تناقض استراتژيک
نشر اسکناس درشت يا توسعه بانکداري الکترونيکي!؟
فرنود حسني
چند روزي است که قصه تکراري نشر اسکناس هاي درشت در ايران بار ديگر با ظهور اسکناس هاي جديد پنج هزار توماني نقل محافل اقتصادي شده است. گذشته از انتقادات فراواني که در پي اين اقدام از سوي کارشناسان اقتصادي مبني بر اثر تورمي اين اسکناس بر فضاي اقتصادي کشور، سوالات بسياري در خصوص لزوم اين اقدام در شرايطي است که کشور در حال توسعه و سرمايه گذاري در خصوص بانکداري الکترونيکي است. شايد بتوان مهمترين هدف و وظيفه بانکداري الکترونيکي را حذف پول از معاملات و مراودات اقتصادي مردم دانست بنابراين ضروري است تا تمامي راهبردهاي کلان نظام اقتصادي کشور در اين راستا طراحي و اجرا شوند. اساسا نشر اسکناس درشت به دليل فشارهاي بسيار بالاي مالي و اقتصادي است که افزايش نقدينگي و فرسودگي حاصل از رواج اسکناس در ميان مردم پديد مي آورد انجام مي شود. در چنين شرايطي وقتي کشور به صورت جدي نياز به پياده سازي بانکداري الکترونيکي کاربردي دارد انجام چنين اقداماتي نشان از وجود تناقضي جدي در توسعه زيرساخت هاي مالي کشور دارد. بانکداري الکترونيکي به عنوان ضرورت حياتي اقتصاد ايران در حال و آينده مي تواند زمينه را براي رفع مشکلات و خروج کشور از بحران افزايش نقدينگي فراهم کند و مانع هدر رفتن سرمايه هاي کشور براي چاپ، توزيع و انهدام اسکناس هاي فرسوده شود.
چاپ اسکناس 5000 توماني در آستانه سال جديد و در حالي که در سال جاري شاهد رشد تورم بوده ايم و همچنين به دليل حساسيت هاي بسيار بالاي سياسي اقتصادي حاکم بر کشور و وضعيت بودجه سال 1386 و در حالي که بسياري از سيستم هاي بانکداري الکترونيکي همچون سيستم انتقال وجه و RTGS در سال 86 به صورت جدي عملياتي مي شوند امري نسنجيده و غير ضروري است.
رسانهها و آموزش عمومي فناوري اطلاعات
تکيه و تاکيد بر آموزشهاي عموميو غير حضوري در بحث توسعه آموزش فناوري اطلاعات، يکي از با اهميتترين و تاثيرگذارترين انواع آموزش است.
چنين آموزشهايي که در واقع يکي از الزامات توسعه دانايي محور است اين فرصت را براي افراد جامعه -که به دلايل مختلف فرصت حضور در دورههاي کلاسيک را ندارند- به وجود ميآورد تا از اطلاعات و تحولات روز در حوزه فناوري اطلاعات به صورت غير حضوري آگاهي يابند. از جمله بسترهاي مناسب آموزشي که ميتواند خارج از محيط کلاس و نظام آموزشي منجر به توسعه علوم فناوري اطلاعات شود، استفاده از انواع رسانههاي مکتوب و الکترونيکي است که به کاربر امکان ميدهد به صورت نامحدود از نظر زماني و مکاني به استفاده از آن بپردازد. در ادامه به بررسي نقش و تاثيرات برخي از اين رسانهها بر توسعه آموزش فناوري اطلاعات ميپردازيم.
