تبليغاتX
بهترین لینک باکس -

بهترین لینک باکس

هلو

خرده سيستم روانشناسي اجتماعي

اگر شخصي ، سازماني و ملتي مجموعه اي جدا ازهم جلوه كنند بايد گفت سيستم ازارتباطات احتمالي دروني خود دور شده است و تضاعف آن به سوي فرسودگي و كهولت "آنتروپي مثبت " سير مي كند. براي بررسي علل بروز اين وقايع بايد از روانشناسي اجتماعي كمك گرفت . روانشناسي اجتماعي فرايند بررسي هويت اجتماعي است كه الگوهاي رفتاري را در ارتباطات اجتماعي تبيين مي كند. فرايند ارتباطات و الگوهاي رفتاري تحت تاثير عوامل جدول  "2" قرار دارد.

پذيرش عمومي : كنش فوري سيستم نشانگر توافق آني عناصر دروني و بروني است كه به تدريج پذيرش عمومي را به وجود مي آورد. از اين رو، نمايش صحنه هاي جذاب در فيلم سينمايي مي تواند نمونه اي از پذيرش عمومي ايجاد كند. پوشش موردپسند جديد وابتكاري افراد با باوري همراه است كه افكار عمومي آن را به تدريج كسب مي كند، لذانوعي ديگر از پذيرش عمومي است . بنابراين ، اگر مصرف كننده اي الگوي رفتاري خود راچندبار تكرار كند رفتار مزبور مشروع و پسنديده مي شود. اكثر اقدامات جاري سيستم هانشانگر تفاهم عمومي پيش از پذيرش الگوهاي رفتاري است .

 

 

جدول  2  - مولفه هاي تاثيرگذار بر فرايند ارتباطات و الگوهاي رفتاري 

سازو كارها

مولفه ها

* تكرار رفتارها و كثرت واكنشها

 

پذيرش عمومي

* انطباق انتظارات با واقعيتها

* سازگاري معيارها با خواسته ها

* نمايش جلوه هاي باطني شخص

 

هويت

* تبيين خصيصه هاي دروني فرد

* تصوير پردازي از خود در تعامل با ديگران

* تقش راهنما داشتن معيارها در پرورش احساسات

 

هنجارها-احساسات

* الگوي رفتارپردازي محركها - واكنشها

* عمل انگيزشي - ادراكي تصميم سازي

* سازگاري انتظارات با ارزشها

 

انتظارات -ارزشها

* جلوه گري ارزشها در پرورش انتظارات

* پرورش ساز واكنشها و پاسخها

* نشانگرقدرت ، شجاعت ودرايت تصميم سازي افراد

 

فاصله تصميم گيري

* نمايش توزيع نابرابر قدرتهاي تصميم گيري

* نمايش دهنده سرعت و تامل تصميم گير

* پوشش قلمرويي به تعامل نيروهاي دروني فرد

 

ضمير- منش انساني

* صافي ادراك و تحليل

* مولفه هاي هويت ساز فرد

 

 

هويت : اين عامل از مهمترين مولفه هاي روانشناسي اجتماعي است زيرا جوهره جلوه و تصور هر سيستم را نشان مي دهد. هر سيستم تصوري از خود دارد كه بر آن اساس دراذهان عمومي ظاهر مي شود. هويت از منظر شخصي و تلقي ديگران در چارچوب تصورات تبيين مي شود. اين عامل رويكرد سيستم رفتاري در نگرش به خود و ديگران است .

هويت زماني پايدار و باثبات مي شود كه با خودشناسي ، و تصويرپردازي ازخودتكامل يابد. از اين رو سيستمي رفتاري پيش از اتخاذ تصميمي و مبادرت به عملي ابتدا هويت خود را مطابق تصوراتي مي بيند كه در آن زمان پنداشته است ، آنگاه درزمانهاي مختلف به ارزيابي و بازنگري مي پردازد.

