده ساله پرفراز و نشيب اپراتور اول، به خوبي توانسته نكات فراموش شده را شناسايي و در كار خود به عنوان يك عامل قوت و برتري تبديل كند و به اين شيوه زمينه گرايش و جذب لايه‌هاي مختلفي از بازار هدف را فراهم خواهد كرد.

فروش سيم‌كارت بدون وديعه، قيمت مناسب، امكان گزينش شماره‌ تماس بدون هزينه اضافي، شارژ كارت‌هاي اعتباري، امكان استفاده از تمام اعتبار شارژ، GPRS، ارايه هديه نوروزي و... از جمله ويژگي‌هايي است كه ايرانسل در مدت كوتاه حضور خود به بازار عرضه كرده است تاكتيك‌هاي به كار گرفته شده توسط ايرانسل علي‌رغم محدوديت‌ها و برخي مشكلات اين اپراتور كه البته در جريان توسعه قابل اغماض و انتظار است تكيه و تاكيد فراواني بر ايجاد و ارايه خدمات ارزش افزوده نسبت به رقبا دارد.

اين موارد از سويي باعث تحريك اپراتور اول نيز شده و فروش سيم‌كارت‌هاي اعتباري و كاهش وديعه فروش دو موردي است كه در اين مدت كوتاه به عنوان تاكتيك از سوي اپراتور اول به كار گرفته شده و قطعا در آينده نزديك نيز شاهد اقدامات و طرح‌هاي بازارگرايانه بيش‌تري از سوي ارتباطات سيار خواهيم بود. اما در اين بين نكته قابل توجه اين است كه مردم به عنوان مصرف‌كنندگان نهايي از اين پس نه تنها مي‌توانند از بين چند گزينه، سرويس دهنده خاصي را بر اساس مقياس‌ها و معيار‌هاي خود انتخاب كنند، بلكه فرصت خواهند داشت مزيت‌هاي نسبي و امكانات ارايه شده از سوي هر يك از اپراتور‌ها را مقايسه و سپس انتخابي دقيق انجام دهند. مصرف‌كننده هميشه به دنبال كيفيت برتر محصول است و حاضر است براي محصول و خدماتي كيفي، پول مناسب پرداخت كند و شرايط رقابتي ايجاد در اين بازار برگ برنده مردم براي دستيابي توامان به محصول با كيفيت و ارزان است، پس دو هيچ به نفع مردم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 10:14  توسط مجید  | 

تناقض استراتژيک

نشر اسکناس درشت يا توسعه بانکداري الکترونيکي!؟

فرنود حسني

چند روزي است که قصه تکراري نشر اسکناس هاي درشت در ايران بار ديگر با ظهور اسکناس هاي جديد پنج هزار توماني نقل محافل اقتصادي شده است. گذشته از انتقادات فراواني که در پي اين اقدام از سوي کارشناسان اقتصادي  مبني بر اثر تورمي اين اسکناس بر فضاي اقتصادي کشور، سوالات بسياري در خصوص لزوم اين اقدام در شرايطي است که کشور در حال توسعه و سرمايه گذاري در خصوص بانکداري الکترونيکي است. شايد بتوان مهمترين هدف و وظيفه بانکداري الکترونيکي را حذف پول از معاملات و مراودات اقتصادي مردم دانست بنابراين ضروري است تا تمامي راهبردهاي کلان نظام اقتصادي کشور در اين راستا طراحي و اجرا شوند. اساسا نشر اسکناس درشت به دليل فشارهاي بسيار بالاي مالي و اقتصادي است که افزايش نقدينگي و فرسودگي حاصل از رواج اسکناس در ميان مردم پديد مي آورد انجام مي شود. در چنين شرايطي وقتي کشور به صورت جدي نياز به پياده سازي بانکداري الکترونيکي کاربردي دارد انجام چنين اقداماتي نشان از وجود تناقضي جدي در توسعه زيرساخت هاي مالي کشور دارد. بانکداري الکترونيکي به عنوان ضرورت حياتي اقتصاد ايران در حال و آينده مي تواند زمينه را براي رفع مشکلات و خروج کشور از بحران افزايش نقدينگي فراهم کند و مانع هدر رفتن سرمايه هاي کشور براي چاپ، توزيع و انهدام اسکناس هاي فرسوده شود.

چاپ اسکناس 5000 توماني در آستانه سال جديد و در حالي که در سال جاري شاهد رشد تورم بوده ايم و همچنين به دليل حساسيت هاي بسيار بالاي سياسي اقتصادي حاکم بر کشور و وضعيت بودجه سال 1386 و در حالي که بسياري از سيستم هاي بانکداري الکترونيکي همچون سيستم انتقال وجه و RTGS در سال 86 به صورت جدي عملياتي مي شوند امري نسنجيده و غير ضروري است.

 

  رسانه‌ها و آموزش عمومي ‌فناوري اطلاعات   
تکيه و تاکيد بر آموزش‌هاي عمومي‌و غير حضوري در بحث توسعه آموزش فناوري اطلاعات، يکي از با اهميت‌ترين و تاثيرگذارترين انواع آموزش است.

چنين آموزش‌هايي که در واقع يکي از الزامات توسعه دانايي محور است اين فرصت را براي افراد جامعه -که به دلايل مختلف فرصت حضور در دوره‌هاي کلاسيک را ندارند- به وجود مي‌آورد تا از اطلاعات و تحولات روز در حوزه فناوري اطلاعات به صورت غير حضوري  آگاهي يابند. از جمله بستر‌هاي مناسب آموزشي که مي‌تواند خارج از محيط کلاس و نظام آموزشي منجر به توسعه علوم فناوري اطلاعات شود، استفاده از انواع رسانه‌هاي مکتوب و الکترونيکي است که به کاربر امکان مي‌دهد به صورت نامحدود از نظر زماني و مکاني به استفاده از آن بپردازد. در ادامه به بررسي نقش و تاثيرات برخي از اين رسانه‌ها بر توسعه آموزش فناوري اطلاعات مي‌پردازيم.