کتاب
بازار کتابهاي حوزه IT در پنج سال گذشته بسيار مناسب و داغ بوده است. اين کتابها که قريب به اتفاق آنهاترجمه هستند بيش از هر گروهي بازار برنامه نويسان و گرافيستها را مورد توجه قرار دادهاند و به آموزش انواع نرم افزارها و زبانهاي برنامهنويسي و طراحي گرافيکي پرداختهاند. اما نکته اينجاست که به علت عجله در فرآيندترجمه، توليد و چاپ اينگونه کتابها، بيشتر آنها از کيفيت محتوايي خوبي به خصوص پس از ترجمه برخوردار نيستند و نميتوانند چنان که بايد و شايد تاثير مثبتي در يادگيري داشته باشند چرا که شخص مترجم به هيچ وجه احاطه فني بر موضوع نداشته است و به طور کلي در اين شاخه نگاه بازاري به اين رسانه مفيد باعث تخريب و عدم دستيابي به کيفيت مطلوب ميشود.از سوي ديگر، در اين حوزه به دليل سطوح مختلف مفاهيم علمي، عملا بازار و تقاضاي عمومياست که نوع و تيراژ کتابها را تعيين ميکند، بهگونه اي که کتابهايي ساده با موضوعات پيش پا افتاده همچون چگونگي کار با پيام رسان ياهو و يا سايت اورکات از فروش بسيار بالايي برخوردار ميشوند.
CDهاي چندرسانهاي
بحث توليد نرمافزارها و کتابهاي آموزشي چندرسانهاي که در آنها با استفاده از متن، صوت و تصوير اقدام به انتقال آموزشهاي فناوري اطلاعات به کاربر ميشود، چندسالي است گسترش يافته و بهرغم محدوديت در حجم محتواي قابل انتقال در قالب چند رسانه اي با استفاده از تکنيکهاي تعاملي و آموزشهاي گام به گام که همراه با صداي معلم و تصاوير مربوط به اقدامات در هر گام است، تاثير مناسبي بر يادگيري دارد. اما اين بخش همچنان از سوي کاربران با استقبال مناسبي روبهرو نشده است و صرفا به عنوان يک فعاليت تجملي و اضافه بر کتاب چاپي در نظرگرفته ميشود. نکته مثبت توليد چنين نرم افزارهايي قابليت ايجاد تعامل و آموزش گام به گام فراگير است که به شخص امکان ميدهد با هدايت نرمافزار نکات کاربردي را به صورت عملي تجربه کند. آنچه در اين نوع آموزشها چالش اساسي محسوب ميشود، ضعفها و مشکلات در تهيه سناريوي آموزشي مناسب براي ايجاد تطابق با سطح علميو هوشي فراگيران است. همچنين بسياري از اين آموزشها در سطوح بسيار ساده و ابتدايي تهيه شدهاند و گذشته از مشکلات فني در کاربرد چند رسانه ايها، برخي از آنها که گاه براي ارايه آموزشهاي عمومياستفاده ميشوند به دور از استانداردهاي لازم براي انتقال اطلاعات به گروههاي مختلف مخاطبان با ويژگيهاي علميو سني متنوع هستند كه اين باعث کاهش کارايي ميشود.
مجلات
در سالهاي اخير نشريات بسياري شکل گرفتهاند که با توجه به اهميت بحث فناوري اطلاعات و ارتباطات در قالب ماهنامه، دو هفتهنامه و هفتهنامه اقدام به آموزش و اطلاعرساني به علاقهمندان کردهاند. گرايش نسبي مديران سازمانها و دانشجويان به اين مجلات از عوامل توفيق اين نشريات به شمار ميرود. يکي از روشهايي که در سالهاي اخير مورد توجه اين نشريات قرار گرفته است ارايه مطالب تخصصي در زمينههاي مختلفي همچون تلفن همراه، لپتاپ، بازي رايانه اي و... است. همچنين برخي از اين نشريات هم به سمتترجمه مطالب مندرج در نشريات تخصصي حرکت کردهاند که اين امر به دليل بومينبودن از کارايي لازم برخوردار نيست. رويکردهاي خبري در اين نشريات به دليل فواصل زياد انتشار و سرعت تحولات فناوري اطلاعات ضعيف است.