در جوامع انساني دو گروه اصلاح گر رفتارها، آموزگاران و نيروهاي انتظامي هستند.ادراك ما از سيستم رفتاري احتمالا نمي تواند همان ادراكي باشد كه ديگران آن را براي خود به وجود مي آورند. كثرت در ادراك افراد از واقعيات جوامع انساني است . تلقيهاي شخص از شجاعت ، سخاوت و زيبايي ممكن است جنبه عمومي نداشته باشد، بر اين اساس است كه بايد به تصويرسازي معرفي فرآورده ها پرداخت تا بتوان ادراك مشترك دراذهان بينندگان به وجود آورد.

 

تصورات را مي توان صافي تفكر انسانها، عطرهاي مست كننده و حسادتهاي انگيزشي معرفي كرد كه با سيستمهاي رفتاري ديگري قابل شناسايي نيستند. وظيفه اصلي روابط عمومي سازمانها تصويرسازي سيستمهاي خدماتي و فرآورده ها، حجم مبادلات تجاري ، كيفيت توليد و موارد استعمال آنها است .

هنجارها - احساسات : بخشي از طبيعت هر سيستم را رسوم و الگوهاي همپاياني شكل مي دهد كه در چارچوب معيارها و ضوابط سيستم برين تحقق مي يابد. مثلا عبارت كار صادقانه در برابر پرداخت صادقانه روزانه نمونه اي از هنجارهاي كاري است . انتقال ساعات و مركز خريد مردم در طول روز به ساعاتي در طول شب و به مراكز خريد دربازارهاي محلي حاكي از امكان تغيير هنجارهاي تغيير ساعت و محل خريد مردم است .از ديگر هنجارهاي جديد، استفاده از خدمات خريد شبكه پستي و اينترنتي است . ازاين رو، شبكه هاي نوين ارتباطات اجتماعي راههاي مناسبي براي آگهي و تبليغات تجاري به روي بازاريابان مي گشايد.

احساسات را مي توان الگوهايي تبييني براي بيان پاسخها "كنشها" در ازاي انگيزه هاي خاص "محرك " تعبير كرد، مثلا كودكي كه بستني روي پيراهن خود مي چكاند انتظار دارداطرافيان به كار او ترحم كنند و از اين كار متعجب شوند.

كارشناسان بازاريابي بايد پيوسته در جستجوي يافتن نشانه هاي تغيير در هنجارها واحساسات خريداران بازار هدف باشند تا بتوانند فرصتهاي جديد را شناسايي و طبقه بندي كنند

فاصله تصميم گيري : حدي است كه افراد براي اتخاذ راهكاري مي پذيرند. از آنجا كه قدرت و درايت تصميم گيري افراد متفاوت است جلوه اي از توزيع ناهمسان تصميمات به وجود مي آيد، اين جلوه نشانگر فاصله تصميم گيري است كه سرعت ، دقت ودورانديشي تصميم گيران را در برابر محركها به مثابه پاسخها نمايش مي دهد. هر اندازه واكنش فرد براي خريد فرآورده اي سريعتر باشد فاصله تصميم گيري كمتر است درحالي كه هرقدرت تامل و كنكاش بيشتري براي خريد فرآورده اي مبذول شود فاصله تصميم گيري بيشتر مي گردد.

 

 

 

انتظارات - ارزشها: اگر سيستمهاي رفتاري صرفا به رفتارهاي خاصي تمايل پيدا كنندو از معيارهاي مشروع و قانوني تبعيت كرده و اساسا هنجارها و احساسات جنبه عقلاني و ادراكي داشته باشند واكنشهاي مثبت ايجاد مي شود. گرايشها و تمايلات افراد در اين وضعيت به ارزشهاي هدف بيشتر جلب مي شوند. در غير اين صورت ، با بروز واكنشهاي منفي زمينه هاي طرد عامل شدت مي يابد.

 

ضمير - منش انساني : عامل مهم تاثيرگذار بر تصميمات سيستمهاي رفتاري ، ضمير ومنش انسان است . اين عامل شبيه ميدان نيرو است كه سيستم رفتاري افراد و سازمانها رااحاطه كرده است . درواقع ، ميدان نيرو مانند صافي كليه ارتباطاتي عمل مي كند كه به سيستم رفتاري وارد و از آن خارج مي شوند. اين ميدان كه ضمير و منش انسان است دائمابه ارزيابي نقاط قوت و ضعف پيامها مي پردازد. بيشتر سيستمها درتلاشند تا انرژي خود رادر سطح حداقلي نگهداري كنند. بقا و تكامل ، اهداف پايدار تمامي سيستمهاي رفتاري است كه نشانه اهميت و ارزش ضمير و منش انساني است . اين حالات براي هر نوع سيستم رفتاري شخص ، سازمان و مردم مصداق دارد ليكن نبايد ازنظر دور داشت كه هدف و پيامد هر نوع تصميم گيري و حركتي در آن راستا، رشد و عزت نفس انسان است ."هاوكنس و لوتانزه  7991".