کتاب

بازار کتاب‌هاي حوزه IT در پنج سال گذشته بسيار مناسب و داغ بوده است. اين کتاب‌ها که قريب به اتفاق آنها‌ترجمه هستند بيش از هر گروهي بازار برنامه نويسان و گرافيست‌ها را مورد توجه قرار داده‌اند و به آموزش انواع نرم افزارها و زبان‌هاي برنامه‌نويسي و طراحي گرافيکي پرداخته‌اند. اما نکته اينجاست که به علت عجله در فرآيند‌ترجمه، توليد و چاپ اين‌گونه کتاب‌ها، بيش‌تر آنها از کيفيت محتوايي خوبي به خصوص پس از‌ ترجمه برخوردار نيستند و نمي‌توانند چنان که بايد و شايد تاثير مثبتي در يادگيري داشته باشند چرا که شخص مترجم به هيچ وجه احاطه فني بر موضوع نداشته است و به طور کلي در اين شاخه نگاه بازاري به اين رسانه مفيد باعث تخريب و عدم دستيابي به کيفيت مطلوب مي‌شود.از سوي ديگر، در اين حوزه به دليل سطوح مختلف مفاهيم علمي، ‌عملا بازار و تقاضاي عمومي‌است که نوع و تيراژ کتاب‌ها را تعيين مي‌کند، به‌گونه اي که کتاب‌هايي ساده با موضوعات پيش پا افتاده همچون چگونگي کار با پيام رسان ياهو و يا سايت اورکات از فروش بسيار بالايي برخوردار مي‌شوند.

CD‌هاي چند‌رسانه‌اي

بحث توليد نرم‌افزارها و کتاب‌هاي آموزشي چندرسانه‌اي که در آنها با استفاده از متن، صوت و تصوير اقدام به انتقال آموزش‌هاي فناوري اطلاعات به کاربر مي‌شود، چند‌سالي است گسترش يافته و به‌رغم محدوديت در حجم محتواي قابل انتقال در قالب چند رسانه اي با استفاده از تکنيک‌هاي تعاملي و آموزش‌هاي گام به گام که همراه با صداي معلم و تصاوير مربوط به اقدامات در هر گام است، تاثير مناسبي بر يادگيري دارد. اما اين بخش همچنان از سوي کاربران با استقبال مناسبي روبه‌رو نشده است و صرفا به عنوان يک فعاليت تجملي و اضافه بر کتاب چاپي در نظرگرفته مي‌شود. نکته مثبت توليد چنين نرم افزارهايي قابليت ايجاد تعامل و آموزش گام به گام فراگير است که به شخص امکان مي‌دهد با هدايت نرم‌افزار نکات کاربردي را به صورت عملي تجربه کند. آنچه در اين نوع آموزش‌ها چالش اساسي محسوب مي‌شود، ضعف‌ها و مشکلات در تهيه سناريوي آموزشي مناسب براي ايجاد تطابق با سطح علمي‌و هوشي فراگيران است. همچنين بسياري از اين آموزش‌ها در سطوح بسيار ساده و ابتدايي تهيه شده‌اند و گذشته از مشکلات فني در کاربرد چند رسانه اي‌ها، برخي از آنها که گاه براي ارايه آموزش‌هاي عمومي‌استفاده مي‌شوند به دور از استانداردهاي لازم براي انتقال اطلاعات به گروه‌هاي مختلف مخاطبان با ويژگي‌هاي علمي‌و سني متنوع هستند كه اين باعث کاهش کارايي مي‌شود.

مجلات

در سال‌هاي اخير نشريات بسياري شکل گرفته‌اند که با توجه به اهميت بحث فناوري اطلاعات و ارتباطات در قالب ماهنامه، دو هفته‌نامه و هفته‌نامه اقدام به آموزش‌ و اطلاع‌رساني به علاقه‌مندان کرده‌اند. گرايش نسبي مديران سازمان‌ها و دانشجويان به اين مجلات از عوامل توفيق اين نشريات به شمار مي‌رود. يکي از روش‌هايي که در سال‌هاي اخير مورد توجه اين نشريات قرار گرفته است ارايه مطالب تخصصي در زمينه‌هاي مختلفي همچون تلفن همراه، لپ‌تاپ، بازي رايانه اي و... است. همچنين برخي از اين نشريات هم به سمت‌ترجمه مطالب مندرج در نشريات تخصصي حرکت کرده‌اند که اين امر به دليل بومي‌نبودن از کارايي لازم برخوردار نيست. رويکردهاي خبري در اين نشريات به دليل فواصل زياد انتشار و سرعت تحولات فناوري اطلاعات ضعيف است.

روزنامه‌ها

پويايي و سرعت تحولات و حجم بالاي اخبار IT‌باعث شد تا اکثر روزنامه‌هاي کشور سعي کنند با نگاهي اقتصادي به فناوري اطلاعات، صفحه يا صفحاتي را به اين موضوع اختصاص دهند. آنچه که در اين خصوص مي‌تواند به عنوان نکته مثبت تلقي شود قرار گرفتن همه اقشار در جريان اطلاعات و اخبار حوزه فناوري اطلاعات است. اما جنبه ضعيف اين مساله از آنجا ناشي مي‌شود که بسياري از اين روزنامه‌ها به جاي توليد محتوا سعي در کپي اطلاعات و مطالب از اينترنت دارند.