روزنامهها
پويايي و سرعت تحولات و حجم بالاي اخبار ITباعث شد تا اکثر روزنامههاي کشور سعي کنند با نگاهي اقتصادي به فناوري اطلاعات، صفحه يا صفحاتي را به اين موضوع اختصاص دهند. آنچه که در اين خصوص ميتواند به عنوان نکته مثبت تلقي شود قرار گرفتن همه اقشار در جريان اطلاعات و اخبار حوزه فناوري اطلاعات است. اما جنبه ضعيف اين مساله از آنجا ناشي ميشود که بسياري از اين روزنامهها به جاي توليد محتوا سعي در کپي اطلاعات و مطالب از اينترنت دارند.
سايتهاي اينترنتي
سايتهاي بسيار زيادي در طول پنج سال گذشته در زمينه فناوري اطلاعات شروع به کار کردند که البته بسياري از آنها به اخبار حوزه ميپرداختند و چيزي حدود 30 درصد از توان و امکانات آنها صرف انتشار مقالات و آموزشهاي علمي ميشود، با اين حال اين سايتها تاثير بسياري در توسعه آموزشها و آگاهي عمومي، بهخصوص در بين قشر جوان داشتهاند. با توسعه رشتههاي دانشگاهي مربوط به فناوري اطلاعات موج جديدي از علاقه براي کسب اطلاعات در اين زمينه در ميان جوانان به وجود آمد که بههمين علت، سايتهاي اينترنتي فعال در زمينه فناوري اطلاعات از اقبال خوبي برخوردار شدند.
وبلاگها
وبلاگها، به روزترين و بزرگترين شبکه غير اقتصادي و غيررسمي توليد محتواي فارسي در وب هستند که بخش عظيمياز اين محتوا به دليل ماهيت خود وب بر روي فناوري اطلاعات تاکيد دارد. وبلاگهاي بسياري در انواع زمينههاي تخصصي اين حوزه به فعاليت مشغول هستند که توسط علاقهمنداني که با فراغ بال حاضر به اشتراک گذاري دانش خود با ديگران هستند منتشر ميشوند. شبکه وبلاگهاي فارسي بزرگترين منبع هم افزايي دانش و ارتباطات کاري در زمينه فناوري اطلاعات است که به علت سادگي زبان و نوع آموزشها تاثير فراواني بر ايجاد هيجان يادگيري عموميداشته و دارند.
سمينارها و همايشها
در چند سال گذشته به علت گستردگي حوزهIT، سمينارها و همايشهاي بسيار زيادي در زمينه فناوري اطلاعات شکل گرفته است که بهرغم ضعف ساختاري و اجرايي، بيشتر آنها تاثير مناسبي بر جريان توسعه فناوري اطلاعات در لايههاي تخصصي جامعه گذاشتهاند.
نمايشگاههاي عمومي
نمايشگاههاي عمومي عرصه فناوري اطلاعات همچون الکامپ، الهسيت و... بهترين عرصه براي ايجاد تعامل مستقيم مردم با شرکتها و محصولات مختلف حوزه IT است و برگزاري آنها بهترين زمان براي نشر اطلاعات و آگاهي عمومي نسبت به بخشهاي مختلف آن است. در اينگونه نمايشگاهها که جمعيتي حدود دو ميليون نفر بازديد کننده به سوي آنها سرازير ميشود ميتوان آخرين دستاوردها و فناوريهاي روز دنيا را در معرض ديد عموم، به خصوص قشر جوان قرار داد تا آنان را با تحولات جديد آشنا ساخت. لذا بايد تلاش کرد تا با روشهاي مناسب از فرصتهاي نمايشگاهي در جهت فرهنگسازي و آموزش جوانان استفاده کرد.