 

نتيجه گيري

نحوه بررسي رفتار مصرف كننده تاثير بسزايي بر نوع نگرش و تحليل برنامه ريزان سازمانها و طراحان فرآورده هاي صنعتي دارد. تجربه دودهه سياستهاي توسعه صادرات در كشور نشان مي دهد صاحبان صنايع هنوز به نقش بازاريابان در برقراري تعامل سازمان با بازار به خوبي واقف نشده اند. به هرحال ، رويكرد نگرش رفتاري مقاله جلوه اي ازاهميت بهره گيري از روشهاي علمي را براي شناخت هنجارها، انتظارات ، ارزشها واحساسات گوشزد مي كند; علاوه بر اين ، روش نويني پيش روي بازاريابان براي تحقيقات بازاريابي مي گشايد تا با تامل بيشتري به آرمانها و خواسته هاي مصرف كنندگان بپردازند.

شناخت و طبقه بندي ابعاد و خصيصه هاي مصرف كنندگان سرآغاز هرگونه بهره گيري از منابع و فرصتهاي بازار و توانمندشدن براي تامين تقاضاهاست . بازاريابان با تحليلهاي رفتاري ، فعاليتهاي اكتسابي و غيراكتسابي مصرف كنندگان مي توانند وارد حوزه قلمروتصميمها و برنامه هاي هزينه اي مصرف كنندگان شوند و از اين طريق است كه به رسالت خود كه استقرار پل تعامل محيط بروني سازمان با محيط دروني آن بويژه براي طراحان فرآورده هاست تحقق بخشند.

هر بازاري نه تنها بايد براساس ويژگيهاي آن طبقه بندي شود بلكه بايد در چارچوب رفتارهاي مصرف كنندگان آن تجديد طبقه بندي گردد تا متناسب با سازه ها و سازوكارهاي حاصل ، برنامه ريزي توليد و فروش صورت گيرد.

 

 

منابع:

پيترز، توماس جي و رابرت اچ واترمن ، به سوي بهترينها، ترجمه و تلخيص مهدي قراچه داغي ، نشر هماگاه  ، 1374.

پيرس و رابينسون ، برنامه ريزي و مديريت استراتژيك ، ترجمه سهراب خليلي شوريني ،يادواره كتاب  ، 1377.

چت مايرز، آموزش تفكر انتقادي ، ترجمه خدايار ابيلي ، سمت  ، 1374.

حميدي زاده ، محمدرضا، تصميم گيري هوشمند و خلاق ، نشر ترمه  ، 1379.

حميدي زاده ، محمدرضا، پوياييهاي سيستم ، دانشگاه شهيد بهشتي  ، 1379.

* HODGETLS R.M.& F.LUTHAMS INTERNATIONAL MANAGEMENT, MCGRAW-HILL,CO.,SINGAPORE, 1997.

* ROTHSCHILD, M.L, MARKETING COMMUNICATION, D.C.HEATH CO.TORONTO, CANADA 1987.

* RYAN, WILLIAM T.,PRINCIPLES OF MARKETING, LEARNING SYSTEMS CO.ILLINOIS,

چین : پدیده اقتصادی قرن بیست و یکم

و تأملی بر مراودت تجاری ایران و چین

 

20 سال پیش ، یعنی در ابتدای راه سیاست های باز،کمتر کارشناسی توسعه اقتصادی پیشرفت و توسعه کنونی چین را پیش بینی می کرد. در حال حاضر ، سرعت و کیفیت توسعه چین برای بسیاری از پژوهشگران و صاحب نظران اقتصادی و سیاسی مایه تعجب و حتی نگرانی است ؛ تعجب به لحاظ شرایط و سابقه پیچیده ساختارهای سیاسی، اقتصادی و ایدئولوژیک این کشورو نگرانی به دلیل برهم خوردن بسیاری از روندهای اقتصادی چین به هم پیوسته و آثار کوتاه مدت آن بر بازارهای انرژی ، سرمایه و تجارت هویداست.

افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی به طور قابل توجهی به سرعت رشد اقتصادی چین وابسته شده و از سوی دیگر، پویایی اقتصاد جهان ، از آسیا و قدرت اقتصادی کشورهایی چون چین ، ژاپن و هند تأثیر می پذیرد. به این ترتیب ، چین پس از ژاپن که یکی از آسیا و قدرت اقتصادی کشورهایی چون چین ،ژاپن و هند تأثیرمی پذیرد. به این ترتیب ، چین پس از ژاپن که یکی از پدیده های اقتصادی قرن بیستم به شمار می رفت. به تدریج مبدل به پدیده اقتصادی قرن بیست ویکم می شود.

توسعه اقتصادی چین ، محصول یک فرایند هدفمند و برنامه ریزی شده است. این فرایند ، مبتنی بر پایه قدرت اقتصادی و قدرت علمی و فناوری است.

کارشناسان مسائل چین ، پیوند هدفمند توسعه اقتصادی و توسعه علمی را دلیل به وضعیت کنونی چین مهم ارزیابی می کنند.از سال 1979 ، با اجرای سیاست های باز،ساختار علمی ، تحقیقاتی و فنی چین دچار تحول شد. رهبران چین دوراندیشانه ، بنیاد توسعه اقتصادی این کشور را با پیشرفت علوم ، فناوری و تحقیق و توسعه پیوند زدند.

اولین اقدام چینی ها در این زمینه ، ایجاد مناطق ویژه توسعه علوم و فناوری و فعال کردن دانشگاه ها در این مناطق بود. در این راستا ، دولت برنامه های علمی مختلفی را برای توسعه علوم و فناوری و پیشبرد تحقیق و توسعه در پیش گرفت که از آن جمله برنامه صاعقه ، تحقیق و توسعه در فناوری پیشرفته (های تک) ، برنامه مشعل و .. بود. این برنامه ها در طول سالهای گذشته چین به فناوری های پیشرفته از طریق ایجاد انگیزه برای نوآوری ها ، کارآفرینی حمایت های دولت ، حمایت از پژوهشگران و نهادهای پژوهشی ، نقش حیاتی و تعیین کننده داشته است.

از سال 1995 تلاش عمده چینی ها بر محور توسعه و تحقیق در حوزه فناوری پیشرفته متمرکز شده است. همچنین چینی ها برای نهادینه شدن فرایند تحقیق و توسعه در این کشور نهادهایی همچون صندوق ملی علوم طبیعی ، مراکز ملی تحقیقات مهندسی و آزمایشگاه های کلیدی ایجاد کرده اند و حمایت های گسترده مالی و معنوی از دانشگاه ها و پژوهشگران و دانشمندان به عمل آورده اند.

در این راستا ، تدوین و اصلاح قوانینی همچون قانون ثبت حقوق مولفان و مخترعان حقوق ما کیست را در اولویت قرار داده اند. نتیجه این اقدامات، دستیابی چین به مدارج عالی علوم و فناوری است که به بهبود و رقابتی شدن اقتصاد این کشور انجامیده است. در حال حاضر، چین بالاترین میزان سهم تحقیق و توسعه را در میان کشورهای در حال توسعه دارد. بخش اعظم هزینه های تحقیق و توسعه (80%) به توسعه علوم و فناوری اختصاص دارد. علاوه بر این ، چین به لحاظ نگارش و چاپ مقالات علمی ، رتبه نوزدهم را در جهان دارد. تحول مهم چین در راستای پویایی توسعه و تکامل علوم و فناوری و پیوند سازماندهی شده با شرکتها و بنگاه های بزرگ بین المللی در حوزه تحقیق و توسعه (های تک) است که با عضویت چین در سازمان تجارت جهانی تشدید شده است.