سايت‌هاي اينترنتي

سايت‌هاي بسيار زيادي در طول پنج سال گذشته در زمينه فناوري اطلاعات شروع به کار کردند که البته بسياري از آنها به اخبار حوزه مي‌پرداختند و چيزي حدود 30 درصد از توان و امکانات آنها صرف انتشار مقالات و آموزش‌هاي علمي‌ مي‌شود، با اين حال اين سايت‌ها تاثير بسياري در توسعه آموزش‌ها و آگاهي عمومي‌، به‌خصوص در بين قشر جوان داشته‌اند. با توسعه رشته‌هاي دانشگاهي مربوط به فناوري اطلاعات موج جديدي از علاقه براي کسب اطلاعات در اين زمينه در ميان جوانان به وجود آمد که به‌همين علت، سايت‌هاي اينترنتي فعال در زمينه فناوري اطلاعات از اقبال خوبي برخوردار شدند.

وبلاگ‌ها

وبلاگ‌ها، به روز‌ترين و بزرگ‌ترين شبکه غير اقتصادي و غيررسمي ‌توليد محتواي فارسي در وب هستند که بخش عظيمي‌از اين محتوا به دليل ماهيت خود وب بر روي فناوري اطلاعات تاکيد دارد. وبلاگ‌هاي بسياري در انواع زمينه‌هاي تخصصي اين حوزه به فعاليت مشغول هستند که توسط علاقه‌منداني که با فراغ بال حاضر به اشتراک گذاري دانش خود با ديگران هستند منتشر مي‌شوند. شبکه وبلاگ‌هاي فارسي بزرگ‌ترين منبع هم افزايي دانش و ارتباطات کاري در زمينه فناوري اطلاعات است که به علت سادگي زبان و نوع آموزش‌ها تاثير فراواني بر ايجاد هيجان يادگيري عمومي‌داشته و دارند.

سمينار‌ها و همايش‌ها

در چند سال گذشته به علت گستردگي حوزهIT، سمينارها و همايش‌هاي بسيار زيادي در زمينه فناوري اطلاعات شکل گرفته است که به‌رغم ضعف ساختاري و اجرايي، بيش‌تر آنها تاثير مناسبي بر جريان توسعه فناوري اطلاعات در لايه‌هاي تخصصي جامعه گذاشته‌اند.

نمايشگاه‌هاي عمومي

نمايشگاه‌هاي عمومي‌ عرصه فناوري اطلاعات همچون الکامپ، اله‌سيت و... بهترين عرصه براي ايجاد تعامل مستقيم مردم با شرکت‌ها و محصولات مختلف حوزه IT است و برگزاري آنها بهترين زمان براي نشر اطلاعات و آگاهي عمومي‌ نسبت به بخش‌هاي مختلف آن است. در اينگونه نمايشگاه‌ها که جمعيتي حدود دو ميليون نفر بازديد کننده به سوي آنها سرازير مي‌شود مي‌توان آخرين دستاوردها و فناوري‌هاي روز دنيا را در معرض ديد عموم، به خصوص قشر جوان قرار داد تا آنان را با تحولات جديد آشنا ساخت. لذا بايد تلاش کرد تا با روش‌هاي مناسب از فرصت‌هاي نمايشگاهي در جهت فرهنگ‌سازي و آموزش جوانان استفاده کرد.

صدا و سيما

اين مجموعه بزرگ رسانه‌اي که مجهز به چندين کانال تلويزيوني و راديويي با گستره انتشار استاني، ملي و بين‌المللي است در سال‌هاي اخير تلاش و اقدامي‌جدي براي استفاده بهينه از پتانسيل عظيم خود در جهت انتشار علوم فناوري اطلاعات در کشور نداشته است

 روابط عمومي‌ها و سايت‌هاي سازمانی   
 

در دنياي کسب و کار و تجارت برخط، وب‌سايت‌هاي سازماني ديگر به عنوان يک بروشور آنلاين به حساب نمي‌آيند بلکه بخش زنده سازمان در 24ساعت شبانه روز محسوب مي‌شوند که وظيفه آنها در دو زمينه اطلاع رساني و خدمات رساني خلاصه مي‌شود.  به طور خلاصه مي‌توان گفت در دنياي امروز وب‌سايت‌ها پاشنه آشيل هر سازماني شمرده مي‌شوند که وظيفه ايجاد ارتباط و‌تراکنش اطلاعات را بين درون و برون سازمان به عهده دارند. در واقع وب‌سايت‌ها همچون غشا

زنده اي ورود و خروج اطلاعات را بين سازمان و محيط کنترل و مديريت مي‌کنند و به همين دليل از اهميت بسزايي در موفقيت فعاليت‌هاي سازمان برخوردارند. اما راه‌اندازي چند صفحه وب به خودي خود نمي‌تواند گره گشاي تمامي‌مشکلات و محدوديت‌هاي سازمان‌هاي امروزي باشد، چرا که گذشته از مباحث فني و تکنيکي راه‌اندازي سايت سازمان‌ها، مقوله مديريت آنها امري حساس و مهم در سرنوشت ارتباطات سازماني است. در حال حاضر بسياري از سازمان‌ها بدون توجه به ضرورت اطلاع‌رساني، مديريت وب‌سايت‌هاي خود را به بخش‌هاي انفورماتيک مي‌سپارند و اين مساله يکي از چالش‌هاي مديريت وب‌سايت‌ها براي اطلاع‌رساني صحيح، دقيق و به هنگام است. زيرا بخش‌هاي فني هر چقدر هم در راه‌اندازي يک سايت حرفه‌اي تبحر داشته باشند در مديريت محتوا و اطلاعات آن اشراف و توانايي لازم را ندارند. اين در حالي است که بخش روابط عمومي‌سازمان‌ها به عنوان پوياترين بخش براي ورود و خروج اطلاعات مي‌تواند بهترين موقعيت و ابزار را براي نشر اطلاعات سايت داشته باشد.مقوله مديريت محتواي سايت‌ها از جنبه صحت اطلاعات، ويرايش مناسب و نگارش دقيق و کاربري به جا، مساله‌اي است که نمي‌توان از کنار آن به سادگي گذشت چون با اعتبار و آبروي سازمان ارتباط دارد. بارها و بارها در مرور سايت‌هاي دولتي و شرکت‌هاي مختلف مي‌بينيم که به‌روز‌رساني سايت به عنوان ساده‌ترين اقدام در اطلاع رساني به دست فراموشي سپرده شده است و با پرسش از بخش‌هاي روابط عمومي‌مي‌بينيم که بخش‌هاي فني دسترسي لازم را براي اين بخش جهت به روز رساني فراهم نمي‌کنند. رفع اين مساله يعني سپردن وب‌سايت‌هاي اطلاع‌رساني به روابط عمومي‌ها با فعاليت در دو جبهه عملي خواهد شد. اولي ايجاد نگرش در مديريت سازمان نسبت به ضرورت اطلاع رساني و ديگري به‌روز كردن علمي‌و فني کارشناسان روابط عمومي‌ها در مورد اين مساله حياتي. تنها در چنين شرايطي است که مخاطبان سازمان مي‌توانند با خيالي آسوده از مواهب اطلاع‌رساني صحيح و به هنگام سازمان مورد نظر خود بهره مند شوند