صدا و سيما
اين مجموعه بزرگ رسانهاي که مجهز به چندين کانال تلويزيوني و راديويي با گستره انتشار استاني، ملي و بينالمللي است در سالهاي اخير تلاش و اقداميجدي براي استفاده بهينه از پتانسيل عظيم خود در جهت انتشار علوم فناوري اطلاعات در کشور نداشته است
روابط عموميها و سايتهاي سازمانی
در دنياي کسب و کار و تجارت برخط، وبسايتهاي سازماني ديگر به عنوان يک بروشور آنلاين به حساب نميآيند بلکه بخش زنده سازمان در 24ساعت شبانه روز محسوب ميشوند که وظيفه آنها در دو زمينه اطلاع رساني و خدمات رساني خلاصه ميشود. به طور خلاصه ميتوان گفت در دنياي امروز وبسايتها پاشنه آشيل هر سازماني شمرده ميشوند که وظيفه ايجاد ارتباط وتراکنش اطلاعات را بين درون و برون سازمان به عهده دارند. در واقع وبسايتها همچون غشا
زنده اي ورود و خروج اطلاعات را بين سازمان و محيط کنترل و مديريت ميکنند و به همين دليل از اهميت بسزايي در موفقيت فعاليتهاي سازمان برخوردارند. اما راهاندازي چند صفحه وب به خودي خود نميتواند گره گشاي تماميمشکلات و محدوديتهاي سازمانهاي امروزي باشد، چرا که گذشته از مباحث فني و تکنيکي راهاندازي سايت سازمانها، مقوله مديريت آنها امري حساس و مهم در سرنوشت ارتباطات سازماني است. در حال حاضر بسياري از سازمانها بدون توجه به ضرورت اطلاعرساني، مديريت وبسايتهاي خود را به بخشهاي انفورماتيک ميسپارند و اين مساله يکي از چالشهاي مديريت وبسايتها براي اطلاعرساني صحيح، دقيق و به هنگام است. زيرا بخشهاي فني هر چقدر هم در راهاندازي يک سايت حرفهاي تبحر داشته باشند در مديريت محتوا و اطلاعات آن اشراف و توانايي لازم را ندارند. اين در حالي است که بخش روابط عموميسازمانها به عنوان پوياترين بخش براي ورود و خروج اطلاعات ميتواند بهترين موقعيت و ابزار را براي نشر اطلاعات سايت داشته باشد.مقوله مديريت محتواي سايتها از جنبه صحت اطلاعات، ويرايش مناسب و نگارش دقيق و کاربري به جا، مسالهاي است که نميتوان از کنار آن به سادگي گذشت چون با اعتبار و آبروي سازمان ارتباط دارد. بارها و بارها در مرور سايتهاي دولتي و شرکتهاي مختلف ميبينيم که بهروزرساني سايت به عنوان سادهترين اقدام در اطلاع رساني به دست فراموشي سپرده شده است و با پرسش از بخشهاي روابط عموميميبينيم که بخشهاي فني دسترسي لازم را براي اين بخش جهت به روز رساني فراهم نميکنند. رفع اين مساله يعني سپردن وبسايتهاي اطلاعرساني به روابط عموميها با فعاليت در دو جبهه عملي خواهد شد. اولي ايجاد نگرش در مديريت سازمان نسبت به ضرورت اطلاع رساني و ديگري بهروز كردن علميو فني کارشناسان روابط عموميها در مورد اين مساله حياتي. تنها در چنين شرايطي است که مخاطبان سازمان ميتوانند با خيالي آسوده از مواهب اطلاعرساني صحيح و به هنگام سازمان مورد نظر خود بهره مند شوند
وقتي بازتاب هم فيلتر مي شود!