بخش قابل توجهی از شرکتهای فعال و بزرگ حوزه رایانه و ارتباطات ، سرمایه گذاری های کلانی در چین انجام  داده اند ، به گونه ای که تنها در بخش ارتباطات ، بیش از 250 مرکز ، برنامه یا آزمایشگاه در فاصله سالهای 1990 تا 2004 ایجاد و اجرا شده است. در این ارتباط ، شرکتهای چینی با هدف بالا بردن توان رقابتی خود ، سرمایه گذاری گسترده ای را به صورت یک جانبه یا مشارکت با شرکت های خارجی آغز کرده اند ، به گونه ای که امروز توان رقابتی روند های تحقیق و توسعه در چین ، با استانداردهای جهانی و در مقایسه با شرکتهای فعال بویژه در حوزه ارتباطات برابر می کند.

 

و اما ایران وچین...

واردات محصولات چینی در چند سال اخیر و قیمت پایین این محصولات برای مصرف کنندگان آنقدر قابل ملاحظه است که به یکی از مباحث مهم مسئولان و کارشناسان اقتصادی تبدیل شده است.

مبادلات ما با چینی ها در حال حاضر آنقدر هست که چین می تواند به عنوان یکی از شرکای مهم تجاری ما در سطح جهان تبدیل شود. این از آن سو مهم است که ما می توانیم در صورت اندیشه درست و اقتصادی رابطه ای دو جانبه ، سالم و به نفع طرفین داشته باشیم تا بر خلاف گفته برخی از کارشناسان که معتقدند واردات کالاهای چینی صنایع ما را با بحران مواجه می کند ، تا بتوانیم با ورود فناوری ساخت محصولات ارزان قیمت با کیفیت بالا ، زیربنای تولیداتمان را آنقدر قوی کنیم تا در میدان رقابت منبع واردات کالاهای رقیب چشم ندوزیم.

روابط اقتصادی ایران و چین

رابطه اقتصادی ایران با چین به سالیان قبل باز می گردد؛ اما پس از انقلاب از 15 سال قبل وارد مرحله خاصی در زمینه تجارت . مبادلات بازرگانی با چین شده است. روابط اقتصادی طرفین نشأت گرفته از تمایل وتوافق مسئولان دو کشور است که اراده آنها در توسعه کار معطوف است.

رقم مبادلات ایران و چین از 200 میلیون دلار در سال 1990 به حدود 10 میلیارد دلار در سال گذشته میلادی رسیده است که این نشانگر تمایل طرفین به افزایش حجم مبادلات و روابط مستحکم اقتصادی است و در سال 84 به طوری تقریبی از مرز 10 میلیارد دلار گذشته که این از نظر حجم مبادلات بسیار بالا و به عبارتی معجزه آساست.

خوشبختانه چین یکی از نادر کشورهایی است که سهم مادر تراز تجاری با آن مثبت است. ایران بین 60 تا 62 درصد از این حجم مبادلات ما با دنیا بسیار ارزنده است. چین با این حجم مبادله کمکم به بزرگترین شریک تجاری ایران در سطح بین المللی تبدیل می شود. به طوری که امیدواری زیادی هست که تا پایان برنامه پنج ساله چهارم از مرز 12 میلیارد دلار هم عبور کند. در سال 2005 در 11 ماه مبادله حجم معاملات از 9 میلیارد و 300 میلیون دلار گذشت و سهم ما در این میان بیش از 68% بود.

قسمت اعظم فروش ما به چینی ها انرژی است یعنی نفت و محصولات پتروشیمی علاوه بر این ، محصولات سنتی ، سنگ های ساختمانی ، انواع محصولات معدنی غیر از مصالح ساختمانی و... تنوع آن زیاد است . این 10 میلیارد دلار آنقدر زیاد است که نمی توان روی اقلام خاصی انگشت گذاشت و می توان گفت همه چیز هست. اما از ایم میان 250 کالای صادراتی سهم انرژی بیش تر از بقیه است . و اما واردات ... حجم قابل ملاحظه ای از واردات پس از ماشین آلات ، محصولات مصرفی خانگی ، کالاهای مصرفی نظیر نساجی و کفش است. همچنین در طرحهای عمرانی مانند طرح راه آهن زیر زمینی ، طرح اسکله ، اتوبان شمال و ...