وقتي بازتاب هم فيلتر مي شود!   

فرنود حسني

عصر اطلاعات، هزاره ارتباطات، دنياي ديجيتال يا هر نام ديگري که براي دوره حاضر مي توان به کار برد با خود ماهيتي را به همراه آورده است که حداقل روي کاغذ تصويري شگرف از مدينه فاضله اي را جلوه مي دهد که ساليان سال فلاسفه و حکما در پي تعريف و تصوير آن بوده اند، و آن چيزي نيست جز جامعه اطلاعاتي، با مختصاتي به وسعت دانش، فناوري و انسان که بيانگر شراکت همگاني در اطلاعات، موقعيت و رقابت آزاد در دسترسي به فرصت ها و جريان آزاد اطلاعات در جامعه است.

در اين مدينه فاضله که در واقع به همه دنيا و انسان ها با عينک دانايي محوري نگريسته مي شود و شعارش ارتقا و بالندگي همه ابنا بشر به وسيله اطلاعات کاربردي و مفيد است، چرخه آزاد اطلاعات به عنوان مهمترين ابزار محسوب مي شود. جريان آزاد اطلاعات فرصت را براي تقابل ديدگاه ها و انديشه هاي مختلف فراهم مي کند و به همگان فرصت مي دهد تا به وسيله رسانه هاي مختلف به نقد و انتشار ديدگاه هاي مخالف و موافق بپردازند. در چنين جامعه اي که قطعا بايد روح عزت نفس براي پذيرش راي مخالف و ديدگاه انتقادي دميده شود تک تک مردم مي توانند رسانه اي حتي در حد يک وبلاگ ساده اختيار کنند و به بيان ديدگاه هاي خود بپردازند.

مميزي، سانسور، فيلتر و... به هر طريقي، بزرگترين مانع و سد در جهت شکل گيري چنين روحيه و امکاني در جامعه است چرا که اين ابزارها به عده اي فرصت مي دهد تا با تکيه بر موقعيت خود جريان آزاد اطلاعات را که مهمترين گام در جهت تحقق جامعه چند صدايي است قطع کنند و در به سادگي با انتقاد ها و ديدگاه هاي مخالف برخورد حذفي داشته باشند.

سايت بازتاب به عنوان يکي از قديمي ترين و فعال ترين سايت هاي فارسي زبان داخل کشور که از ديدگاه مديريتي با استراتژي و برنامه روشن کاري و اقتصادي به فعاليت مشغول بود جز انگشت شمار سايت هايي است که توانسته يک کسب و کار اقتصادي آنلاين را تجربه کند. هر چند که عقبه اين سايت و همچنين فيلترينگ بسياري از سايت هاي سياسي- اجتماعي در سال هاي اخير در رسيدن به اين موقعيت بي تاثير نبوده است اما به هر حال سبک و روشي که بازتاب مورد استفاده قرار داده بود بسيار تاثير گذار و مورد توجه مخاطبان خاص و عام آن بود به گونه اي که اين شيوه عرصه را بر بسياري از رانت خواري ها و ثروت اندوزي هاي نابجا تنگ مي کرد.

 هر چند که ممکن است نگارنده در مواردي از نظر فکري با سياست هاي سايت بازتاب موافق نباشد اما نکته اصلي اين يادداشت اينجاست که به هر حال بازتاب نماينده رسانه اي بخشي از جامعه است که اين سايت را مي خواندند و از آن استفاده مي کردند همانطور که عده اي سايت شريف نيوز، خبرگزاري مهر، خبرگزاري فارس، سايت گويا و... را مطالعه مي کنند و از آنجا که احترام به فهم، شعور و اعتقادات مردمي همراه با تکثر رسانه ها از ديدگاه هاي مختلف از ويژگي هاي بارز جامعه اطلاعاتي و جريان آزاد رسانه اي در اين جامعه است با اين شيوه بايد فرصت را براي مخاطب فراهم کرد که خود در مورد سره و ناسره به قضاوت بنشيند.

اميدوارم به زودي اين شرايط در جامعه ما فراهم شود و بازتاب و بسياري از سايت هاي ديگر از محاق فيلتر رهايي يابند و فرصت رقابت و فعاليت براي همه سايت ها با هدف اعتلاي ايران عزيز فراهم باشد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 10:13  توسط مجید  | 

ويستا، بودن يا نبودن   

با گذشت چند ماه از عرضه جديدترين سيستم عامل توليد شركت مايكروسافت تحت عنوان ويستا اخبار متفاوتي از سوي كارشناسان و كاربران منتشر مي‌شود كه ترديدها و گرايش‌هاي مردم را در استفاده يا عدم استفاده از اين سيستم عامل بيشتر مي‌كند.