فرنود حسني
عصر اطلاعات، هزاره ارتباطات، دنياي ديجيتال يا هر نام ديگري که براي دوره حاضر مي توان به کار برد با خود ماهيتي را به همراه آورده است که حداقل روي کاغذ تصويري شگرف از مدينه فاضله اي را جلوه مي دهد که ساليان سال فلاسفه و حکما در پي تعريف و تصوير آن بوده اند، و آن چيزي نيست جز جامعه اطلاعاتي، با مختصاتي به وسعت دانش، فناوري و انسان که بيانگر شراکت همگاني در اطلاعات، موقعيت و رقابت آزاد در دسترسي به فرصت ها و جريان آزاد اطلاعات در جامعه است.
در اين مدينه فاضله که در واقع به همه دنيا و انسان ها با عينک دانايي محوري نگريسته مي شود و شعارش ارتقا و بالندگي همه ابنا بشر به وسيله اطلاعات کاربردي و مفيد است، چرخه آزاد اطلاعات به عنوان مهمترين ابزار محسوب مي شود. جريان آزاد اطلاعات فرصت را براي تقابل ديدگاه ها و انديشه هاي مختلف فراهم مي کند و به همگان فرصت مي دهد تا به وسيله رسانه هاي مختلف به نقد و انتشار ديدگاه هاي مخالف و موافق بپردازند. در چنين جامعه اي که قطعا بايد روح عزت نفس براي پذيرش راي مخالف و ديدگاه انتقادي دميده شود تک تک مردم مي توانند رسانه اي حتي در حد يک وبلاگ ساده اختيار کنند و به بيان ديدگاه هاي خود بپردازند.
مميزي، سانسور، فيلتر و... به هر طريقي، بزرگترين مانع و سد در جهت شکل گيري چنين روحيه و امکاني در جامعه است چرا که اين ابزارها به عده اي فرصت مي دهد تا با تکيه بر موقعيت خود جريان آزاد اطلاعات را که مهمترين گام در جهت تحقق جامعه چند صدايي است قطع کنند و در به سادگي با انتقاد ها و ديدگاه هاي مخالف برخورد حذفي داشته باشند.
سايت بازتاب به عنوان يکي از قديمي ترين و فعال ترين سايت هاي فارسي زبان داخل کشور که از ديدگاه مديريتي با استراتژي و برنامه روشن کاري و اقتصادي به فعاليت مشغول بود جز انگشت شمار سايت هايي است که توانسته يک کسب و کار اقتصادي آنلاين را تجربه کند. هر چند که عقبه اين سايت و همچنين فيلترينگ بسياري از سايت هاي سياسي- اجتماعي در سال هاي اخير در رسيدن به اين موقعيت بي تاثير نبوده است اما به هر حال سبک و روشي که بازتاب مورد استفاده قرار داده بود بسيار تاثير گذار و مورد توجه مخاطبان خاص و عام آن بود به گونه اي که اين شيوه عرصه را بر بسياري از رانت خواري ها و ثروت اندوزي هاي نابجا تنگ مي کرد.
هر چند که ممکن است نگارنده در مواردي از نظر فکري با سياست هاي سايت بازتاب موافق نباشد اما نکته اصلي اين يادداشت اينجاست که به هر حال بازتاب نماينده رسانه اي بخشي از جامعه است که اين سايت را مي خواندند و از آن استفاده مي کردند همانطور که عده اي سايت شريف نيوز، خبرگزاري مهر، خبرگزاري فارس، سايت گويا و... را مطالعه مي کنند و از آنجا که احترام به فهم، شعور و اعتقادات مردمي همراه با تکثر رسانه ها از ديدگاه هاي مختلف از ويژگي هاي بارز جامعه اطلاعاتي و جريان آزاد رسانه اي در اين جامعه است با اين شيوه بايد فرصت را براي مخاطب فراهم کرد که خود در مورد سره و ناسره به قضاوت بنشيند.
اميدوارم به زودي اين شرايط در جامعه ما فراهم شود و بازتاب و بسياري از سايت هاي ديگر از محاق فيلتر رهايي يابند و فرصت رقابت و فعاليت براي همه سايت ها با هدف اعتلاي ايران عزيز فراهم باشد