 

تولید ارزان ، فروش ارزان

کشور چین به صنایعش کمک فراوانی می کند و همین کمک ها باعث می شود تولیدات بسیار ارزانتر به دست مصرف کننده برسد . کشوری که توانسته ظرف 15 سال میزان صادراتش را از 2 یا 3 میلیارد دلار به 500 میلیارد دلار برساند چه کار کرده؟

فقط ارزان تولید کرده و ارزان فروخته و این به دلیل کمک های بی شائبه ای است که دولت چین به تولید کننده هایش می کند. بهره بسیار ارزانی که برای صادر کنندگان محصولات تولیدی و صنعتی وجود دارد. در آنجا بهره بین 4 تا 6 %  است. در حالی که در ایران نرخ بهره دو رقمی بین 12 تا 16 درصد است ، زمین برای ایجاد کارخانه در چین مجانی است در حالی که برای ایجاد کارخانه در ایران قیمت زمین بسیار گران است.

در چین تولید کننده ظرف یک ماه 80 %  پروژه را از طریق دوست تأمین می کنند و از دولت وام مناسبی می گیرد. این حمایت باعث شده است علاوه بر اروپا ، آمریکا ، آسیا و حتی آفریقا هم از ارزان فروختن چین رنج ببرند. پس تنها راهکار چینی ها برای موفقیت ارزان تمام شدن و ارزان فروختن است.

به همین خاطر مسئولان وزارت صنایع باید هیأتی تحقیقاتی به چین روانه کنند الگوبرداری مناسبی از روند رشد اقتصادی در چین به دست آورند، به این وسیله می توانیم قسمتی از راه را برویم. بهترین الگو برای ما خاور است ، چین ، تایوان، مالزی ، و حتی کره جنوبی؛ اما چین در رأس آنها است. این کشورها با حمایت دولتشان به تولید ارزان دست یافته اند؛ اما متأسفانه در ایران تولید کننده برای یک آب و برق و گاز باید چند ماه دوندگی کند. تا آن هم آیا بشود آیا نشود. اما در همین خاور دور که تا چند دهه پیش پشت سر ما قرار داشتند ، ظرف یک هفته امتیاز آب و برق و گاز آماده است.

در قرن 21 در چشم انداز 20 ساله کشورمان این ضعف ها صنعت کشور را آزار خواهد داد و فریاد کارگاه های کوچک بر آمده است. باید آنها را کمک کرد چگونه می توانیم در کارگاههای بزرگ کفش ما 100 کارگر مشغول به کار ند که می توانند 50 هزار کفش تولید کنند؛ اما یک کارگاه چینی با 5هزار کارگر 5میلیون کفش تولید می کند ما چگونه می توانیم با آنها رقابت کنیم . پس باید بیاموزیم و حداقل در پیش بینی برنامه های آینده مان از آنها الگو برداری کنیم. دنیا هم حیران همین است.

چین الان سومین اقتصاد در دنیا را دارد. پس از ژاپن و امریکا و چین در دنیا مطرح است. اما همین چین امروز ادعا می کنند ظرف 10 سال آینده بزرگ ترین اقتصاد دنیا را خواهد داشت البته طبق برنامه ریزی های دولتمردان چین ، تا 3 سال آینده حجم مبادلات این کشوراز 1500 میلیارد دلار هم فراتر خواهد رفت که اگر این رقم برسد در دنیا بزرگترین خواهد شد.

 

کیفیت کالاهای چینی

از حدود 200 قلم کالایی که از چین به صورت قانونی وارد کشور می شود ، بعضی از شرایط استاندارد را ندارند. در سال 1383 امریکایی ها بیش از 250 میلیارد دلار محصول چینی خریدند که قیمت این محصولات 30 تا 40 % قیمت تمام شده محصولات مشابه داخل امریکا بود. جز امریکا کشورهایی اروپایی هم به بازار مصرف کالاهای چینی تبدیل شدند.