آنچه كه در سال‌هاي گذشته نسبت به صنعت نرم‌افزار در ايران به عنوان كشوري كه فاقد قانون مدوني در مورد كپي‌رايت است، اتفاق افتاده نشان مي‌دهد كه پيشرفت‌هاي تكنيكي و فني توليد نرم‌افزارهاي مختلف زمينه را براي استفاده از نسخه‌هاي به اصطلا‌ح قفل شكسته با مشكلا‌ت فراواني روبرو كرده است.

زماني كه در ايران ويندوز 98 مورد استفاده قرار مي‌گرفت و ويندوز ‌XP به بازار عرضه شد، تغيير ذائقه عمومي نسبت به استفاده از سيستم عامل جديد تقريبا شرايطي مشابه تغيير از ‌XP به ويستا را داشت.

ويستا به عنوان يك محصول مطابق با استانداردهاي روز نرم‌افزاري و سخت‌افزاري در شرايطي به بازار ايران وارد شد كه بيشتر افرادي كه درحال‌حاضر از رايانه استفاده عمومي مي‌كنند خوي زيادي با محيط ساده و كاربردي ‌XP گرفته بودند و بنابراين تغيير اين شرايط به دليل احساس خطرات احتمالي بسيار سخت است. ‌

نكته جالب درمورد وضعيت نه چندان مطلوب ويستا در رايانه‌هاي ايراني بخصوص در سازمان‌هاي مختلف عدم امكان نصب بسياري از نرم‌افزارهاي فارسي و به عبارت بهتر ايراني است چراكه اكثر شركت‌هاي توليدكننده نرم‌افزار هنوز نتوانسته‌اند به دقت به موشكافي سيستم ويستا و طراحي نرم‌افزارهاي منطبق با آن بپردازند.

بنابراين عدم پشتيباني نرم‌افزارهاي داخلي را مي‌توان به عنوان يكي از دلا‌يل عمده در گرايش مردم ايران به ويستا عنوان كرد.

اما آنچه در قالب محاسن اين محصول جديد مي‌توان گفت، توانمندي‌هاي بسيار بالا‌ي امنيتي و اجرايي آن در قياس با ‌XP است كه مي‌تواند هر شخصي را براي استفاده از آن تحريك كند. محيط كار بسيار زيبا و گرافيك قوي و همچنين دسترسي بالا‌ از جمله ساير ويژگي‌هايي است كه در مورد ويستا مي‌توان ذكر كرد.

به طور كلي درخصوص كاربري سيستم عامل‌ها مي‌توان افراد را به سه دسته تقسيم كرد: دسته اول كساني هستند كه علا‌قه دارند محصول جديد را هرچه سريعتر مورد استفاده قرار دهند و امكانات آن را تجربه كنند. دسته دوم افرادي هستند كه در انتظار مي‌مانند تا دسته اول آن را به كار ببرند و سعي و خطاي آنها تجربه‌اي براي ايشان شود و دسته سوم نيز اختصاص به افرادي دارد كه به سختي حاضر به تغيير هستند و سعي مي‌كنند با نسخه‌هاي قديمي نيازهاي خود را رتق و فتق كنند

با گذشت چند ماه از عرضه جديدترين سيستم عامل توليد شركت مايكروسافت تحت عنوان ويستا اخبار متفاوتي از سوي كارشناسان و كاربران منتشر مي‌شود كه ترديدها و گرايش‌هاي مردم را در استفاده يا عدم استفاده از اين سيستم عامل بيشتر مي‌كند.

آنچه كه در سال‌هاي گذشته نسبت به صنعت نرم‌افزار در ايران به عنوان كشوري كه فاقد قانون مدوني در مورد كپي‌رايت است، اتفاق افتاده نشان مي‌دهد كه پيشرفت‌هاي تكنيكي و فني توليد نرم‌افزارهاي مختلف زمينه را براي استفاده از نسخه‌هاي به اصطلا‌ح قفل شكسته با مشكلا‌ت فراواني روبرو كرده است.

زماني كه در ايران ويندوز 98 مورد استفاده قرار مي‌گرفت و ويندوز ‌XP به بازار عرضه شد، تغيير ذائقه عمومي نسبت به استفاده از سيستم عامل جديد تقريبا شرايطي مشابه تغيير از ‌XP به ويستا را داشت.

ويستا به عنوان يك محصول مطابق با استانداردهاي روز نرم‌افزاري و سخت‌افزاري در شرايطي به بازار ايران وارد شد كه بيشتر افرادي كه درحال‌حاضر از رايانه استفاده عمومي مي‌كنند خوي زيادي با محيط ساده و كاربردي ‌XP گرفته بودند و بنابراين تغيير اين شرايط به دليل احساس خطرات احتمالي بسيار سخت است. ‌

نكته جالب درمورد وضعيت نه چندان مطلوب ويستا در رايانه‌هاي ايراني بخصوص در سازمان‌هاي مختلف عدم امكان نصب بسياري از نرم‌افزارهاي فارسي و به عبارت بهتر ايراني است چراكه اكثر شركت‌هاي توليدكننده نرم‌افزار هنوز نتوانسته‌اند به دقت به موشكافي سيستم ويستا و طراحي نرم‌افزارهاي منطبق با آن بپردازند.

بنابراين عدم پشتيباني نرم‌افزارهاي داخلي را مي‌توان به عنوان يكي از دلا‌يل عمده در گرايش مردم ايران به ويستا عنوان كرد.

اما آنچه در قالب محاسن اين محصول جديد مي‌توان گفت، توانمندي‌هاي بسيار بالا‌ي امنيتي و اجرايي آن در قياس با ‌XP است كه مي‌تواند هر شخصي را براي استفاده از آن تحريك كند. محيط كار بسيار زيبا و گرافيك قوي و همچنين دسترسي بالا‌ از جمله ساير ويژگي‌هايي است كه در مورد ويستا مي‌توان ذكر كرد.

به طور كلي درخصوص كاربري سيستم عامل‌ها مي‌توان افراد را به سه دسته تقسيم كرد: دسته اول كساني هستند كه علا‌قه دارند محصول جديد را هرچه سريعتر مورد استفاده قرار دهند و امكانات آن را تجربه كنند. دسته دوم افرادي هستند كه در انتظار مي‌مانند تا دسته اول آن را به كار ببرند و سعي و خطاي آنها تجربه‌اي براي ايشان شود و دسته سوم نيز اختصاص به افرادي دارد كه به سختي حاضر به تغيير هستند و سعي مي‌كنند با نسخه‌هاي قديمي نيازهاي خود را رتق و فتق كنند

برنامه زمان بندي سخنراني هاي نخستين کنفرانس جهاني بانکداري الکترونيکي   

روز اول- 24 ارديبهشت 1386- صبح

10-30/8 مراسم افتتاحيه

40/8-30/8 تلاوت آياتي چند از قرآن مجيد/ سرود ملي جمهوري اسلامي ايران
50/8-40/8 سمفوني وطن
55/8-50/8 خير مقدم و گزارش مهندس فرنود حسني دبير اجرايي کنفرانس
10/9-55/8 دبير کل کنفرانس دکتر يقيني
35/9-10/9 نقش بانکداري الکترونيکي در توسعه تجارت الکترونيکي با سخنرانی دکتر علي اکبر جلالي
10-35/9 الگوي توسعه فناوري اطلاعات کشور و جايگاه بانکداري الکترونيکي در آن با سخنرانی دکتر موسي خواجويي

20/10-10 استراحت و پذيرايي
نشست اول
بررسي راه حل ها و مدل هاي زير ساختی در بانکداري الکترونيکي
بخش اول
40/10-20/10 مهندس خشايار تمدن : قابليت هاي کاربردي شبکه Wimax جهت توسعه بانکداري الکترونيکي
55/10-40/10 دکتر داريوش رشيدي: ورود به بانکداري متمرکز( Core Banking)
10/11-55/10 دکتر محسن عمل نيك:مدل سازي يك سيستم خودپرداز اتوماتيك با استفاده از زبان مدلسازي يكپارچه UML
25/11-10/11 مهندس کريم خمسه: ارايه يک مدل سيستم خبره (هوشمند ) تصميم گيري جهت اعطاي وام به مشتري
بخش دوم
45/11-25/11 S2M Co. Card Management System; Localize solution for Iran
00/12-45/11 دکتر شهريار محمدي: ارزيابي فناوريهاي بي سيم و ارائه طرح ايجاد زيرساخت ارتباطي مناسب براي M-Payment در ايران
15/12-00/12 مهندس طاهري زاده: استفاده از شبکه اقتضايي (Ad Hoc) بيسيم و فراخواني رويه از راه دور (RPC) براي مديريت ارتباط با مشتري (CRM) در صنعت بانکداري
30/12-15/12 دکتر منصور اميني لاري: ارائه مدلي براي فروش و بازخريد اوراق مشارکت با بهره¬گيري از سيستم اتاق پاياپاي الکترونيکي
30/13-30/12 نماز و نهار

روز اول- 24 ارديبهشت 1386- عصر


40/16-30/13 نشست دوم
راه حل هاي پرداخت الکترونيکي
بخش اول
55/13-30/13 Roland Kinzer: obile Payment Services
15/14-55/13 دكتر نوربخش e-Payment Solution in Internet Banking
30/14-15/14 مهندس نويدنيک مهر: ارزيابي سيستم هاي پرداخت در تجارت الکترونيکي
45/14-30/14 مهندس محسن جلالي: پول و پرداخت الکترونيکي
00/15-45/14 مهئدس مجتبي عبادي: يک مدل پول الکترونيکي قابل رديابي بر مبناي امضاي گروهي
20/15-00/15 استراحت و پذيرايي
بخش دوم
40/15-20/15 Pierre Giradon:Wireless Technology in EFT-POS
16-40/15 مهندس جاودان: نقش بانكداري سيار در ارايه راه‌حل‌هاي پرداخت مورد نياز مدل‌هاي كسب و كار سيار
20/16-16 مهندس الهام ضيايي پور: سيستم پرداخت الکترونيکي IrFM و آينده آن در ايران
40/16-20/16 مهندس ناهيد مژدهي: بررسي انواع روشهاي پرداخت الکترونيکي در ايران و
مکانيزم هاي عملياتي ارايه شده توسط بانک هاي کشور در اين زمينه
------------------------------------------------------------------------------------------
روز دوم- 25 ارديبهشت 1386- صبح


30/11-30/8 نشست سوم
مديريت بانکداری الکترونيکي
بخش اول
50/8-30/8 مهندس کامبيز قادري: بانکداري الکترونيکي و چالش هاي فراروي مديران
10/9-50/8 مهندس احمد عدالت: توصیف متدولوژی ومدل های مرجع معماری سازمانی در بانکداری الکترونيکی
25/9-10/9 مهندس بهنام عبدی: E-banking and Managerial Challenges: Change Management

40/9-25/9 دکتر فريبرز جولايي: عوامل حياتي موفقيت سازماني در پذيرش بانكداري الكترونيكی
55/9-40/9 مهندس انوشه رستمکلايي بررسي ماجول هاي به کارگرفته شده سيستم‌هاي برنامه ريزي منابع بنگاه(ERP) در صنعت بانکداري
10/10-55/9 استراحت و پذيرايي
بخش دوم
30/10-10/10 دکتر صدر : شيوه راه اندازي برنامه امتياز دهي الکترونيکي در سيستم بانکداري و
توسعه کاربري آن در ميان دارندگان کارت
45/10-30/10 مهندس يوسفي: مديريت ارتباط با مشتريان و اندازه گيري رضايت مشتري در بانكداري و تجارت الكترونيكی
11-45/10 مهندس ثقفي: عوامل موثر در پيكربندي و تدوين استراتژي در بانكداري الكترونيكي
15/11-11 دکتر گمركچي يك مدل مديريت پروژه نرم‌افزاري براي مؤسسات مالي و بانك ها
30/11-15/11 دکتر سرفرازي: پارادايم مديريت الكترونيكي ارتباط با مشتري(ECRM ( در پروژه(CARUSO)