چین هم کالای با کیفیت بالا و هم با کیفیت پایین اما دارای استاندارد تولید می کند. بستگی به خریدار دارد که کدام را بخواهد. مثلاَ در امریکا هر دو نوع کالا وارد می شود ، هم با کیفیت بالا هم با کیفیت پایین. کالاهای غیر استانداردی که از امریکا به چین مسترد می شود ، از طریق قاچاق به امریکای لاتین می رود.

در کل 15 تا 20 درصد کالاهای وارداتی به ایران کیفیت پایین دارد؛ اما با توجه به سهم 10 میلیارد دلاری مبادلات حدود 500 میلیون دلار کالای کم کیفیت است که در مقابل این رقم نمی توان زیاد سختگیری کرد . چرا که در صورت سختگیری روابط استراتژیک و بین المللی تجاری ما با چین زیر سؤال میرود. پس باید به خیلی از مسائل دقت کنیم. مثلاَ در چین بهره 6% است و مزد کارگر یک دلار ، اما کارگر در ایران 8 ساعت کار می کند با دستمزد 5/4 دلار . ما قبول داریم که قشر کارگر شریف و مظلوم ، اما چینی ها بیشتر به کارگر فشار می آورند یعنی مزایا را برای آنها مهیا کرده اند، کار هم می خواهند. برای بازدهی بیشتر ، واحدهای مسکونی در کنار کارگاه ساخته شده و در اختیار کارگران قرار گرفته است. بنابراین زودتر به کارگاه می رسند ، کار زودتر آغاز مشود ، علاوه بر آن هزینه راه هم ندارند. بنابراین بهتر از کارگاه ایرانی تا محل کارش که 2 ساعت در راه بوده کار می کند

تولید کننده داخلی و رویارویی با کالاهای ارزان چینی

صدمه اصلی این است که کالاهای چینی هم متوسط است و هم ارزان و مهمتر آن که از طریق قاچاق وارد می شود. یعنی گمرگ نمی پردازند. بنابراین با ارزان فروشی این محصولات تولید کنندگان ما صدمه می بینند. وقتی قیمت یک پیراهن چینی در ایران یک دلار است در صورتی که همین پیراهن برای تولید کنند گان ما کمتر از دو دلار تمام نمی شود ، پس تولید کننده داخلی باید محصول خود را 50 % ارزان تر بفروشد تا قادر به رقابت باشد. اما چگونه می توان جلوی آن را گرفت؟ البته خریداران هم بی توجه هستند و فقط به ارزانی توجه می کنند؛چرا که برخی از این محصولات یک بار مصرف است ؛ ولی چون ارزان  است می خرند. با کالاهای چینی می توان رقابت کرد؛ اما این راه نیازمند ابزارهایی است که دولت باید آنها را ایجاد کند. تنها راهکار ایجاد چنین زمینه ای ، ارزان تمام شدن واحدهای تولیدی و کمک به این واحدهاست که دررأس آن ارائه تسهیلات تولیدی تا 80 درصد قرار دارد، البته با وامهای طولانی مدت متأسفانه ما در حال حاضر در این زمینه مشکل داریم. سیستم بانکی که تنها چنین تسهیلاتی با بهره بسیار کم مانند چینی ها ارائه نمی کند ، بلکه مدت آن نیز یک ساله است و اگر تولید کننده قادر به پرداخت نباشد مابین 6 تا 12 درصد جریمه می شود که این جریمه نه شرعی و نه قانونی و نه وجدانی.

 

مبادلات چین با سایر کشورها

تراز اول تجاری چین با امریکا است در سال 2004 ترازش 250 میلیارد دلار بوده و در سال 2005 به 400 میلیارد دلار رسیده است. پس از آن اروپا است مجموع مبادلات چین با 25 کشور اروپایی معادل 300 میلیارد دلار است. پس از آنها هم ژاپن، استرالیا کشورهای خاورمیانه . کره قرار دارند. در واقع کشوری نیست که با چین رابطه نداشته باشد. تایوان ، هنگ کنگ ، امریکا و اروچای غربی که بازار مشترکند، ژاپن ، استرالیا و امریکای لاتین 10 شریک بزرگ تجاری چین هستند و در واقع در تمام کشورهای بزرگ دنیا یک شهر چینی داریم و آنها به گونه ای عمل کردند که در میان 50 تا 200 واحد اقتصادی در مکانی به نام شهر چینی جمع شوند و در ایران چینی ها در بخش معدن چند واحد ایجاد کرده اند.