نشست چهارم
آموزش و فرهنگ سازی بانکداری الکترونيکی
بخش اول
50/11-30/11 مهندس مهدي خاني: تبليغ، تشويق و فرهنگ تجارت و بانكداري الكترونيكي
12-50/11 مهندس بيگلري: نقش رسانه ها در توسعه بانکداري الکترونيکي
20/12-12 صديقه بنيادي اهميت ارتباط موثر با مشتريان در بانكداري الكترونيكي
20/13-20/12 نماز و نهار

روز دوم- 25 ارديبهشت 1386- عصر

10/14-20/13 ادامه نشست چهارم
آموزش و فرهنگ سازی بانکداری الکترونيکی
بخش دوم
40/13-20/13 مهندس خطيب: مديريت روابط عمومي الکترونيکي در بانکداري الکترونيکي
55/13-40/13 مهندس ايرانمهر: مدل سازي اعتماد در بانکداري اينترنتي
10/14-55/13 ابراهيم عربي : بررسي تجربه کشورهاي آمريکا، کانادا، تايلند و مالزي در زمينه فرآهم آوردن زيرساخت‌هاي فرهنگي، آموزشي و اقتصادي مورد نياز بانکداري الکترونيکي

40/16-10/14 نشست پنجم
امنيت در بانکداری الکترونيکی
بخش اول
30/14-10/14 Mohammad Ali Motalebi Fard: Gone in “less than” sixty seconds

45/14-30/14 مهندس حاج حسن: اصول مديريت ريسك در بانكداري الكترونيكی
15-45/14 مهندس قوام گواهينامه ديجيتال ابزاري جهت ايجاد امنيت در بانکداري الکترونيکي
20/15-15 استراحت و پذيرايي
بخش دوم
40/15-20/15 مهندس صديق : کاربرد PKI در امنيت بانکي
16-40/15 مهندس مهاجراني: طرح پيشنهادي امنيت شبکه هاي کامپيوتري در بانکداري الکترونيکي
20/16-16 مهندس زنوزي: بانکداری موبايل و امنيت آن

40/16-20/16 مهندس الهياري فرد:مديريت ريسك عملياتي دستگاه‌هاي خودپرداز
مراسم اختتاميه

كنفرانس جهاني بانكداري الكترونيكي برگزار مي‌شود   

فاوانيوز: نخستين كنفرانس جهاني بانكداري الكترونيكي در روزهاي 24 و 25 ارديبهشت 1386 با هدف ايجاد تعامل و آگاهي در ميان فعالان حوزه بانكي نسبت به جديدترين دستاوردهاي علمي و عملي در داخل و خارج كشور برگزار خواهد شد.

به گزارش فاوانيوز، اين كنفرانس دو روزه در دو بخش علمي شامل ارايه سخنراني‌ها و مقالات برتر از سوي متخصصان و پژوهشگران بانکداري الکترونيکي و بخش نمايشگاهي با هدف معرفي محصولات و دستاوردهاي برتر برگزار خواهد شد.
در اين كنفرانس راه‌حل‌ها و مدل‌هاي بانكداري الكترونيكي، راه‌حل‌هاي پرداخت الكترونيكي، امنيت در بانكداري الكترونيكي، مديريت بانكداري الكترونيكي و آموزش و فرهنگ‌سازي بانكداري الكترونيكي مورد بررسي قرار خواهد گرفت.
"فرنود حسنی" دبیر اجرایی این کنفرانس در تشریح برنامه‌های این رویداد علمی ضمن تقدیر از فعالیت‌های بسیار زیادی که از سوی بانک مرکزی و با همکاری و زحمات بسیار مجموعه بانک‌های خصوصی و دولتی در سال‌های اخیر انجام شده، ابراز امیدواری کرد: با اقداماتي که در اواخر سال 1385 در عرصه خدمات نوین بانکی به خصوص با توسعه شبکه تبادل اطلاعات بانکی، راه‌اندازی سیستم خدمات بلادرنگ بین بانکی و امضای دیجیتالی و گواهی دیجیتالی روی داد، در سال جاري جهش بسیار مناسبی در فرآیند بانکداری الکترونیکی ایران شاهد باشیم و در واقع سیستم بانکی و مردم بتوانند نسل جدید و ملموس‌تر خدمات نوین بانکی را تجربه کنند.
وی گفت: دولت و بانک مرکزی متفق‌القول به این نتیجه رسیده‌اند که تنها راه رفع بسیاری از مشکلات اقتصادی و اجتماعی توسعه سریع بانکداری الکترونیکی است و از اینرو می‌توان سال جاري را سال شکوفایی و تحرک جدی‌تر بانکداری الکترونیکی در ایران دانست.
حسني با تاکید بر لزوم گرایش بانک‌ها به توسعه کاربری پول الکترونیکی و یا حداقل افزایش جابجایی الکترونیکی پول، درحال‌حاضر بهترین راه حل را توسعه پایانه‌های فروش (POS) و تقویت فرهنگ استفاده از کارت‌های مبلغ‌دار برای خریدهای روزانه، بدون استفاده از اسکناس یا دریافت آن از سیستم خودپرداز دانست.
وی ابراز امیدواری کرد: برگزاری کنفرانس بانکداری الکترونیکی بتواند زمینه خوبی برای هدایت تجربه‌ها و پتانسیل‌های موجود در جهت بهسازی و تقویت سیستم بانکداری الکترونیکی کشور از جنبه‌های فنی و مدیریتی باشد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 10:7  توسط مجید  | 

دوران گذار اقتصاد ايران و دستاوردهاي دولت احمدي نژاد   

 

 

در شرايطي که دنيا به واسطه توسعه ابزارها و زيرساخت هاي اطلاعاتي و ارتباطي و همچنين سرعت چشمگير جهاني شدن در حال تجربه دوران جديدي از فرايندهاي اقتصادي است ايران کماکان با چالش هاي بسياري در اين حوزه دست و پنجه نرم مي کند. چالش هايي که با توجه به ظرفيت ها و منايع اقتصادي ايران قدري سوال بر انگيز هستند؟! پيچيدگي و گستردگي شاخص هاي اقتصادي در شرايط امروز جهان به حدي است که فارغ از مرزهاي جغرافيايي کوچکترين تغيير در يک بخش مي تواند سلسله وار بر ساير بخش ها نيز تاثير بگذارد کشور ما نيز علي رغم عدم حضور در سازمان تجارت جهاني از اين قضيه مستثني نيست به خصوص که برخي سياست ها و روش هاي مديريت سياسي کشور نيز زمينه از دست دادن فرصت هاي اقتصادي بسياري را براي کشور به همراه داشته است نکته جالب در اين بين تاکيد غلط بر سياست هاي توسعه خودکفايي همه جانبه است آن هم در شرايطي که دنيا بر مدل هاي اقتصاد خدماتي دانش محور و توليد بر اساس مزيت نسبي تاکيد دارد ورشکستگي بسياري از صنايع و کارخانه هاي ايراني در سال هاي اخير به خصوص با رشد اقتصاد چين ناشي از همان سياست هاي غلط و کوته بينانه است. فشارها و مشکلات بسيار زيادي که در سال هاي اخير به دليل پيکره حجيم و ناکارآمد دولتي بر اقتصاد ايران وارد آمده است شرايط را به گونه اي رقم زد که دولت خود مصصم شود هر چند ضعيف برنامه هاي خصوصي سازي خود را آغاز کند. بنابراين مي توان گفت در شرايط حاضر اقتصاد ايران براي نجات از مرگ حتمي و ورشکستگي کامل چاره اي جز حرکت در اين فرآيند گذار و منطبق کردن خود با جريان اقتصاد جهاني ندارد ولي نکته حايز اهميت اينجاست که براي حرکت مناسب و صحيح در اين جريان نيازمند دانش، ابزارها و امکاناتي هستيم که اين مسير پر تلاطم و پر تحول را با آرامش و ثبات بيشتري طي کنيم.

آنچه که در دو سال فعاليت دولت احمدي نژاد در حوزه اقتصادي اتفاق افتاده به هيچ وجه ناشي از يک مديريت مقتدر اقتصادي نبوده و نيست چنانکه شخصي در کسوت رييس جمهور يک کشور شکوه ها و شکايت هاي خود را از مافيايي اقتصاد از تريبون سخنراني هايش در شهرستان ها و دهستان ها طرح مي کند در حالي که انتظار مي رود اگر دولت و حاکميت به واقع مردمي است و بر اساس منافع مردم اقدام مي کند چالش هاي سياسي پشت پرده خود را با افراد، احزاب، گروه ها و خانواده ها به حوزه اقتصاد نکشاند و اگر چنين کرد قدرت شفاف سازي و آگاه سازي عمومي را در خصوص مفاسد اقتصادي که ريشه اقتصاد ايران را خشکانده است داشته باشد. آنچه در اين دو سال در حوزه بازار سرمايه و سهام، سود بانکي، ساعت شروع به کار، طلا و سکه، مسکن و سوخت اتفاق افتاده است حاکي از آن است که جريان هدفمندي براي اين اقدامات وجود ندارد به گونه اي که بسياري از مردم و کارشناسان روش هاي پيش گرفته شده را ناشي از تصميمات غير کارشناسي و بعضا احساسي مي دانند.

متاسفانه دولت علي رغم تلاش براي حرکت در فرآيند گذار، بيشترين هزينه ها را براي اين فرايند پرداخته است و خواسته و ناخواسته اين هزينه را متوجه مردم به خصوص دهک هاي پايين کرده است به گونه اي که به طور ملموسي مي توان فهميد که آقاي احمدي نژاد در تحقق شعار انتخاباتي خود که بهبود معيشت عمومي با انتقال نفت به سفره هاي مردم به هيچ وجه موفق نبوده است.

همانگونه که پيشتر اشاره شد پيچيدگي شاخص هاي اقتصادي به خصوص در شرايط اقتصاد بيمار ايران به حدي است که نمي توان انتظار داشت که تحولات سريع و غير کارشناسي در يک بخش و شاخص بر ديگر بخش ها بي تاثير باشد اتفاقي که در روزهاي اخير در حوزه بانکي کشور رخ داده است و مخالفت هاي بسياري را با تصميم آني احمدي نژاد به همراه داشته است از اين مقوله است و قطعا تبعات تورمي خود را مانند اتفاقاتي که در خصوص بورس، مسکن، سکه و سوخت رخ داد بر پيکره اقتصاد کشور و در واقع بر دوش مردمي که اين روزها به کسب درآمدي براي گذاران روزمره مي انديشند خواهد گذاشت. آنچه در شرايط حاضر اتفاق افتاده نزول جايگاه بانک به عنوان مهمترين کانون هدايت سرمايه هاي اندک به سمت توليد و ارزش افزايي در حد مجموعه هايي براي گرفتن بهره و کسب درآمد از اين محل است. بنابراين ضروري است به جاي قلب ماهيت در رسالت اصلي بانک ها و از بين بردن استقلال و تمرکز بانک هاي خصوصي و دولتي آنها را به حرکت در راستاي هدف و ماموريت اصلي اشان رهنمون سازد و با اين کار از تبعات منفي بي شماري که حاصل از جو رواني حاکم بر بازار و اقتصاد پر تلاطم ايران است جلوگيري نمايد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 10:3  توسط مجید  |