 

مزیت های نسبی ایران در مراوده با چین

ما در 4 بخش مزیت نسبی داریم اولاَ محصولات پتر.شیمی که مزیت نسبی بالایی دارند . در ایران از نظر نفت و گاز غنی هستیم و در جهان رتبه های بسیار بالایی داریم. می توانیم در کشورهای دیگر شرکتهای پتروشیمی ایجاد کنیم. دوم مواد غذایی است بخصوص کنسرو. با ایجاد کشت و صنعت های بزرگ می توانیم حرفی برای گفتن داشته باشیم . مزیت بعدی ما در شیلات و محصولات دریایی است. ما از 2 سفره خدادادی خلیج فارس و دریای خزر برخورداریم و می توانیم از این مزیت ها استفاده کنیم. مزیت بعدی ما در بخش معدن است. ما کشوری غنی از معادن هستیم از حدود نیم قرن پیش تا کنون بسیار تلاش ها شده است امت فقط 3 درصد از معادل کل کشور کشف و به بهره برداری رسیده است . ما از بهره برداری 5/97 % مابقی معادل در حال حاضر بی بهره ایم و در این امر مزیت نسبی داریم.

 

میانبر محصولات چینی قاچاق

متأسفانه کالاهای غیر استاندارد که گمرک باز می گرداند به کشور چین باز نمی گردد. بلکه این اجناس به امیرنشین های حوزه خلیج فارس منتقل می شود و از آنجا به صورت غیر قانونی و غیر مجاز وارد کشور می شود و در اختیار مصرف کننده قرار می گیرد. نساجی و کفش بیشترین سهم را در کالاهایی یرقانونی دارند. البه بخشی از کالاهای الکتریکی هم در این زمره اندو متأسفانه با توجه به مرزهای وسیعی که داریم ، جلوگیری از ورود این محصولات بسیار مشکل است. بیشتر قاچاق از سوی بخش خصوصی که در امارات حضور دارند یا در بنادر آزاد هستند، صورت می گیرد. اینها همان افرادی هستند که یا از ایران مهاجرت کردند یا در کشورهایی مانند دبی ، پاکستان ، عمان و یا در شیخ نشین های حوزه خلیج فارس اقامت دارند و با ارتباطی که در داخل کشور برقرار می کنند اقدام به قاچاق کالاهای غیر استاندارد چینی به ایران می کنند.

 

WTO و صادرات

چین الان عضو WTO است و ما هم باید به جرگه این کشورها بپیوندیم وگرنه فاجعه است و اما اگر وارد شویم ، نمی توانیم برای محصولات متوسط چین تعرفه بگذاریم. باید سعی کنیم اصلاَ وارد نکنیم و این که دروازه هایمان را ببندیم چون ما با چین پیش می رویم ، در چشم انداز 20 ساله ما چین خودش را محق 100 میلیارد دلار مبادله با ما می داند و ما هم باید درک کنیم.

اگر دنیا با ما بی مهری می کند . ما از این خرده ریزها صرف نظر کنیم، چین را به عنوان یک دوست اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی حفظ کنیم. نکته بعدی البته مربوط به چین نیست در رابطه با تجارت خارجی است، دولت باید تولید را برای صادرات دررأس اهدافش قرار دهد. در حال حاضر صادرات کشورمان از مازاد نیازهایمان است. فرض کنید زعفران تولید می کنیم. میزانی که نصرف داخلی است برمی داریم و مازاد آن را صادر می کنیم. یعنی ما زعفران برای صادرات تولید نمی کنیم که البته این در اهداف 20 ساله صحیح نیست، بلکه باید تولید برای صادرات هدف باشد. باید دولت کمیسیون ویژه ای را دروزارتخانه ای ذی نفع به منظور بررسی تولید برای صادرات تشکیل دهد که بیندیشد و یک برنامه تحقیقاتی ایجاد کنند تا بتوانیم در دنیای که وارد دهک دوم قرن 21 می شود آماده دیدار با رقبای خود در دنیا باشیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 10:26  توسط مجید  |